بین سال های 50-1340 سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) فعالیت شدیدی را برای کسب اطلاع از سازمان فراماسونری آغاز می کند. از آن جا که ساواک از بسیاری ماجراها با خبر است، لذا از گزارش های این سازمان می توان به عنوان منبع استفاده نمود. ساواک بعد از آن که به ذکر تاریخچه ی مختصری از فراماسونرها پرداخته است و سازمان های وابسته به آنان مانند باشگاه های لاینز و کلوپ روتاری و انجمن تسلیح اخلاقی و حکومت متحده ی جهانی را معرفی نموده، درباره ی خط مشی آن ها مطالبی آورده است مثلاً یک فراماسونر مکلف است در هر موقعیتی به راهنمایی، همراهی و حمایت از برادر خود بپردازد، اگر چه زندگی خود را هم به خطر بیندازد و باید از برادر خود در برابر ظلم دفاع کند.
ساواک عقیده داشت که فراماسونرها اکثراً از طبقه ی مرفه و مؤثر و رجال و سیاستمداران مملکت می باشند و در مواقع خاص و حساس غالباً این امکان را دارند که منشأ حوادث و دگرگونی های سیاسی در کشور شوند، در حالی که علی الظاهر هیچ ردپایی از دخالت آنان در این گونه حوادث به جای نمی ماند.

براساس نظر ساواک، فراماسونری بعد از آن که در سال 1717 میلادی با تشکیل اولین لژ سیاسی و فلسفی در انگلستان از حالت تشکیلات صنفی بنایان آزاد به یک مکتب سیاسی و فلسفی تبدیل شد، خیلی زود به صورت منشأ قدرت فوق العاده و مرکز اجتماع شخصیت های درجه اول درآمد و تشکیلات خاص فراماسونری و لژها و محافل وابسته به آن در کلیه ی شؤون اجتماعی کشورها به طوری رخنه نموده و مؤثر واقع شدند که اجتماعات سری لژها سرنوشت حکومت ها و رژیم ها و افراد را به دست گرفته و بر حوادث و سیر تاریخ مسلط شدند.

ادامه مطلب