رو بازي كنيم
اگر بخواهيم حوادث سياسي جهان را مرور كنيم برخي از آنها از جهتی نقطهي عطفي در تحولات جهان محسوب ميشود.
در جهان معاصر، جنگ هاي جهاني اول و دوم، اعلام استقلال رژيم صهيونيستي، انقلاب اسلامي ايران، فروپاشي شوروي، 11سپتامبر، جنگ 33 روزه و 22 روزه و... مواردي از نقاط عطف تاريخ معاصر ما بودهاند كه تاثيرات زيادي را در منطقهي خود و در سطح جهان بوجود آورده اند.
با نگاهي عميقتر ميتوان دريافت كه هميشه پس از بروز اين موارد گفتمان جديدي بر ديپلماسي جهان سياست حاكم ميگردد. تشكيل سازمان ملل، جنگ تحميلي به ايران، جنگ سرد، حمله نظامي به افغانستان و عراق، روابط نزديك اعراب و اسرائيل و... از جمله برخي عواقب اتفاقات نامبرده محسوب ميگردند كه به نوعي خود مهمتر از علت خود هستند و اگر نگاهي دقيق بدانها بياندازيم، ميبينيم كه بيشترين موارد را جنگها به خود اختصاص دادهاند.
امروزه يكي از مسائل مهم مخصوصا در خاورميانه اتفاقات پس از جنگ 22 روزه غزه است. پس از اتمام جنگ غزه، دولت باراك اوباما جانشين دولت بوش پسر شد و پس از آن بنيامين نتانياهو بر كرسي نخستوزيري به جاي ايهود اولمرت نشست. برخي دولت حاكم بر اسرائيل را نيز افراطيترين دولت اسرائيل ميدانند و نكتهي جالب اينجاست كه برخي از كشورهاي عربي همچون اردن و مصر كه سابقا به صورت مخفيانه و سري با اسرائيل رابطه برقرار ميكردند و ماهانه و فصلي با سران اين رژيم ديدار ميكردند، پس از جنگ غزه و با روي كار آمدن دولت جديد و افراطي صهيونيستي، رابطهي خويش را مستحكمتر كرده و علاوه بر آن تلاش بيشتري بر دوستانه كردن روابط خود دارند. ديدار اخير نتانياهو با مبارك در قاهره خود دليلي بر اين موضع است كه در نوع خود جالب است. زيرا معمولا روساي دولت رژيم صهيونيست اولين سفر خارجي خود را به ايالت متحده انجام ميداند لكن در اين دوره اولين سفر نتانياهو و همراهانش به يكي از قطبهاي كشورهاي عربي يعني مصر بوده است.

در عين حال در همين زمان پاپ بنديكت شانزدهم به عنوان رهبر مسيحيان جهان اولين سفر خود و اولين سفر يك پاپ را به اسرائيل انجام ميدهد و در اين سفر علاوه بر حمله بر اسلام، از هلوكاست اظهار تأسف ميكند.
و از بناي يادبود شوآ (هلوكاست) بازديد كرده.

تمام اين اتفاقات را ميتوان پس لرزههاي جنگ 33 و 22 روزه دانست كه گفتمان جديد را در رابطهي كشورها با اسرائيل آغاز كرده است.
در اين زمانه ديگر همه رو بازي ميكنند و چيزي براي مخفي كاري ندارند. رسانهها نيز ديگر غيرمستقيم حرف نميزنند و رو بازي ميكنند.
نكتهي جالب ديگر در خط مشي سياسي اسرائيل، اين است كه آنان نيز فهيمدهاند كه با تساهل و تسامح نميشود كاری كرد. گفتوگو و مذاكره و صلح معني ندارد. عقبنشيني از مواضع بيفايده است و استقامت است كه ميتواند پيروزي را بهبار آورد. همان كاري كه دولت ايران انجام ميدهد. اگر دولت ايران ميخواست همچون دولتهاي قبلي در برخي مواضع سياست خارجي خود عقبنشيني كند و يا سكوت پيشه كند ،كار بهجايي نميبرد. اگر همچنان ميخواست غنيسازي را تعليق كند بدينجا نميرسيد اگر ميخواست گفتو گوي تمدنها را پرچم ميكرد تا به حال نظريهي جنگ تمدنها آن را خورده بود و اينكه برخي بر دولت انقلابي ايران ميتازند كه چرا در پي تنشزايي است لازم است بدانند اگر امام نيز در زمان حيات خود استقامت نميكرد ايران الآن حال و روزي بدتر از افغانستان و عراق داشت.
حال كه همه رو بازي ميكنند سادهلوحانه است كه پرچم سفيد بالا ببريم.
1. در پاسخ برخي كه بر اين حرف ايراد وارد ميكنند و ميگويند: اگر دولت حاضر در اسرائيل افراطيترين دولت است چرا جنگي نكرده است و شارون و اولمرت افراطيتر بودهاند!! لازم است بگوييم كه: اين دولت از لحاظ ايدئولوژي و كابينه افراطيترين است، هيچ دولتي در اسرائيل تعهدات قبلي خود را زيرپا نگذاشت ولي نتانياهو چنين كرد. دولتهاي قبلي در عين حالي كه بسيار در روش سختگيري ميكردند تسامح و تساهل زيادي داشتند و به همين دليل مردم به افراطيها روي آْوردند. خروج يهوديان از نوار غزه به دستور شارون يكي از همين تساهلهاي استراتژيك اسرائيل بوده است. علاوه بر آن دولتهاي قبلي همچون شارون و اولمرت وباراك نه تنها در جنگهايشان (33روزه، 22 روزه، انتفاضه)پيروز نبودهاند بلكه شكست مفتضحانهاي خوردند و بيشتر باعث قطع اميد صهيونيستها از خودشان شدند. جنگ 22 روزه غزه نيز در دولت بيسر و ته و انتقالي اولمرت و در آستانهي انتخابات به اين دليل بود تا به مردمي كه ميخواهند به افراطيهاي اقبال داشته باشند بگويد كه ما نيز افراطي هستيم ولي عدم پيروزي در اين جنگ بيشتر باعث كم شدن آراءشان در انتخابات شد.
2. برخي كشورهاي عربي نيز همچون سابق زيركانه از اسرائيل دفاع كرده و سعي بر از بين بردن مقاومت دارند كه آنها نيز منتظر شروع مرحلهاي جديد هستند تا رابطهِ خود با اسرائيل را علني كنند.
در جهان معاصر، جنگ هاي جهاني اول و دوم، اعلام استقلال رژيم صهيونيستي، انقلاب اسلامي ايران، فروپاشي شوروي، 11سپتامبر، جنگ 33 روزه و 22 روزه و... مواردي از نقاط عطف تاريخ معاصر ما بودهاند كه تاثيرات زيادي را در منطقهي خود و در سطح جهان بوجود آورده اند.
با نگاهي عميقتر ميتوان دريافت كه هميشه پس از بروز اين موارد گفتمان جديدي بر ديپلماسي جهان سياست حاكم ميگردد. تشكيل سازمان ملل، جنگ تحميلي به ايران، جنگ سرد، حمله نظامي به افغانستان و عراق، روابط نزديك اعراب و اسرائيل و... از جمله برخي عواقب اتفاقات نامبرده محسوب ميگردند كه به نوعي خود مهمتر از علت خود هستند و اگر نگاهي دقيق بدانها بياندازيم، ميبينيم كه بيشترين موارد را جنگها به خود اختصاص دادهاند.
امروزه يكي از مسائل مهم مخصوصا در خاورميانه اتفاقات پس از جنگ 22 روزه غزه است. پس از اتمام جنگ غزه، دولت باراك اوباما جانشين دولت بوش پسر شد و پس از آن بنيامين نتانياهو بر كرسي نخستوزيري به جاي ايهود اولمرت نشست. برخي دولت حاكم بر اسرائيل را نيز افراطيترين دولت اسرائيل ميدانند و نكتهي جالب اينجاست كه برخي از كشورهاي عربي همچون اردن و مصر كه سابقا به صورت مخفيانه و سري با اسرائيل رابطه برقرار ميكردند و ماهانه و فصلي با سران اين رژيم ديدار ميكردند، پس از جنگ غزه و با روي كار آمدن دولت جديد و افراطي صهيونيستي، رابطهي خويش را مستحكمتر كرده و علاوه بر آن تلاش بيشتري بر دوستانه كردن روابط خود دارند. ديدار اخير نتانياهو با مبارك در قاهره خود دليلي بر اين موضع است كه در نوع خود جالب است. زيرا معمولا روساي دولت رژيم صهيونيست اولين سفر خارجي خود را به ايالت متحده انجام ميداند لكن در اين دوره اولين سفر نتانياهو و همراهانش به يكي از قطبهاي كشورهاي عربي يعني مصر بوده است.

در عين حال در همين زمان پاپ بنديكت شانزدهم به عنوان رهبر مسيحيان جهان اولين سفر خود و اولين سفر يك پاپ را به اسرائيل انجام ميدهد و در اين سفر علاوه بر حمله بر اسلام، از هلوكاست اظهار تأسف ميكند.
و از بناي يادبود شوآ (هلوكاست) بازديد كرده.

تمام اين اتفاقات را ميتوان پس لرزههاي جنگ 33 و 22 روزه دانست كه گفتمان جديد را در رابطهي كشورها با اسرائيل آغاز كرده است.
در اين زمانه ديگر همه رو بازي ميكنند و چيزي براي مخفي كاري ندارند. رسانهها نيز ديگر غيرمستقيم حرف نميزنند و رو بازي ميكنند.
نكتهي جالب ديگر در خط مشي سياسي اسرائيل، اين است كه آنان نيز فهيمدهاند كه با تساهل و تسامح نميشود كاری كرد. گفتوگو و مذاكره و صلح معني ندارد. عقبنشيني از مواضع بيفايده است و استقامت است كه ميتواند پيروزي را بهبار آورد. همان كاري كه دولت ايران انجام ميدهد. اگر دولت ايران ميخواست همچون دولتهاي قبلي در برخي مواضع سياست خارجي خود عقبنشيني كند و يا سكوت پيشه كند ،كار بهجايي نميبرد. اگر همچنان ميخواست غنيسازي را تعليق كند بدينجا نميرسيد اگر ميخواست گفتو گوي تمدنها را پرچم ميكرد تا به حال نظريهي جنگ تمدنها آن را خورده بود و اينكه برخي بر دولت انقلابي ايران ميتازند كه چرا در پي تنشزايي است لازم است بدانند اگر امام نيز در زمان حيات خود استقامت نميكرد ايران الآن حال و روزي بدتر از افغانستان و عراق داشت.
حال كه همه رو بازي ميكنند سادهلوحانه است كه پرچم سفيد بالا ببريم.
1. در پاسخ برخي كه بر اين حرف ايراد وارد ميكنند و ميگويند: اگر دولت حاضر در اسرائيل افراطيترين دولت است چرا جنگي نكرده است و شارون و اولمرت افراطيتر بودهاند!! لازم است بگوييم كه: اين دولت از لحاظ ايدئولوژي و كابينه افراطيترين است، هيچ دولتي در اسرائيل تعهدات قبلي خود را زيرپا نگذاشت ولي نتانياهو چنين كرد. دولتهاي قبلي در عين حالي كه بسيار در روش سختگيري ميكردند تسامح و تساهل زيادي داشتند و به همين دليل مردم به افراطيها روي آْوردند. خروج يهوديان از نوار غزه به دستور شارون يكي از همين تساهلهاي استراتژيك اسرائيل بوده است. علاوه بر آن دولتهاي قبلي همچون شارون و اولمرت وباراك نه تنها در جنگهايشان (33روزه، 22 روزه، انتفاضه)پيروز نبودهاند بلكه شكست مفتضحانهاي خوردند و بيشتر باعث قطع اميد صهيونيستها از خودشان شدند. جنگ 22 روزه غزه نيز در دولت بيسر و ته و انتقالي اولمرت و در آستانهي انتخابات به اين دليل بود تا به مردمي كه ميخواهند به افراطيهاي اقبال داشته باشند بگويد كه ما نيز افراطي هستيم ولي عدم پيروزي در اين جنگ بيشتر باعث كم شدن آراءشان در انتخابات شد.
2. برخي كشورهاي عربي نيز همچون سابق زيركانه از اسرائيل دفاع كرده و سعي بر از بين بردن مقاومت دارند كه آنها نيز منتظر شروع مرحلهاي جديد هستند تا رابطهِ خود با اسرائيل را علني كنند.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 12:2 توسط الحديد
|