میرحسین ایرانی و اسرائیل

این روزها، هم وزارت امورخارجه اسرائیل و هم میرحسین موسوی، به خوبی برای وبلاگ ما  مطلب مهیا می کنند و عامل به روز رسانی آن می شوند!!!

آقای مسیرحسین موسوی در بیانیه ی nاُم خود فرموده اند که:

«برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است»1

لازم است برای اولین بار حرف های میرحسین را تایید کنم و بگویم که بله! این بار نه شما، نه کروبی و نه خاتمی برای وحشی گری عده ای اوباش اطلاعیه صادر نکردید و دعوتشان ننمودید؛ بلکه این بار سایت وزارت امورخارجه اسرائیل بود که در مطالب پی در پی، دست به این کار زد:

دعوت اسرائیل از اوباش برای اقدامات تخریب گرانه در عاشورا

آقای میرحسین در بیانیه  اخیر خود گفته است که "ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم"

بله، آقای میرحسین موسوی این بار هم درست گفت، ایشان  و یارانشان (خاتمی و کروبی) نه انگلیسی اند و نه امریکایی. بلکه ایرانی اند. مسعود رجوی2 هم ایرانی بود، محمدعلی فروغی3 و سید حسن بنی صدر4 هم ایرانی بودند. میرزا آقاخان نوری5، حاج ابراهیم خان کلانتر6 و سید حسن تقی زاده7 نیز ایرانی بودند و وابستگیشان را به غرب رد می کردند.

شما اگرچه نه انگلیسی هستید و نه امریکایی و نه اسرائیلی، ولی خوب خوراکی برای آنها درست میکنید:

لازم است آقای موسوی  سری به رسانه های فارسی زبان بیگانه بزند تا ببیند یهودیان صهیونیستی که حتی اعتقاد به پیامبران یهود ندارند و همان بنی اسرائیلی هستند که پیامبران خودشان را می کشتند، در اینجا چگونه برای تحریک و تشویش اذهان عمومی ندای هیهات من الذلة سر میدهند!

 آقای موسوی و اعوان و انصارشان نیز بدانند که باید در عمل از صهیونیست ها اعلام برائت کنند، نه در بیانیه! تا ابدالدهر نیز اگر در خانه بمانید و بیانیه صادر کنید، صهیونیست ها بیانیه ی شما را در صدر اخبار منتشر می کنند! 


1- http://www.rahesabz.net/story/6872/

2- مسعود رجوی: رهبر سازمان مجاهدین خلق.

3- محمدعلی فروغی: اولین نخست وزیر رضا شاه و اولین نخست وزیر محمدرضا شاه!!!، یهودی الاصل و فراماسون، از بنيانگذاران لژ فراماسونری "بيداري" در ایران، وی سه بار رييس ديوان عالي كشور، سه نوبت نخست وزير، سه نوبت وزير جنگ‌، سه دوره وزير ماليه‌، سه دوره وزير خارجه و يك بار وزير عدليه، سه دوره نماینده مجلس شورای ملی و یک دوره رئیس مجلس بود!!

4- سید ابوالحسن بنی صدر: فرزند آیت الله نصرالله بنی صدر، و نخستین رئیس جمهور ایران!

5- میرزا آقاخان نوری: عامل قتل امیرکبیر و مشهور به اعتماد الدوله، دومین صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار و عاقد قرارداد ننگین پاریس میان انگلستان و ایران

6- حاج ابراهیم خان کلانتر: یهودی و صدراعظم در دوران 3 پادشاه قاجار، وی نیز به اعتمادالدوله معروف بود.

7- سید حسن تقی زاده:دومين استاد اعظم فراماسونری لژ "گراندلژ مستقل ايران"، از بنيانگذاران لژ های آلمانی در ايران و رئیس مجلس سنای ایران، رئیس حزب دموکرات ایران.



منشه امیر کیست؟

صهیونیست های موثر را خوب بشناسیم:

نام: مِنَشِه امير (menashe amir) (מנשה אמיר)
نام اصلي(سابق): منوچهر ساچمه‌چي
سردبير بخش فارسي وب سايت وزارت امورخارجه رژيم صهيونيستي1 (از 1386 تابه حال)
رئيس بخش فارسي راديو اسرائيل2 (از 1987 تا 2004)
رئیس بخش فارسی سايت بنياد يدوشم (بنياد يادبود هولوکاست)3
روزنامه نگار، برنامه ساز و تحليل گر مسائل سياسي ایران در راديو اسرائيل

متولد تهران و ساکن اورشليم

مِنَشه در سال 1319 شمسی در خانواده ای یهودی در تهران متولد شد. خاندان وی از یهودیان همدان بودند و پدربزرگش از راه ساچمه سازی ارتزاق میکرد.

پدر وی "یعقوب ساچمه چی" نیز در همدان متولد شده و بعدا به تهران آمد و در اطراف چهارراه سیروس ساکن شد. وی ابتدا به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس افسر ارتش ایران در رژیم پهلوی شد. پدر منشه در ایام بازنشستگی به یعقوب نزول خوار معروف شده بود.

منشه در دوران دبیرستان (17 سالگی) با توجه به تسلطی که به زبان فرانسه داشت به استخدام روزنامه  کیهان به سردبیری مصطفی مصباح زاده در آمد و به ترجمه ي تلکس هاي خبري فرانسه زبان مشغول شد.

منشه با توجه به ارتباط های وسیعی که با سفارت اسرائیل در ایران داشت، در دهه 40 به اسرائیل مهاجرت کرد و فعالیت خود را در رادیو اسرائیل آغاز نمود.

وی 7 سال پس از مهاجرت به اسرائیل، نام و نام خانوادگی خود را پس از تولد اولین فرزندش (عموی روعی) از "منوچهر ساچمه چی" به "منشه امیر" تغییر داد. علت این تغییر نام از فارسی به یهودی به گفته  خودش، سخت نوشته شدن نام قبلی به عبری و همچنین تلفظ آن توسط دیگران بوده است.4

این یهودی صهیونیست سالهای سال است در عصرهای شنبه، در استوديوي شماره چهار راديو اسرائيل در نزديکي ميدان صهيون اورشليم در قالب تفسیرهای سیاسی هفته به سخن پراکنی علیه حکومت ایران میپردازد. 

منشه امیر از سال 86 به غیر از سردبیری بخش فارسی سایت وزارت امور خارجه اسرائیل، در ستونی به نام "سخن دوست"5در این تارنما دیدگاه های شخصی خود را منتشر می کند. به جرأت میتوان منشه امیر را موثرترین شخص در جریان سازی علیه ایران در رسانه های بیگانه دانست.



منابع:

1- http://www.hamdami.com/

2- http://www.radis.org/

3- http://www1.yadvashem.org/parsi_web/yv.html

4- www.hamdami.com/MFAFA/sochanedoust/201207-29

5- http://www.hamdami.com/MFAFA/sochanedoust/

سایت تلویزیون واشنگتن در حمایت از سایت وزارت امورخارجه اسرائیل


این مطلب ما حسابی رفته رو اعصاب رسانه های بیگانه مثل:سایت تلویزیون واشنگتن که در پستی با عنوان "وقتی یک بلاگر اصولگرا بخش فارسی سایت وزارت خارجه اسرائیل را متهم می کند" نوشته:

نویسنده وبلاگ «صهیونیسم و جهان اسلام»، در پستی تحلیلی پیرامون اینکه «چرا سایت وزارت امورخارجه اسرائیل بخش فارسی دارد؟»، اسرائیل را متهم به فعالیت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی کرده و می نویسد:
"...لازم به ذکر است که وجود چنین پایگاه اینترنتی به زبان فارسی یکی از مهمترین دلایل نقش اسرائیل در تشویش اذهان عمومی مردم ایران است و گواهی است بر فعالیت این رژیم نامشروع ، در راستای براندازی و مبارزه با جمهوری اسلامی و ایجاد فتنه در میهن اسلامیمان. .."



چرا سایت وزارت امورخارجه اسرائیل بخش فارسی دارد؟

وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی یکی از مهمترین و اساسی ترین وزارتخانه های این رژیم غاصب محسوب می گردد. این وزارتخانه دارای پایگاه اینترنتی است که در راستای اهداف و سیاست های این رژیم فعالیت می کند.
این سایت به چهار زبان عبری1، انگلیسی2، عربی3 و فارسی4 فعال است. 

انگلیسی بودن و عبری بودن سایت، دلایل خاص خود را دارد؛ زیرا سایت برای وزارت امورخارجه اسرائیل است و زبان انگلیسی زبانی بین المللی و زبان عبری نیز زبان رسمی صهیونیست هاست. حتی عربی بودن سایت را نیز میتوان توجیه کرد: درصدی از یهودیان ساکن در اراضی اشغالی، عرب هستند و حتی در پارلمان اسرائیل نیز میتوانند کرسی داشته باشند5. لکن فارسی بودن این سایت به راحتی قابل توجیه نیست.  بخش فارسی این سایت در 18 تير 1386 تاسیس شد.

اگر برخی پاسخ دهند علت آن است که درصدی از ساکنین اراضی اشغالی را ایرانیان تشکیل میدهند (135.000 نفر)،6 باید پاسخ داد که درصد بسیار بیشتری از صهیونیست های ساکن اسرائیل از کشورهای روسیه (20 درصد)و بلوک شرق اروپا مهاجرت کرده و حتی زبان عبری نمیدانند7 ولی برای آنها به زبان روسی یا مجاری و... سایتی راه اندازی نشده است. ضمنا اگر سایت فارسی برای ایرانیان ساکن اسرائیل است، چرا مطالبی درخور آنها منتشر نمی کند؟ و این سایت فقط سعی در تشویش اذهان عموم مردم ایران را دارد؟
حتی اگر دوباره توجیه گردد که علت آن است که بیشترین جمعیت یهودی در خاورمیانه پس از اسرائیل در ایران (حدودا 14 تا 20 هزار نفر) هستند8 نیز باید گفته شود که هیچ یک از مطالب موجود در این تارنما به این افراد برنمی گردد و یهودیان ساکن ایران را مورد خطاب قرار نمی دهد، بلکه روی سخنانشان با ایرانیان مسلمان است.

تزیپی لیونی معاون نخست وزیر و وزیر خارجه وقت اسرائیل در زمان گشایش بخش فارسی این سایت ،خود با ارسال پیامی فلسفه ی تاسیس این بخش را اعلام میکند و شک و شبهات توجیه ها را برطرف مینماید . با توجه به اهمیت ماجرا لازم است تمام این پیام در اینجا ذکر شود:

"وزارت امور خارجه اسرائیل امروز راه تازه‌ای را برای گفت و گو با ملت ایران می گشاید. ما همیشه حساب ملت صلح‌دوست و آرامش‌طلب ایران را از حساب رژیمی که با گفتارها و کردارهای خویش موجب انزوای ایران می گردد و آن را به عامل تهدید کننده صلح جهانی مبدل می سازد جدا دانسته ایم.

مناسبات بین ملت ایران، دارندۀ یکی از باستانی‌ترین فرهنگهای جهان، با ملت اسرائیل که یکتاپرستی و کتاب کتابها (تورات) را به جهانیان عرضه کرد، از ۲٧٠٠ سال پیش و هنگامی آغاز شد که نخستین گروه از یهودیان در فلات قارۀ ایران مستقر گردیدند و امروز یکی از باستانی‌ترین بخش از ساکنان ایران را تشکیل می دهند.

ملت اسرائیل همیشه یاد کورش بزرگ را گرامی می دارد که نه تنها یهودیان را از اسارت بابل رهائی بخشید، که به آنان امکان داد به زادگاه و میهن خویش بازگردند و به آنان یاری مادی رساند تا بیت‌المقدس یهود را از نو بنا کنند  همان مکانی که کانون معنویت یهود و نماد کشور نوپای اسرائیل است.

روابط اسرائیل و ایران تا پیش از تغییر رژیم به اوج شکوفائی رسید و مناسباتی به سود دو ملت بود و صلح منطقه را توان می بخشید. در دهه‌های شصت و هفتاد قرنی که پشت سر گذاشتیم، ایران و اسرائیل از مجموعه روابط سازنده و پرباری در همه زمینه‌های اقتصادی، علمی و سیاسی، و از جمله کارآموزی و همکاری در امور پزشکی، کشاورزی و غیره برخوردار بودند.

شوربختانه، تندرویهای رژیم کنونی، اظهارات سران آن در انکار هولوکاست و تهدیدهای علنی علیه اسرائیل و دیگر کشورهای جهان، دو ملت ایران و اسرائیل را از یکدیگر دور ساخته است.

اسرائیل برای پیشبرد صلح با همسایگان عرب، به تلاشی صادقانه ادامه می دهد و برای رفع درگیری با فلسطینیان صمیمانه می کوشد. امید و آرمان ملت اسرائیل دستیابی به همزیستی با همۀ مردمان منطقه است.

برپائی سامانۀ فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل نشان از اهمیتی دارد که اسرائیل برای تحکیم تفاهم و تقویت دوستی با ملت ایران قائل است — تا دو ملت یکدیگر را بیشتر بشناسند و به امید روزی باشند که روابط صلح و دوستی و همکاری بین دو ملت دوباره برقرار شود."9


نکته ی قابل اشاره  دیگری که  در لحظه ی اول خود را مینمایاند، آدرس دامین این تارنما است. کلمه ی Hamdami !!!  همدمی در لغتنامه ی دهخدا اینگونه معنی شده است: هم دمی. همدم شدن. یار بودن. دوستی. مهربانی. هم نفسی. همنشینی. مصاحبت

پر واضح است که انتخاب اینگونه اسامی در راستای همان گفته هایی است که در پیام خانم لیونی آمده و یا سابقا از زبان همین صهیوینست ها شنیده بودیم که : اسرائیل با مردم ایران دوست است و یهودیان و ایرانیان از دیرهنگام رفاقت و دوستی داشته و دارند و مردم اسرائیل با مردم ایران صمیمی و... هستند و سخنانی از این دست10  11. و  گاهی اوقات به برخی موارد همچون وجود خیابان هایی به نام های"کوروش" و "ایران" در اسرائیل اشاره میگردد12 و ذکر میشود که این حکومت ایران است که نمیخواهد میان دو کشور صلح باشد وگرنه ما پیشقدم هستیم!!!

باید توجه داشت که در حال حاضر دشمنی این رژیم نه تنها با حکومت ایران بلکه با مردم ایران  نیز آشکار گشته است. مگر اسرائیل قبل از انقلاب که حکومت ایران، اسلامی نبود و کشور در دست اجیران این رژیم بود، کم به این ملت ظلم کرد13 که حال دشمنی خود را به حساب حکومت ایران میداند و اظهار دوستی با ملت ایران می کند؟

لازم به ذکر است که وجود چنین پایگاه اینترنتی به زبان فارسی یکی از مهمترین دلایل نقش اسرائیل در تشویش اذهان عمومی مردم ایران است و گواهی است بر فعالیت این رژیم نامشروع ، در راستای براندازی و مبارزه با جمهوری اسلامی ایران و  ایجاد فتنه در میهن اسلامیمان.

در مطالب آتی به ابعاد و قسمت های دیگر این تارنما پرداخته و زوایای پنهان و لایه های داخلی آن را آشکار خواهم کرد.


پي نوشت:

دوست خوبم حامد طالبي در مورد تاسيس اين سامانه اين نظر را دارد كه به نظرم صحيح مي‌باشد:

در عين حال همزمان با راه اندازي پرهياهوي اين سايت، سايت فارسي راديو اسرائيل اعلام كرد كه تاكنون به صورت داوطلبانه فعاليت كرده است و به دليل نبود بودجه! قراردادن متن اخبار بروي سايت اينترنتي راديو اسرائيل را قطع مي كند.

سايت فارسي راديو اسرائيل در ادامه متن اعلام قطع فعاليت اين سايت، در يك مظلوم نمايي مضحك، نوشته است : "کاسه صبر ما که سالها داوطلبانه و با صبوري بسيار و با صرف ساعات طولاني اين وظيفه را ادامه داده بوديم، لبريز گرديد و اين خدمت را فعلا راکد ميگذاريم. در طول سالها، اين خدمت داوطلبانه را پس از پايان پخش برنامه زنده، انجام داديم و گاه تا نيمه شب، در ساختمان راديو مانديم تا اين خدمت به بهترين نحو انجام شود."

با توجه به قرائن موجود به نظر مي رسد، سايت هاي فارسي زبان رژيم صهيونيستي در پي ناتواني در القاء اخبار كذب خود به افكار عمومي ايران، دچار بحران شده و يك درگيري دروني در بخش رسانه هاي گروهي فارسي اين رژيم رخ داده است.

تعطيلي سايت فارسي راديو اسرائيل كه خودشان علت آن را نبود بودجه! عنوان كرده اند، در همين راستا ارزيابي مي شود كه رژيم صهيونيستي از اثرگذاري راديو اسرائيل نااميد شده است.


منابع:

1- http://www.mfa.gov.il/MFAheb

2- http://www.mfa.gov.il/MFA

3-http://www.mfa.gov.il/MFAAR

4- http://www.hamdami.com

5- http://www.israel-iran.org/page2b.htm

6- اصلا به گفته ی بی بی سی که از خودشان است: http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/05/070511_of_mp_israel_intro.shtml

7- مقاله محمدصالح النعامی به نشانی: http://www.naamy.net/view.php?id=688 و ترجمه سارا به نشانی http://www.edalatkhahi.ir/002632.shtml

8- آمار دقیقی در این زمینه در دست نیست ولی چیزی مابین 14 الی 25 هزار نفر در منابع کتبی و شفاهی آورده شده

9-http://www.fravahr.org/spip.php?breve350

10- اشاره به پیام تبریک شیمعون پرس رئیس رژیم صهونیستی"

11- یک بام و دو هوا: http://alhadid.blogfa.com/post-159.aspx

12-مقاله ی "دو خیابان در دو پایتخت" نوشته رحیم رمضانی:  www.alefbe.com/article_Ramezani.htm

13- خواندن این بخش از وبلاگم برای درک این ادعا راهگشاست: http://alhadid.blogfa.com/cat-14.aspx مخصوصا ارتباطات ساواک با موساد، و همینطور جشن 2500 ساله شاهنشاهی یهودی!


بازخورد:

این مطلب ما حسابی رفته رو اعصاب رسانه های بیگانه مثل:

سایت تلویزیون واشنگتن که در مطلبی با عنوان "وقتی یک بلاگر اصولگرا بخش فارسی سایت وزارت خارجه اسرائیل را متهم می کند" نوشته:
نویسنده وبلاگ «صهیونیسم و جهان اسلام»، در پستی تحلیلی پیرامون اینکه «چرا سایت وزارت امورخارجه اسرائیل بخش فارسی دارد؟»، اسرائیل را متهم به فعالیت برای براندازی نظام جمهوری اسلامی کرده و می نویسد:
"...لازم به ذکر است که وجود چنین پایگاه اینترنتی به زبان فارسی یکی از مهمترین دلایل نقش اسرائیل در تشویش اذهان عمومی مردم ایران است و گواهی است بر فعالیت این رژیم نامشروع ، در راستای براندازی و مبارزه با جمهوری اسلامی و ایجاد فتنه در میهن اسلامیمان. .."



نقد تارنمای وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی

وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی یکی از مهم ترین و اساسی ترین وزارتخانه های این رژیم غاصب محسوب می گردد. این وزارتخانه دارای سایت اینترنتی است که در راستای اهداف و سیاست های این رژیم فعالیت می کند.

از این پس سعی دارم  در این وبلاگ،پس از ایجاد آشنایی کلی با اهداف، قسمت ها و نویسندگان و گردانندگان این تارنما، به نقد موردی مطالبی که در آن منتشر می شود بپردازم.
جهت مطالعه ی مطالبی از این دست میتوانید به قسمت راست وبلاگ در بخش آرشیو موضوعی به لینک "معرفي و نقد رسانه‌هاي صهیونیستی" مراجعه کنید.

مردي كه به كربلا اقتدا كرده است

تا به حال نتوانسته بودم زندگینامه و شرحی از مبارز بزرگ محمد رمضان عبدالله شلح در منابع فارسی پیدا کنم. حتی در منابع عربی و انگلیسی نیز مطلبی کامل پیدا نکرده بودم. سال گذشته بود که چند روزی را به صورت کامل وقت گذاشتم تا بتوانم زندگینامه ی این جهادگر را استخراج کنم. جهت استفاده علی الخصوص در ایام محرم در اینجا منتشرش میکنم:

گذري بر زندگي و جهاد رهبر جهاد اسلامي فلسطين

محله شجاعيه در روز در اول فوريه‌ي سال 1958 شاهد تولد كودكي بود كه شايد كسي فكر نمي‌كرد امروز هدايت يكي از بزرگترين حركت‌هاي مقاومت و جهاد در فلسطين باشد.

رمضان عبدالله محمد شلح  در همان سالي چشم به جهان گشود كه ياسر عرفات جنبش فتح را تاسيس نمود؛ حزبي كه مي‌خواست براي آزادسازي فلسطين قدمي بردارد؛ اما اكنون فتح در مقابل جنبشي كه محمد امروزه هدايت آن را به عهده دارد ايستاده است. و اين محمد است كه در راه آزادسازي فلسطين مي‌كوشد و اين فتح است كه چوب صلح را بر طبل مي‌زند و نمي‌داند اسرائيل صلح نمي‌فهمد و گفت‌وگو نمي‌‌شناسد و خون مي‌داند و گلوله و زور.
محل تولد محمد رمضان در شرق شهر غزه واقع در نوار غزه قرار دارد و جايي است كه امروزه شاهد جنايات گسترده صهيونيست‌هاست. 

محمد شلح براي تحصيلات تكميلي خود به مصر رفت. جايي كه آن زمان پرچم مقاومت و ايستادگي عليه اسرائيل در ميان كشورهاي عربي در آن به اهتزار درآمده بود و در دانشگاه الزقازيق مصر توانست ليسانس اقتصاد خود را در 1981 اخذ كند و در آن‌جا بود كه با دكتر فتحي شقاقي  آشنا شد. در دهه هفتاد ميلادي او به همراه فتحي شقاقي و چند تن از دانشجويان فلسطيني ديگر كه در مصر مشغول به تحصيل بودند "جهاد اسلامي فلسطين" موسوم به PIJ  را تاسيس نمودند كه هسته اوليه‌ي آن را شصت تن از دانشجويان تشكيل مي‌دادند و اين جنبش در دهه هشتاد در فلسطين توانست به صورت عملي وارد صحنه مبارزاتي عليه دشمن صهيونيستي بشود.
رمضان عبدالله از 1981 تا 1986 به غزه آمد و در دانشگاه اسلامي غزه به تدريس مشغول شد و در طي اين سال‌ها به نوبه خود به دفاع از سرزمين خود پرداخت و در خطابه‌ها و سخنراني‌هاي خود به آگاه‌سازي مردم مشغول شد. اهالي مسجد الرحمن شجاعيه شاهد خطابه‌هاي زيبا و عميق وي بوده‌اند. او توانست از منبرهاي مساجد و تريبون‌هاي دانشگاه نسبت به تعميق آگاهي مردم درباره صهيونيسم، اسرائيل و خطرات آن و راهكارهاي مبارزه با آن استفاده‌هاي زيادي كند و به تبليغ جهادي بپردازد. به همين دليل بود كه در اوت 1983 نيروهاي اسرائيلي به‌قصد دستگيري او به منزل وي ريختند و براي وي و خانواده‌اش محدوديت‌هاي بسياري ايجاد كردند. محمد سال 1986براي تكميل تحصيلات عالي خود به انگلستان رفت و  در 1990  موفق به اخذ دكتري بانكداري و اقتصاد از دانشگاه دوراهام  گشت و پس از آن راهي ايالات متحده شد و علاوه بر نقشي كه در تأسيس «مركز مطالعات اسلام و جهان فلوريدا» داشت به عنوان استاديار نيز در آن‌جا مدتي به تدريس مشغول شد. در همين ايام مؤسس و سردبير نشريه «مطالعات سياسي» بود كه در آن‌جا با توجه به جو غربزدگي كه ميان دانشجويان مسلماني كه به امريكا مي‌رفتند، به مسائل سياسي، تاريخ تمدن اسلامي، استراتژي مبارزه، چگونگي روابط سياسي اعراب، جنگ عربي- اسرائيلي- اسلامي و فلسطين و... اهتمام زيادي داشت.
فتحي شقاقي يار ديرينه محمد شلح كه اولين شخصيت عربي است كه قبل از انقلاب اسلامي ايران كتابي را با عنوان «امام خميني و راه حل اسلامي و جايگزين» نوشته‌ است در مورد وي مي‌گويد: «شبي كه در اين کتاب را در خوابگاه دانشجويي تمام کردم، دستگير شدم؛ ولي رمضان عبدالله دست‌نوشته‌ها را پاکنويس و مخفيانه منتشر کرد.»

محمد رمضان عبدالله، در راستاي فعاليت‌هاي جهادي و مبارزاتي خود در تابستان 1955 به دمشق رفت و به مدت شش ماه در معيت شهيد مبارز دكتر فتحي شقاقي به طرح‌ريزي برنامه‌ها و راه‌كاري عملي و فعاليت‌هاي جهادي براي آزادسازي فلسطين مشغول بود.
 اما چندي نگذشت كه فتحي شقاقي در آبان ماه 1374 (1955)  در جزيره مالت، هنگامي كه قصد ديدار قذافي در ليبي را داشت، توسط دو مامور سرويس ترور موساد به شهادت رسيد. «رمضان عبدالله شلح» بهترين گزينه براي جانشيني فتحي شقاقي بود و در همان سال به عنوان دبيركل جهاد اسلامي معرفي شد.
در 27 نوامبر همان سال بود كه دولت امريكا نام «رمضان عبدالله محمد شلح» را در صدر ليست سياه خود منتشر كرد و با تشكيل دادگاهي در فلوريدا اعلام كرد. وي را در 53 مورد اعم از شركت در فعاليت‌هاي تروريستي، فعاليت عليه منافع اسرائيل، هدايت گروه‌هاي جهادي فلسطيني، فعاليت‌هاي چريكي و بمب‌گذاري و... محكوم نمود. در سال 1998 نيز دولت امريكا طي اعلاميه‌اي براي دستگيري وي پنج ميليون دلار جايزه تعيين نمود و مدتي به مرد پنج ميليون دلاري مشهور بود.
او از آن زمان تا به حال در سوريه ماند و به هدايت جهاد اسلامي ‌پرداخت. رمضان عبدالله در تبيين استراتژي جهاد اسلامي، بارها اعلام داشته كه به اسلام به عنوان عقيده و راه و روش و نظام زندگي پايبند است و در تجزيه و تحليل‌هاي خود درباره ماهيت درگيري‌هاي امت اسلامي با دشمنانش از ارشادات و راهنمايي‌هاي اسلام و قرآن بهره‌هاي فراواني مي‌برد و آموزه‌هاي ديني منبع اساسي سياست‌هاي اين جنبش در زمينه جذب و بسيج نيروها و مقابله با دشمن مي‌باشد.
همچنين او آزادي كامل فلسطين و نابودي موجوديت صهيونيستي و برقراري حكومت اسلامي درسرزمين فلسطين را تضمين كننده تحقق عدالت و آزادي و مساوات و همياري مي‌داند و معتقد است مبارزه نظامي و سياسي و فرهنگي  با استفاده از تمامي امكانات تربيتي و فرهنگي براي تشكيلاتي كه بخواهد آزادي كامل فلسطين را تضمين كند لازم است.

الگوگيري وي در جهاد اسلامي از انقلاب اسلامي ايران و همچنين عاشوراي حسيني همچون شهيد فتحي شقاقي بسيار قابل تأمل است و در خاطره‌اي از وي مي‌خوانيم كه  وقتي دکتر فتحي شقاقي که مکرر از او خواسته بود تا به مطالعه در تاريخ کربلاي حسيني بپردازد پرسيده بود تا کي و به چه مقدار آن را مطالعه کند، پاسخ شنيده بود که آن‌قدر مطالعه کن تا کربلايي شوي! تجربه رهبري مبارزه ملت فلسطين عليه اسرائيل به من آموخته است که تنها راه آزادي فلسطين، اقتدا به آرمان‌هاي کربلايي است، کانوني که بهتر از هر جاي ديگر در آن، مرگ، حيات، زندگي، بودن، رفتن و... معني شده است.
محمد هم‌اكنون در دمشق به همراه همسر و دو دختر و دو پسرش زندگي مي‌كند و هدايت جهاد اسلامي فلسطين را به‌عهده دارد.