یهود و ایران (5)
پس از كودتاي خونين مردخاي و استر، يهوديان در ايران قدرت فراواني به دست مي آورند و به دربار راه مي يابند.
در دوران اردشير اول معروف به اردشير درازدست (فرزند خشايارشا) "نحميا" (Nehemiah ) در ميان صاحب منصبان دربار پارس به مقام بالايي دست يافت و ساقي اردشير دراز دست گرديد:
«در ماه كيسلو در بيستمين سال سلطنت اردشير، وقتي در كاخ سلطنتي شوش بودم، يكي از برادران يهودي ام به اسم حناني با چند نفر ديگر كه تازه از سرزمين يهودا آمده بودند به ديدنم آمدند »
(كتاب مقدس؛ سفر نحميا؛ 1)
از نوشته هاي اين بخش تورات مي توان به ميزان نفوذ يهوديان در دربار ايران پی برد. همانطور كه در اين بخش ذكر شده است نحميا فرزند حكليا، در دربار بود و وقتي عده اي از يهوديان از اوشليم به ايران مي آيند اين گروه خارجي به راحتي مي توانند وارد دربار شاهنشاهي ايران شوند!
گروه مذکور با درمیان گذاشتن اوضاع نامناسب یهودیان اورشلیم با نحمیا، احساسات او را تحریک کردند و ازآن جایی که وی ساقی اردشیر بود توانست با استفاده از نفوذ خود، اردشير را متقاعد كند كه او را به عنوان نماينده ي حكومت پارس به اورشليم بفرستد تا به مرمت شهر و همچنين بهبود اوضاع مردم آنجا بپردازد. اردشير نيز چنين كرد و حتي چندين سردار سپاه و سواره نظام و امان نامه ي حكومتي براي عبور از منطقه ي غرب فرات را همراه وی نمود.
نحميا در مدت دوازده سال يعني تا سال سي و دوم سلطنت اردشير، والي اورشليم بود. در سال 458 پيش از ميلاد نيز بزرگترين كاهن يهودي به نام عزراي كاتب (Ezra )* با فرمان اردشير وارد بيت المقدس شد و طبق اين فرمان اردشير براي انجام مأموريت عزرا، سخاوتمندانه ترين تداركات را مهیا کرد.
پيشكشی هاي سخاوتمندانه سلطنتي، هداياي داوطلبانه يهوديان تبعيدي و ظروفي براي انجام خدمات مقدس به عزرا داده شد تا در معبد اورشليم مورد استفاده قرار گيرد.اردشير چنان اطميناني به عزرا داشت كه اعتبار مالي كامل از خزانه سلطنتي به وي داد تا هر چه را كه براي خدمت هيكل ضروري مي بيند مطالبه نمايد. به واليان ايالت هاي آن سوي فرات فرمان داده شد كه پول و آذوقه لازم در اختيار عزرا قرار دهند تا مبادا خشم خداي اسرائيل بر خاندان سلطنتي وی افروخته شود!
« من اردشير پادشاه، به تمام خزانه دارها در مناطق غرب رود فرات دستور مي دهم كه هر چه عزراي كاهن و عالم به شريعت خداي آسمان، از شما در خواست نمايد تا سه هزار و چهارصد كيلوگرم نقره، ده هزار كيلو گرم گندم، دو هزار ليتر شراب، دو هزار ليتر روغن زيتون و هر مقدار نمك كه لازم باشد فوري به او بدهيد .... همچنين اعلان ميكنم كه تمام كاهنان، لاويان، نوازندگان ريا، نگهبانان و خدمتگزاران يهودي از پرداخت هر گونه ماليات معاف هستند »
(كتاب مقدس؛ سفر عزرا؛7، 21 و 22)
در عصر سلطنت اردشير دوم نيز يهوديان همانند گذشته مراتب، عزت و احترام فراوانی در دربار شاهنشاهي ايران داشتند. عصر اردشير دوم به نام عصر «سوفريم» يعني عصر نويسندگان يا دوره ظهور نويسندگان كتب ديني، معروف است. «سوفر» به معني نويسنده است؛ چون در اين دوره نويسندگان و متفكران بني اسرائيل در پناه آرامشي كه اردشير براي آنان تأمين كرده بود و مخارجي كه از خزانه شاهي ايران براي انجام اين مقاصد هزينه مي شد، به مطالعه، نگارش و تكثير نمودن كتب مقدس انبيا پرداختند. آرامش و آسايشي كه در اين دوره براي اورشليم فراهم گرديد، در عصر هيچ پادشاهي فراهم نشده بودو بواسطه اين آرامش و آسايش بزرگان بني اسرائيل توانستند كتاب مقدس خود را مدون سازند.
« آسايش و آباداني اورشليم تا زمان اردشير سوم، پسر و جانشين اردشير دوم، معروف به اُخُس و نيز زمان پسر اردشير سوم به نام ارشك 338 تا 336 ق.م و همچنين تا پايان سلطنت داريوش سوم (دارا) و نواده داريوش دوم معروف به كدمان (336 تا 330) ق.م ادامه يافت. »
(تاريخ اورشليم (بيت المقدس) ؛ سيد جعفر حميدي ؛ ص 139)
با فروپاشي ايران هخامنشي (320قبل از ميلاد)، دوران سلطه ي اسكندر و جانشينان او بر ايران فرا رسيد و يهوديان ايران به اتباع اين امپراتوري هلني بدل شدند.
در دوران حكومت يونانيان، تقسيمات كشوري دوران هخامنشي كم و بيش محفوظ ماند و "ايالت يهود" (كه شرحش در قبل آمد) نيز، با نام يوناني آن Ioudiaبه يكي از ايالات امپراتوزي هلني بدل شد و يونانيان سرزمين فوق را يك واحد قومي به شمار مي آوردند و سكنه ي آن را يهودي مي خواندند .
* نام ديگر عزرا را عزير (Ozayr)ذكر كرده و گويند او همان است كه يهوديان معتقدند پسر خدا بود و در آخر الزمان ظهور خواهد كرد. در قرآن آيه 30 سوره توبه نام عزير آمده است