مسجدالاقصي در خطر است!

توضیح: این عکس در در روزنامه ها و سایتهای رژیم صهیونیستی منتشر شده است و اخباری مرتبط با آن موجود است که به صراحت گفته اند در تاریخ 25 مارس هیکل سلیمان بر مکان مسجد الاقصی قرار خواهد گرفت و زلزله ای در تاریخ بین 16 تا 24 مارس پیش بینی کرده اند که موجب تخریب مسجد الاقصی خواهد شد. هیکل سلیمان نیز از سالها پیش توسط گروههای تندرو یهودی صهیونیست ساخته شده است و تنها منتظر تخریب مسجد الاقصی هستند تا ان را به مکان مسجدمنتقل نمایند. ماکتهای ساخته شده هیکل در موزه های مختلف در سرزمینهای اشغالی موجود است و در موزه ای در مقابل مسجد الاقصی نیز این ماکت وجود دارد و هیکل اصلی نیز ساخته شده و تنها انتقال آن به مکان مسجد الاقصی باقی مانده است.


به عبارت پشت کامیون توجه کنید: "سنگ بنای معبد سوم " The cornerstone of the third Temple"

یکی از کنیسه هایی که درست در زیر مسجد الاقصی ساخته شده . باور آن سخت است.

ادامه نوشته

روز قدس براي منتظري ‌است، امام خميني يا اسلام؟

 
اين روزها در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي حاميان جنبش سبز ميبينم برخي ادعا‌ها اينگونه بيان مي‌شود كه:

«روز قدس که مال بابای حزب‌اللهی‌ها نیست، پیشنهاد اولش را آیت‌الله منتظری داده و از همان سال هم مردم بخاطر آقای منتظری می‌رفتند به خیابان تا از فلسطین حمایت کنند. حالا، هم آقای منتظری نظرش تغییر کرده و هم مردم»

و يا :«پيشنهاد نامگذاري روز قدس از آن آيت‌الله منتظري بوده و به اسم آيت الله خميني تمام شده است و...»

و يا «روزقدس به پیشنهاد جناب آقای آیت الله العظمی منتظری برگذارشدوبعدهاتوسط بعضی هابه سرقت رفت كه البته نفع دنیوی واخروی برای سارق نداشت.»

و ديگر القاءاتي كه به نوعي بخواهند نامگذاري آخرين جمعه‌ي روز قدس را از آن شيخ حسينعلي منتظري كنند. لكن بر تمامي مسلمانان جهان و مردمان ايران بارز است كه نامگذاري اين روز توسط رهبر كبير انقلاب انجام شده است. اگرچه احتمال اين مي‌رود كه آقاي منتظري ميان چند روز مطرح شده براي چنين مراسمي يكي از آن‌ها را كه آخرين جمعه‌ي ماه مبارك باشد را پيشنهاد دهد لكن اين مسئله كاملا مشخص است كه اين عمل تنها از حضرت امام بر مي‌آمده است و تمامي تلاش‌هاي وي براي مبارزه با صهيونيسم و اسرائيل در طول تاريخ معاصر كاملا مشخص است. اگرچه علماي اسلام هنگامي كه متوجه خطر صهيونيسم و رخنه‌ي آن بر ممالك اسلامي شدند بانگ برآوردند و اعلام خطر كردند،1 لكن همگان بر اين باور استوارند كه حضرت امام خميني به نوعي تنها پرچم‌دار مبارزه با صهيونيسم در دوران حكومت پهلوي بوده است.و اولين تحركات سياسي خود را با اين خط مشي پي‌گرفت.

حضرت آيت الله العظمي روح‌الله الموسوي خميني

حضرت امام در سال 1342 (يعني هنگامي كه به تنهايي مبارزات خويش را عليه رژيم پهلوي آشكار كردند) فرمودند كه:

«خطر اسراييل و عمال ننگين آن، اسلام و ايران را تهديد به زوال مي‌كند. من براي چند روز زندگي با عار و ننگ، ارزشي قائل نيستم و از علماء و ساير طبقات مسلمين انتظار دارم كه با تشريك مساعي، قرآن و اسلام را از خطري كه در پيش است نجات دهند.»2

و يا سخناني كه ايشان در فيضيه‌ي قم و يا صحبت‌هايي كه در آن سال در رابطه با مسائل فيضيه و ... مطرح كردند كه باعث دستگيري و تبعيدشد شاهد بر همين مدعاست.

ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز در اولين فرصت، روزي را براي به نمايش گذاردن حساسيت جهاني نسبت به سرنوشت قدس و نجات آن از چنگال صهيونيست‌هاي جنايتكار، به عنوان «روز قدس» تعيين نمودند و پيامي به همين مناسبت صادر نمودند.

امام در اين پيام كه روز 16 مرداد 1358 در سيزدهمين روز از ماه مبارك رمضان سال 1399 هجري قمري خطاب به مسلمانان جهان صادر كردند، چنين فرمودند:

«بسم‌الله الرحمن الرحيم
من طي ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون، اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني پياپي خانه و كاشانه ايشان را بمباران مي‌كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌هاي اسلامي مي‌خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن،‌ به هم بپيوندند، و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي‌كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مي‌‌تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طي مراسمي همبستگي بين‌المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان فلسطين اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم.
والسلام عليكم و رحمة‌الله بركاته
روح‌الله الموسوي الخميني» 3

صدالبته اين نكته بديهي بود كه انقلاب اسلامي كه يكي از آرمان‏هاي‏ اصلي‏اش حمايت از مسلمانان جهان بود،مسأله فلسطين را در صدر اهداف خود قرار دهد.بر همين اساس سياست خارجي منطقه‏اي جمهوري اسلامي ايران در اين‏ زمان بر اساس مخالفت‏هاي شعاري جدي عليه اسرائيل قرار گرفت.مخالفت جمهوري اسلامي ايران با رژيم صهيونيستي مبتني بر اين‏ اعتقاد ايدئولوژيك و انسان‌دوستانه قرار داشت كه اسرائيل دولتي غاصب بوده‏ كه سرزمين فلسطين را كه به عنوان بخشي مهم از سرزمين اسلامي است را اشغال نموده و موجب آوارگي فلسطيني‏ها و محنت فراوان آنان شده است.
اين سياست بدون‏ ملاحظات مادي در چار چوب منافع ملي قرار داشت.به عبارت ديگر، مهم‏ترين‏ عامل در جهت‌گيري سياست خارجي تهاجمي ايران، منافع مادي‏ ملي و ملاحظات بين المللي نبود، بلكه ايران احساس وظيفه ديني و انساني‏ مي‏نمود كه از قضيه فلسطين حمايت كرده و مشروعيت رژيم صهيونيستي را
نپذيرد.4
بدين صورت همانگونه كه حضرت امام نيز مي‌فرمايند كه روز قدس روز اسلام است پس نبايد فرقي بكند كه اين روز از سوي چه كسي انتخاب شده است لكن بايد در مقابل تحريف تاريخ نيز ايستادگي كرد. پس روز قدس از براي اسلام و مسلمين و كمك به مشتضعفان جهان مخصوصا فلسطينيان است نه روزي براي منتظري يا حضرت امام.

در آخر چند كلام ديگر از آن حضرت جهت تنوير افكار منتشر مي‌كنم:

«روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با امريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدارداد. هشدار به اين كه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد!....
روز قدس روزي است كه بايد به همه‌ي ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد....
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همه‌ي ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطره‌ي شما،‌ به واسطه‌ي عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز حيات اسلام است.»5



1- علماي شيعه در مقابل صهيونيسم و شكل‌گيري اسرائيل

2- پاسخ امام خميني به علماي همدان۱۶/۲/۴۲، صحيفه نور، ج۱،ص ۵۰

۳- صحيفه نور، ج۹، ص ۲۶۷

۴- ايران و رژيم صهيونيستي از همكاري تا منازعه، اميرمحمد حاجي يوسفي

۵- صحيفه نور، ج۹، ص ۲۷۷

 

پاسخ امام خميني به علماي همدان، 16/2/42،صحيفه، ج1، ص50. پاسخ امام خميني به علماي همدان، 16/2/42،صحيفه، ج1، ص50.

نگذاریم از روز قدس سوءاستفاده سیاسی کنند

آخرين جمعه‌‌ي ماه مبارك رمضان يادگار بزرگ حضرت روح‌الله است كه روز قدس ناميده شده تا قدس و فلسطين به فراموشي سپرده نشود.

در ایران اسلامی این مراسم همچون سالهای گذشته در حالی برگزار می‌شود که برخی جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب می‌خواهند از این مراسم سوء‌استفاده نموده و با انحراف در شعارهای این روز و همچنین استفاده از نمادها و المان‌های خاصی، این مراسم را به سمت و سویی دیگر بکشانند.

این روزها در پایگاه‌های اینترنتی اصلاح‌طلبان به همان وضوح که در ایام بعد از انتخابات، آشوب و تظاهرات و مقابله با گاز اشک‌آور را آموزش می‌دادند و چندی بعد آموزش چگونه نماز جمعه خواندن را دادند، سعی در آموزشِ چگونگی حضور در مراسم روز قدس را دارند، و یا با ساختن شعارهایی سعی در تحریک در تحریف شعارهای مردمی دارند.

در زیر میتوانیم همگامی وزارت امورخارجه اسرائیل را در کمک به سبزک ها ببینیم که برایشان شعار میسازد تا در روز قدس از آن استفاده کنند:


این روزها مدعیان تقلب و اعوان و انصارشان تلاش دارند تا از حضور مردم در این مراسم، به نفع خود بهره‌برداری کرده و حضور میلیونی مردم را برای فریاد کشیدن بر سر اسرائیل و محکوم کردن صهیونیسم را نشانه‌ی مخالفت با نظام اسلامی تلقی کنند. این در صورتی است که این افراد قبلاً موضعشان را در قبال مسائلی چون مبارزه با صهیونیسم و حمایت از مردم مظلوم فلسطین، اعلام نموده‌اند.

میرحسین موسوی در اولین نطق انتخاباتی خود در تلویزیون اینگونه گفته: «ما موقعی میتوانیم از برادران لبنانیمان حمایت کنیم که خودمان در داخل قوی باشیم. موقعی میتوانیم از آرمانهای فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم»

و یا مواضع بیرشمانه ی کروبی و حزب و روزنامهاش در این قبال کاملا مشخص است که در همین وبلاگ نیز سابقا بر برخی از آنها خرده گرفتهام: فلسطین و مسئولیت ما و چند سوال از اعتماد ملی

با توجه به مشخص بودن موضع افرادی چون میرحسین و کروبی و پیروانشان و همچنین مشخص بودن مواضع امام خمینی ره به راحتی میتوان تناقض میان اهداف و راه و روش این افراد را با راه اصیل انقلاب اسلامی درک کرد.

در این میان با توجه به برنامهریزیهایی که جنبش سبز برای تحریف این روز عزیز در نظر گرفته است چند نکته و توصیه برای ما قابل توجه است:

*مسیرهای راهپیمایی را طبق آنچه که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی قدس و انتفاضه اعلام کرده است طی کنیم.

*از پوسترها و تابلوهایی که احزاب و گروهها پخش میکنند استفاده نکرده و در صورت استفاده از آن به آرم و رنگ و طرح آن اطمینان حاصل کنیم.

*از شعارهای متداولی که در سالهای گذشته مرسوم بوده استفاده کنیم.

*شعارهایی را تکرار کنیم که از بلندگوهای اتومبیلهای مطمئن پخش میگردد.

*از هرگونه درگیری با کسانی که سعی در برهم زدن این مراسم را دارند بپرهیزیم.

به هر حال وظیفهی مردم هشیار است که نگذاریم برخی از روز قدس بهره برداری سیاسی کنند!

اورشليم يا بيت المقدس

عرب كنعاني قبل از 5000 سال پيش قدس را باز سازي كرده و آنرا (اورسالم) ناميدند.
اورسالم نامي تركيبي از دو واژه‌ي «اور» و «سالم» است.
«اور» كلمه اي سومري به معناي شهر است و در زبان عبري نيز اور را آتش،روشنايي و مقدس ترجمه كرده‌اند. اين واژه را در كلماتي چون اورميه (آب مقدس)، اورمزد (روشن‌مقدس) نيز مي‌توانيم مشاهده بكنيم.
«سالم»نيز به مفهوم صلح،سلامتي و آرامش ذكر شده‏.
تركيب اين دو واژه اورسالم را نتيجه ميدهد كه به معناي شهر سلامتي و صلح و آرامش است.
اورسالم نزد يهود به "يروشالايم"  (יְרוּשָׁלַיִם)‎  و فراعنه به "اوشامام" و يونان و روم به "هيروسوليما" و نزد غرب به "جروسالم"(Jerusalem) * (Holy land) شهرت يافت. مسلمين و اعراب آن را بيت المقدس (شهر قدس) ناميدند كه همان ترجمه‌ي اورسالم (مدينة السلام) است.
اين شهر در طول تاريخ نام‌هاي ديگري چون ارين ئيل، ايليا، بيت هميقداش‏، ايليا‌كاپيتولينا را نيز به خود ديده است كه در حال حاضر استعمال نمي‌شود.



اين شهر در 35 درجه و 13 دقيقه طول شرقي و 31 درجه و 50 دقيقه عرض شمالي واقع شده است و در حال حاضر در تقسيمات استاني رژيم صهيونيستي جزء يكي از 7 استان محسوب مي‌گردد.و در حال حاضر از دو قسمت غربی و شرقی تشکیل شده است، که اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بخش غربی آن را ضمیمه خاک خود کرد و در جنگ های شش روزه در سال ۱۹۶۷ بخش شرقی را که مسجدالاقصی نیز در آن واقع شده اشغال کرد. بر اساس قطعنامه‌های سازمان ملل نیز بخش شرقی قدس جزء سرزمین های اشغالی محسوب می‌شود. از سوی دیگر اسرائیل این شهر را پایتخت خود اعلام کرده است. و فلسطينيان نيز بيت‌المقدس را پايتخت دائمي خود مي‌دانند.





براي تصاوير و اطلاعات بيشتر مي‌توانيد به پيوندهاي زير نيز مراجعه كنيد

http://www.bible-history.com/jerusalem/firstcenturyjerusalem_overview.html

http://www.bible-history.com/jerusalem/firstcenturyjerusalem_city_of_jerusalem_illustration.html

http://www.bible-history.com/jerusalem/firstcenturyjerusalem_aerial_view.html


اشاره :
نكته‌ي جالبي كه مي‌توان بدان اشاره كرد اين است كه صهيونيست‌ها بنا بر استراتژي خود به جهت آماده‌سازي براي ظهور منجي يايد چندين مرحله را به اجرا در آورند . يكي از آنها تسط بر منطقه‌ي نيل تا فرات است كه اين هدف را در طراحي پرچم اين رژيم ميتوان مشاهده كرد . اسرائيل نه تنها نتوانسته بر نيل تا فرات بلكه هنوز نتوانسته است بر فلسطين مسلط شود و نه تنها تمام اراضي فلسطين را نيز نتوانسته  اشغال كند بلكه شهر بيت‌المقدس را نيز نتوانسته است به صورت صد در صد به سلطه در آورد و حتي از ايجاد امنيت كامل در شهرهاي بزرگ و شهرك‌هاي خود نيز عاجز است. و در اينجا مي‌توان ضعف و ناتواني صهيونيست‌ها را مشاهده كرد . !

نمای داخلی مسجدالاقصی

هدیه ویژه وبلاگ صهیونسم و جهان اسلام به مناسبت روز جهانی قدس







در این تصویر 360 درجه می توانید تمام نمای داخلی مسجد قدس شریف رو مشاهده کنید.
جهت کسب اطلاعات بیشتري از ساختمان و معماری داخلی مسجدالاقصی و اماکن موجود در حرم الشریف میتوانید کتاب الکترونیکی زیر رو که تالیف خودم هست مطالعه کنید:


 

 


ای مسجدالاقصای شریف و ای ارض مبارک فلسطین
تو را از چنگال صهیونیسم نجات خواهیم داد
و در مصلای قدس نماز وحدت اقامه خواهیم کرد.

موضع گيري امام خميني نسبت به آتش سوزي مسجدالاقصي

 در پي آتش سوزي مسجدالاقصي ، روزنامه الجمهوريه چاپ بغداد در شماره 588 خود در تاريخ 1/8/1348، تحت عنوان مرجع دينی حضرت آيت‌الله خمينی (ره) خواستند كه مسجدالاقصی تجديد بنا نشود چنين نوشت:

«حضرت آيت‌الله خمينی (ره) مرجع دينی، از كليه مسلمانان خواستند كه صفوف خود را در برابر دشمنان متحد سازند. حضرت آيت‌الله طی گفتگويی با خبرگزاری عراق اظهار داشتند: كنفرانس اسلامی كه در اين رابطه منعقد گرديد، منشا خدمتی به سود مسلمانان نشد، بلكه به دشمنان اسلام كمك كرد زيرا اين كنفرانس تلاش داشت كه جنايات صهيونيسم، در آتش زدن مسجد الاقصی لوث شود. جای شگفتی نيست كه كنفرانس مزبور با شكست مواجه شد، زيرا بعضی از شركت‌كنندگان در اين كنفرانس نيت صادقانه نداشتند و به علاوه تناقضاتی ميان شركت‌كنندگان در اين كنفرانس وجود داشت.

 

حضرت آيت‌الله افزودند: تا زمانی كه فلسطين اشغال شده، آزاد نشده است مسلمانان، مسجد‌الاقصی را نبايد تجديد بنا كنند. بگذارند جنايت صهيونيسم همواره در برابر چشمان مسلمانان مجسم باشد و مايه حركتی برای آزادی فلسطين گردد.»




 

امام خمينی (ره) ضمن بحث راجع به حكومت اسلامی در بهمن 1348 نيز نظر خود را راجع به آتش‌سوزی مسجد‌الاقصی و نقشه صهيونيستی و غارتگرانه‌ای كه رژيم شاه در زير پوشش جمع‌آوری اعانه برای تجديد بنای مسجد‌الاقصی دنبال می‌كرد، چنين بيان فرمودند:

 

«... مسجد‌الاقصی را آتش زدند، ما فرياد می‌كنيم كه بگذاريد مسجد‌الاقصی به همين حال نيم‌سوخته باقی باشد، اين جرم را از بين نبريد؛ ولی رژيم شاه حساب باز می‌كند و صندوق می‌گذارد و به اسم بنای مسجد‌الاقصی از مردم پول می‌گيرد تا شايد بتواند از اين راه استفاده نمايد و جيب خود را پر كند و ضمنا آثار جرم اسرائيل را از بين ببرد...»

قدس؛ نگین جهان اسلام

هدیه روز قدس

با توجه به فرارسیدن روز جهانی قدس، فایل  pdf پی دی اف مقاله ای ۳۵ صفحه ای درباره ی بیت المقدس، حرم الشریف، تاریخ و حوادث آن، تهیه شده است .

این مقاله که به تدریج از ۷/۱۱/۸۵ الی ۲۹/۲/۸۶ در این وبلاگ منتشر شد ، هم اكنون در فايل PDF با حجم 1.6 مگا بايت براي بينندگان قابل دريافت مي باشد .

جهت دانلود كليك كنيد

جهت دريافت بر روي تصوير كليك كنيد (و يا پس از كليك راست بر روي تصوير گزينه Save Target as را انتخاب کنید )  :

 

 

روز جدايي حق از باطل


روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد.

روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.

روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين بهوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي .

دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است،‌اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم.

روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي‌توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.

روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است..

جنگ جمعیت

مسئله جمعيت بزرگترين دغدغه صهيونيستها در شهر قدس است و به همين منظور صهيونيستها فعاليت هاي گسترده اي را براي شهرك سازي و اسكان مهاجران صهيونيست در بخش شرقي بيت المقدس در حال اجرا دارند. جنگ فعلي در قدس جنگ جمعيت است . كابينه هاي مختلف صهيونيستي موفق شدند به پيروزي هاي جغرافيايي مختلفي طي چهل سال گذشته دست يابند.

صهيونيستها به دنبال راه هايي براي رهايي از فلسطينيان ساكن قدس مي باشند و رژيم صهيونيستي اكنون در فكر تغيير كامل نقشه بيت المقدس است تا بتواند از اين طريق ضمن خارج كردن مجتمع هاي مسكوني فلسطينيان از حوزه استحفاظي شهر برخي از شهرك هاي صهيونيست نشين را وارد نقشه قدس كرده و برنامه هاي خود را براي ساخت واحدهاي جديد مسكوني در زمين هاي خالي به اجرا گذارد.

سياست هاي رژيم صهيونيستي از بدو اشغال فلسطين تا بحال بيش از 6 هزار واحد مسكوني متعلق به مسلمانان فلسطين را به بهانه هاي مختلفي از جمله امنيت اسراييل و ساخت و ساز غير قانوني ويران نموده است. پاكسازي نژادي و تغيير تركيب جمعيت به نفع يهوديها و واداركردن فلسطيني ها به ترك سرزمين آباء و اجدادي خود از جمله اهداف اين نوع سياست ضد حقوق بشر رژيم اشغالگر فلسطين مي باشد.

جنگ فعلي در قدس جنگ جمعيت است

يك استراتژي بسيار معمول براي رسيدن به مقاصد اخيرالذكر منطقه بندي زمينهاي فلسطيني ها بعنوان "مناطق سبز" بوده است. نقشه هاي منطقه بندي بيت المقدس نواحي وسيعي را با رنگ سبز نشان مي دهد. اين نواحي به طور رسمي به عنوان فضاهاي عمومي تلقي مي شوند! اما در واقع موجوديت آنها براي ثابت نگه داشتن ميزان ساخت و سازهاي فلسطيني هاست. هم اكنون نيز 31 هزار دونم (هر دونم حدود 1800 متراست) در بيت المقدس شرقي بعنوان مناطق سبز منطقه بندي شده است. براي نخستين بار ساختمان سازي يهودي و ايجاد يك شهر يهودي نشين با استفاده از اين استراتژي فريبنده در سال 1973 حدود 500 جريب از روستاي شوفات كه بعنوان منطقه سبز اعلام شده بود، در آن شهرك يهودي نشين راموت نباشد. در آخرين حركت هم در اين مورد "حيل ابوغنيم" بود كه به شهرك يهودي نشين "حارحوما" تبديل شد. لذا هدف از طرح اين مناطق حفظ محيط زيست نيست بلكه غصب اراضي براي توسعه شهركهاي يهودي نشين و در واقع توسعه طلبي اراضي و دست اندازي به زمين هاي اعراب است.

در اين رابطه اكنون صهيونيستها 88 درصد از مناطق اشغالي سال 1967 را به طور مستقيم يا غيرمستقيم در اختيار خود دارند در حاليكه 35 درصد نيز به شكل غير رسمي اما به طور مستقيم در اشغال صهيونيستها بوده و شهرك هاي صهيونيست نشين در چارچوب قوانين مصادره به نفع اموال عمومي در آن ساخته شده است . علاوه بر آن مساحت گسترده اي از زمين هاي قدس قرباني ساختن خيابان ها و مناطق سبز شده است كه مناطق كمربند سبز 51 درصد از آن را به خود اختصاص داده است .

مراكز پژوهشي رژيم صهيونيستي مدتي پيش نگراني شديد خود را از ناكامي سازمان هاي صهيونيستي در متوقف كردن رشد جمعيت فلسطينيان در بخش شرقي بيت المقدس اعلام كردند. به گفته اين مراكز با وجود تمامي تدابيري كه رژيم صهيونيستي اعمال كرده كه از ساختن ديواري در اطراف شهر قدس آغاز و با ابطال كارت هاي شناسايي فلسطينيان جهت اخراج آنها ادامه و منع ساخت و ساز در اين منطقه به پايان مي رسد همگي نه تنها در مهار رشد جمعيت فلسطينيان كارساز نبودند بلكه نتايج معكوسي را هم دربرداشتند.

در سال 1973 كميته وزارتي امور قدس طرح متوقف كردن نسبت جمعيت فلسطينيان را در مقايسه با ساكنان بخش هاي شرقي و غربي قدس به تصويب رساند و براساس آن نبايد اين نسبت بيشتر از 22 درصد باشد . اما اكنون اين رقم به 35 درصد افزايش يافته است مسئله اي كه صهيونيستها را نگران كرده و آنها از برابر شدن جمعيت فلسطينيان و صهيونيستها در قدس شريف طي 20 سال آينده سخن مي گويند . از اين رو هدف اصلي صهيونيستها در حال حاضر كاهش نسبت فلسطينيان به زير 12 درصد از كل جمعيت قدس است . صهيونيستها اين اقدام را از طريق بيرون قرار دادن برخي از مراكز تجمع فلسطينيان از حوزه استحفاظي شهرداري قدس از يك سو والحاق مراكز پرجمعيت صهيونيستي موجود در اطراف شهر به حوزه استحفاظي انجام مي دهند.

صهيونيستها اكنون براساس برنامه هاي « ايهود اولمرت » نخست وزير رژيم صهيونيستي عمل مي كنند كه در چارچوب آن توجه خاص خود را بر بخش قديمي شهر اماكن مقدس برخي از محلات فلسطيني نشين اطراف بخش قديمي متمركز كرده در حاليكه بقيه مناطق فلسطيني نشين خارج از نقشه قدس به مناطق خودگردان فلسطين الحاق خواهد شد.

براساس نقشه جديد كه در چارچوب ديدگاه هاي اولمرت تدوين مي شود شهر قدس اكثريت يهودي خواهد داشت و حداقل 88 درصد از جمعيت شهر را آنان تشكيل داده و تنها 12 درصد از اين جمعيت از آن فلسطينيان مي شود . در اين چارچوب شهر قدس از سه سو (غرب شمال غربي و جنوب غربي ) توسعه خواهد يافت .

صهيونيستها از تغيير كامل نقشه قدس سخن مي گويند و سعي دارند در اين چارچوب اين مراكز جمعيتي جانشين مراكز و محلات فلسطيني نشين شوند . در اين چارچوب صهيونيستها با ساختن ديواري در اطراف شهر قدس حدود 125 هزار فلسطيني ساكن روستاهاي اطراف قدس را از اين شهر جدا كردند.

علاوه بر آن سازمان هاي مختلف صهيونيستي پروژه هاي بزرگ شهرك سازي را در اين منطقه انجام مي دهند يكي از آنها پروژه ايست كه 4 هزار واحد مسكوني ساخته خواهد شد و همچنين 20 هزار واحد مسكوني هم در غرب قدس و اين البته جداي از ساختمان هايي است كه براي مهاجران صهيونيستي در محله هاي فلسطيني نشين داخل قدس ساخته مي شود. احداث 20 هزار واحد مسكوني به معناي حضور يكصد هزار مهاجر يهودي است كه به 182 هزار شهرك نشين موجود در بخش شرقي بيت المقدس اضافه خواهد شد!!. به اين تعداد ساكنان شهرك هاي اقماري قدس همچون معاليه ادمومي و جفعات زئيف و گوش عتصيون هم اضافه خواهند شد.
علاوه بر آنچه كه گفته شد صهيونيستها 200 واحد مسكوني هم در منطقه هتل شبرد در دست ساخت دارند . صهيونيستها فعاليت هاي شهرك سازي خود را با قوانين و مقررات تشويق كننده براي سكونت صهيونيستها از يك سو و افزايش فشار بر فلسطينيان ساكن بيت المقدس از سوي ديگر تقويت مي كنند.

در اين راستا صهيونيستها 10 هزار كارمند را از شهرهاي مختلف فلسطين اشغالي به قدس منتقل كردند كه اين به خودي خود به معناي افزايش 40 هزار صهيونيست در بخش شرقي بيت المقدس خواهد بود . اكنون بزرگترين دغدغه صهيونيستها بخش قديمي شهر بيت المقدس است كه در اطراف مسجدالاقصي واقع است و در آن تنها 5 هزار يهودي در ميان 26 هزار فلسطيني زندگي مي كنند.

صهيونيستها امروز طرحي را تحت عنوان 20 بر 20 در دست اجرا دارند كه در چارچوب آن اكثر ساكنان فلسطيني بخش شرقي قدس هم از آن اخراج مي شوند.

براساس قوانين رژيم صهيونيستي ساخت و ساز فلسطينيان در آن به كلي ممنوع است اكنون صهيونيستها هيچ نقطه اي از قدس را براي ساخت و ساز فلسطينيان باقي نگذارده اند و آنها حتي حق بازسازي املاك خود را ندارند در حاليكه صهيونيستها براي هر نوع فعاليت ساختماني آزاد مي باشند. از ساخت ديوار حايل و شهرك سازي در بخش شرقي بيت المقدس هدفي جز از بين بردن تجمع هاي مسكوني فلسطيني در اين شهر ندارد.

فلسطينيان در مقابل تمامي فشارهاي اعمال شده طي 40 سال گذشته مقاومت كرده و تلاش كردند بافت اجتماعي و آموزشي خود را حفظ كنند. اما به دليل خلا موجود در مرجعيت هاي سياسي در داخل قدس آنها از اين نظر در ضعف به سر مي برند.

با وجود آنكه فلسطينيان موفق شدند طي 40 سال گذشته مقاومت جانانه اي در برابر صهيونيستها از خود نشان دهند مقاومتي كه هرگز نمي توان آنرا ناديده گرفت اما :اگر جمعيتي ديگر وجود نداشته باشد با چه چيزي بايد مقاومت كرد . ؟

 منابع : نشريه نداء القدس
 سايت موسسه تحقيقاتي نداء

آتشی در نگین

با سلام

سی و هشتمین سالگرد به آتش کشیده شدن قبله ی اول مسلمین و نگین جهان اسلام  مسجد الاقصی تسلیت باد .

و البته در اینجا هم آتش شارون در قدس

 

 

 

منابعی بر مسجدالاقصی

با توجه به درخواست تعداد زيادي از بازديدكنندگان و دوستان عزيز جهت درج منابعي كه از آنها براي

سلسله مطالب مربوط به مسجدالاقصي ، استفاده كردم ، و همينطور به دليل رعايت و حفظ امانت داري

منابع زير را خدمت شما معفي مي نمايم :

نام كتاب : بيت المقدس
مولف : مرتضي اسعدي
انتشارات : بنياد دايرة المعارف اسلامي، 
سال نشر : 1367ش،  


نام كتاب : بيت المقدس در اسلام
مولف : محمود معين احمد
انتشارات : كتابخانه مركزي
سال نشر : 1353ش


نام كتاب : تاريخ اورشليم (بيت المقدس)
مولف : سيد جعفر حميدي
انتشارات : امير كبير
سال نشر : 1381ش
 

نام كتاب :فلسطين آزاد مي شود
مولف : محمود حكيمي
انتشارات : شفق،  قم
 سال نشر : 1354ش


نام كتاب : مسجدالاقصي و بيت‏المقدس‏
مهندس جميل موحدخوئي
انتشارات : نمايشگاه و نشر كتاب
سال نشر  : 1358 ش


سايت :
http://www.palestinehistory.com/

http://www.pnic.gov.ps/arabic/palestine/palestinea.html

 

 ضمنا دوستان عزيز اگر در مورد فلسطين ، صهيونيسم ، قدس ، يهود و مسائل   پيراموني كه از آن به معارف فلسطين نام برده مي شود دنبال منابعي چون   كتاب هاي معتبر مي گردند كتاب كتابشناسي تفصيلي فلسطين  ، گردآوري   شده توسط مركز مطالعات فلسطين را نيز پيشنهاد مي كنم تا بهتر و راحت تر   بتوانند با منابع خود آشنا بشوند و دسترسي داشته باشند .

( جهت خريد كتاب روي لينك يا تصوير كتاب كليك كنيد )

 

 

مسجدالاقصی (4) - آتش سوزی

 

در  صبح روز 30 مرداد 1348/21 اوت 1969 يك صهيونيست استراليايي به نام دنیس مایکل روهان " Michael Dennis Rohan" مسجدالاقصی را به آتش کشید. گرچه اسراییلی ها اعلام داشتند که این فرد استرالیایی یک مسیحی صهيونيست دیوانه بود لیکن برخی منابع معتبر نیز بر این عقیده هستند که اين فرد  یک یهودی توریست بود و از لحاظ سلامت عقلی نیز هیچ مشکلی نداشت.
همچنین آثار حریق دلالت بر آن دارد که اشخاص دیگری روهان را در آتش زدن این مسجد از خارج آن و از یکی از پنجره‌های مشرف به باب ‌المغاربه (که اسراییلی ها آن را منهدم کردند) هدایت و یاری رسانیدند.

 

آتش سوزي در مسجدالاقصي

 

  در نتيجه ي اين آتش سوزي منبری که از چوب ساخته شده و با عاج و آبنوس تزيين گرديده بود و در ساخت آن نهايت دقت و ظرافتي كه در هنر اسلامي‏ آن ايام معمول بوده ، به كار رفته بود و  توسط نورالدین زنگی سفارش ساخت داده شده بود بعد از جنگ های صلیبی و فتح بیت‌المقدس در سال 1187 یعنی دوران مسیحیت توسط صلاح‌الدین ایوبی از حلب به بیت‌المقدس آورده شده بود و  به منبر صلاح الدين ايوبي مشهور بود و قسمت هاي‏  زيادي از مسجد طعمه حريق گرديد .

جهت بزرگنمايي روي تصوير كليك كنيد

جهت بزرگنمایی روی تصویر کلیک کنید

علاوه بر منبر صلاح‌الدین ایوبی، مسجد عمر ، محراب ذکریا، مقام الاربعین، سه رواق ممتد از جنوب به شمال با ستون ها و ایوان ها و تزئینات سقفی بر سطح مسجد فرو ریخت. دو ستون اصلی که گنبد روی آن استوار بود و اجزایی از  گنبد داخلی که مزین بود  ، محراب و دیوار های جنوبی ، پوشش مرمری و 48 پنجره گچی، شیشه‌های رنگی و فرش ها، سوره اسراء که با کاشی های معرق و تذهیب شده نوشته شده بود و از بالای محراب به سوی شرق امتداد داشت و بسیاری از تزئینات و آیات قرآنی طی این آتش‌سوزی از بین رفت .
ابتدا دولت اسرائيل‏  آتش سوزي را ناشي از اتصال سيم هاي برق اعلام كرد ، اما اداره برق اين ادعا را رد كرد.
بخش به آتش کشیده مسجدالاقصی 1500 متر مربع از 4400 متر مربع مساحت کلی مسجد را در بر می‌گرفت.
به هر حال،اين حادثه خشم جهان اسلام را برانگيخت و التهابات گسترده‏اي‏  ايجاد كرد.
 يك ماه بعد از اين واقعه،و ظاهرا  در واكنش نسبت به آن، نخستين كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در رباط ، پايتخت مغرب تشكيل شد ؛ يكي از  نخستين اقدامات اولين كنفرانس وزراي خارجه كشورهاي‏  اسلامي كه يك سال بعد تشكيل گرديد آن بود كه روز 30  مرداد/21 اوت هر سال را كه سالگرد وقوع اين حادثه‏  بود،به عنوان روز همبستگي ملت فلسطين اعلام كرد.
در  24 شهريور 1348/15 سپتامبر 1969 نيز شوراي امنيت‏  سازمان ملل متحد، اسرائيل را به لحاظ به آتش كشيده شدن‏  مسجد الاقصي تقبيح و تخطئه كرد.
حدود يك سال بعد از  اين آتش‏سوزي، شوراي اسلامي بيت المقدس تعمير  خرابي هاي ناشي از آن را آغاز كرد. كار اين تعميرات‏  چندين سال طول كشيد، و طي آن بسياري از بخش هاي‏  اين مسجد،از جمله قسمت هايي كه در آتش سوزي خسارتي‏  نديده بود،از نو ساخته شد.علاوه بر اينها ، از محل‏ درآمد موقوفات مسلمانان ، چندين آب انبار و بازارچه‏ ي بزازي و دو مسجد جديد نيز بنا شد و مساجد موجود مرمت‏ گرديد.
اگرچه كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در پي اين آتش سوزي تشكيل شد و ناراحتي را ميان برخي مسلمين به وجود آورد اما هيچ گاه از سوي مسلمين عكس العملي كه بتواند رژيم صهيونيستي را از اين عمل پشيمان كند انجام نشد  . *
براي آگاهي بيشتر ميتوان به گفته ي " گلدا مایر" نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در اين مورد اشاره كرد :
از گلدا ماير نخست وزیر اسبق رزیم وحشی پرسیدند بدترین و بهترین روز عمر سیاسیت چه روزهایی بوده ؟

پاسخ داد :" بدترین و شوم ترین روز عمرم روزی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم . و بهترین روز عمرم فردای روزی بود که مسجد را به آتش کشیدیم ."

پرسیدند دلیل چیست ؟

گفت :" روزی که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم از وحشت و ترس اینکه مسلمانان دنیا همه ما را قلع و قمع کنند و همه ما را به دریا بریزند به خود میلرزیدیم .و بهترین روز عمرم فردای آن روز بود که دیدیم حتی نفسی از کشورهای مسلمان برای اعتراض به ما در نیامد ."


*پي نوشت : اشاره به سخنان مقام معظم رهبري كه در مورد تخريب مسجدالاقصي فرمودند : « واكنش جهان اسلام به تخريب مسجدالاقصي بايد به گونه‏اي باشد كه رژيم صهيونيستي را پشيمان كند »


 تصاوير بيشتر:

(1)    (2)    (3)

 

اين هم فيلم :

مسجدالاقصی (3) - وضعیت بنا

همان طور كه در مطالب قبلي بيان گرديد، حرم الشريف در قله ي كوه موريا واقع شده است و با هدف حفاظت از صخره ي مقدس ، درست بر روي قله كه سنگ معراج قرار دارد قبة الصخره نيز ساخته شد.

كوه موريا از قله به پايين داراي شيب بسيار تندي بوده است و لذا براي از بين بردن آثار شيب، قبه الصخره را بر روي سكوئي بنا نمودند. از اين رو ساختمان مسجدالاقصي را نيز براي آنكه كف مسجد مستوي و سطح صافي داشته باشد و اثر شيب تند كوه در آن نمودار باشد آن را در دو طبقه ساخته اند ؛

برای اینکه مسجد سطح صافی داشته باشد و اثر شیب تند کوه در آن نمودار باشد، آن را در دو طبقه ساخته اند.

 ساختمان مسجدالاقصي از 150 متري جنوب صخره مقدس مي شود. در مسجد زير زميني با افزايش شيب اصلي، ارتفاع ستون هاي آن نيز اضافه مي گردد. سقف مسجد زير زميني بر روي هشتاد و هشت ستون مربعي شكل كه از سنگ ساخته شده اند قرار دارد. اين ستون ها در پانزده رديف واقع شده اند.

راه ورودي مسجد زير زميني از ايوان مسجدالاقصي و با يك راه پله  شروع مي شود. اين مسجد زير زميني در قسمت جنوبي نيز به وسيله دروازه اي به بيرون وصل مي گردد، گفته مي شود كه اين مسجد زير زميني نخستين بار پيش از اسلام به وسيله ي مسيحيان به عنوان كليسا ساخته شده بود و آنان معتقد بودند كه حضرت عيسي عليه السلام از اين محل به آسمان صعود كرده است نيز گفته مي شود در داخل راهرو كنار دروازه ي اين مسجد زيرزميني به قرار اطلاع هنوز كتيبه هايي از دوران قبل از اسلام و نيز آثار تصرف صليبيون بر ديوار آن ديده مي شود .
بر روي مسجد زير زميني، ساختمان اصلي مسجداقصي احداث شده است .

پس از فتح بيت المقدس توسط مسلمانان در سال 638 هـ .ق چنانچه گفته شد، ابتدا مسجد صخره پايه گذاري گرديد و بعدا در ضلع جنوبي حرم الشريف مسجد جديدي به نام مسجد اقصي ساخته شد .
ساختمان اوليه ي مسجد پس از ورود مسلمانان به فلسطين در سال هاي 709 تا 715 ميلادي به دستور وليد بن عبدالملك مروان خليفه اموي بنا گرديد كه قسمتي از همان ساختمان به شكل ستون هاي بسيار بزرگ كه به خوبي از ساير ستون ها و قسمت هاي بناي مجلل مسجد مشخص است هنوز وجود دارد، مشهور است كه خراج هفت سال مملكت مصر براي احداث بناي قبه الصخره و مسجدالاقصي هزينه شده است .
زلزله اي كه در سال 746 ميلادي روي داد به ساختمان مسجد صدمه ي زيادي وارد كرد كه به دستور المنصور خليفه ي وقت عباسي تعمير گرديد، چندي بعد براي دومين بار زلزله اي ساختمان مسجد را لرزاند كه اين بار به دستور المهدي خليفه ي عباسي تجديد بنا گرديد .
عبدالدهر يكي از حكام فاطميون مصر در سال هاي 1034 تا 1036 ميلادي ضمن انجام تعميرات در بناي مسجدالاقصي حصار شهر بيت المقدس را كه در قسمت هاي جنوبي و شرقي آن در اثر زلزله خراب شده بود تعمير نموده و آنها را به ساختمان مسجد اتصال داد.

ساختمان اوليه ي مسجدالاقصي كه به دستور وليد بن عبدالملك ساخته شده، كوچك بود و به تدريج در طي قرن ها ي بعد توسط سلاطين و حكام و سرداران اسلامي وسعت يافت و ساختمان هاي ديگري در اطراف آن احداث گرديد و با دادن تغييرات اساسي در معماري و نقشه و تزئينات آن و نوشتن خطوط عالي و كتيبه هاي زيبا و نصب ستون ها از بهترين سنگ هاي جهان به صورت يكي از بهترين و مجلل ترين مساجد جهان در آمد . (لينك تصوير)


در بين همه ي كساني كه براي نوسازي و توسعه و تزئينات مسجد همت گمارده اند بيش از همه نام و آثار صلاح الدين ايوبي به چشم مي خورد .

در سال 1099 ميلادي كه شهر بيت المقدس در جنگ صليبي به دست مسيحيان افتاد، آنان وارد حرم شده و سردار روم قسمت غربي ساختمان مسجد را به قصر اختصاصي خود تبديل كرد. در سال 1118 ميلادي مسيحيان مسجدالاقصي را قرارگاه نگهبانان خود نموده و آن را به نام كاخ سليمان ناميدند. علاوه بر آن قسمتي از مسجد را نيز محل انبار وسائل و لوازم خود ساختند و در اطراف مسجدالاقصي ساختمانهاي زيادي براي انبار و اسلحه خانه هاي خود بنا نمودند .
مسيحيان صليبي در تصرف بيت المقدس و ورود به حرم شريف و تجاوز به ساحت مسجدالاقصي اين قديمي ترين زيارتگاه پيروان اديان توحيدي جهان چنان فجايعي از قتل و آدمكشي و غارت به بار آوردند كه درجزو آثار ننگين تاريخ ثبت گرديده است به طوري كه "وايمون اداژيل" قسيس فقط ده هزار نفر را كه به حرم شريف پناه برده بودند در داخل حرم كشتند و در نتيجه ي آن در داخل حرم به قدري خون جمع شده بود كه لاشه هاي مقتولين در آن شناور بود .

مسجدالاقصي (2) - ساختمان

مسجدالاقصی مسجدیست در جنوب حرم الشريف .

طول مسجد اقصي 5/81 و عرض آن 5/54 متر است .

مسجد در كل داراي 11 درب ورودي است : 7 درب در شمال ، 1 درب در شرق، 2 درب در غرب و 1 درب در جنوب مسجد.

سمت شمالي مسجد از بيرون داراي هفت ايوان طاق نماي بسيار زيبايي مي باشد كه تماما از سنگ تراش ساخته شده اند . درب بزرگ ورودي مسجد در ايوان وسطي قرار دارد كه ارتفاع آن بلندتر از ايوان هاي ديگر بوده و طاق نماي آن بزرگتر از طاقنماهاي ديگر مي باشد . به علاوه بر روي آن طاق نما هاي كوچكتر با ستونهاي مرمرين زيبايي تعبيه شده است .

 

مسجدالاقصي


به همين ترتيب داخل مسجد نيز شش رديف ستون آزاد و دو رديف ستون جانبي متصل به ديوار هاي شرقي و غربي وجود دارد . سقف مسجد در قسمت وسط به شكل شيرواني و در ساير قسمت ها طاق نما مي باشد  و در رديف ستونهاي وسطي و سقف شيرواني شكل روي آنها بلندتر از قسمت هاي ديگر مي باشد .

 

درون مسجدالاقصي


بعضي از ستونهاي مسجد كه در قسمت غربي و قديمي ترين قسمت مسجد هستند از سنگ و آجر ساخته شده و پهن و عرض هستند كه ابعاد آن 2×3 متر مي باشد و با گچ نماكاري شده اند ولي در قسمت هاي مركزي و شرقي مسجد ستونها سنگي و از بهترين نوع سنگهاي مرمر درخشان و شفاف جهان هستند كه به رنگ هاي مختلف سياه – سبز – بنفش – سفيد شيري – كبود يشمي و غيره شكوه خاصي به ساختمان با عظمت و فضاي ملكوتي مسجد بخشيده اند .
ارتفاع اين ستون هاي سنگي كه يك پارچه هستند در حدود 5 متر مي باشد .

 

سطح دروني اين گنبد عظيم از طلاي ناب تزيين شده و گفته مي شود وزن طلا هاي به كار رفته در سقف از ده ها كيلوگرم متجاوز است


در قسمت جنوبي و وسط ، يك گنبد بلند و  بزرگ وجود دارد و در زير آن محراب با شكوه مسجد به نقش و نگار بسيار عالي تزئين يافته و كتيبه‏اي‏ دارد كه نشان ميدهد صلاح‏الدين در سال 583 هجري اين محراب را بنا نموده است و در همين جا يك منبريست كه از بهترين چوب ها  كه در آن با عاج و صدف‏ منبت‏كاري شده كه نهايت درجه حيرت‏انگيز ميباشد و از كتيبه‏اي كه در آن‏ موجود است معلوم ميشود كه اين منبر در سال 564 هجري ساخته شده و شيشه‏هاي پنجره‏هاي بالاي محراب آن متعلق به قرن شانزدهم ميلادي است. (اين منبر در سال 1996 در يك آتش سوزي از بين رفت كه شرحش در آتي مي آيد )  لينك تصوير

سطح دروني اين گنبد عظيم از طلاي ناب تزيين شده و گفته مي شود وزن طلا هاي به كار رفته در سقف از ده ها كيلوگرم متجاوز است . . بر كناره سقف گنبد و اطراف سر ستون ها و حاشيه محراب آياتي از قرآن كريم با بهترين خط نسخ عربي و كوفي كه گاهي از طلاي ناب و برجسته هستند ديده مي شوند .
احساس زيبايي مسحور كننده خطوط اين آيات شريفه و تلألو آنها در آيينه هاي مورب و درخشان رنگي ستونها ي سنگي مسجد اثر پر ابهتي كه در دل آدمي ايجاد مي كند روح و جسمانسان را چنان در عظت حقيقت و محتواي آيات قرآن فرو ميبرد كه آدمي به يكباره خود را از قيد زمان و مكان و تعلقات فاني زندگي مادي رهاديده .
در كنار يكي از ستون هاي گنبد بزرگ سكوئي سنگي به ابعاد 2×3 متر بر روي چهار ستون مخصوص به ارتفاع تقريبي سه متر قرار دارد كه موذن ، قاري قرآن و مكبر با يك پلكان مخصوص به آتجا رفت و مخصوصا روزهاي جمعه در اداي مراسم نماز جمعه از روي آن سكو انجام وظيفه مي كنند . كف مسجد كه از سنگ و كاشي ساخته شده از فرش هاي ايراني مفروش است .
در سمت جنوب غربي ساختمان مسجد به صورت زاويه اي به سمت غرب ادامه پيدا كرده است كه به نام مسجدالابيض (مسجد سفيد) يا مسجد زنان مي نامند . از غرب مسجد زنان بلافاصله كمي ساختمان موزه اسلامي و به علاوه يك مناره بلند و با شكوه درست در گوشه جنوب غربي حرم شريف قرار دارد . موزه اسلامي و مسجد زنان وصل به ديوار جنوبي و غربي حصار حرم شريف واقع شده اند و در شمال موزه باب المغاربه (دروازه ي غربي) تعبيه شده است .
در سمت شرقي مسجدالاقصي و وصل به آن ساختمان هاي ضميمه به اسامي محراب زكريا ، مسجد چهل شهيد و مسجد عمر شاخته شده اند كه همه آنها به طوري كه در تصوير ديده مي شود با طاق نما و درب مخصوص به داخل مسجدالاقصي راه دارند . مسجد عمر از همه ي آنها بزرگتر است .
اگر درباره اوصاف ساختمان مسجد و مشخصات معماري و مصالح ساختماني و جزء به جزء ظرايف هنري و عظمت ستونها و خطوط كتيبه ها و محراب و گنبد و ضمائم آنها بخواهيم بررسي نموده و همه را بنويسيم در چنين مقالاتي جاي نمي گيرد و لاجرم كتابي را ميخواهد .

مسجدالاقصي (1) - وجه تسمیه

 

نام مسجدالاقصي از آيه ي اول سوره ي مباركه ي اسراء (بني اسرائيل) اخذ شده است :

 

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَه ...

 

ترجمه ي تحت اللفظي مسجدالاقصي  ، "مسجد دور تر " است .

اكثر مفسران نيز گفته اند كه منظور از آن،  مسجدي است كه در حوزه ي عبادتگاه بيت المقدس ساخته شده است .

ملا حسين كاشفي از مفسران قرآن نيز در تفسير اين لغت مي گويد :« مسجد دور تر از اهل مكه »

با دقت در اين كلام چنين بر مي آيد كه اقصي را به معني دور تر با مستتر شدن جمله ي (از اهل مكه) در نظر گرفته است . كه البته با توجه به مقياس حركت وسايل نقليه و معيار مسافت هاي آن زمان و محدود بودن تعداد مساجد روي زمين، در حقيقت مسجد بيت المقدس دورترين مسجد نسبت به مسجدالحرام (درمكه) بوده است ، به شرحي كه ابوبكر عتيق نيشابوري در حديث معراج مي گويد ، طي كردن مسافت بين مكه و بيت المقدس در آن زمان يك ماه طول مي انجاميد.

 

نظريه ي ديگر در وجه تسميه مسجدالاقصي به لسان قرآن از توجه به جنبه تركيب  نحوي آيه است : چرا در آيه ي مباركه، كلمات "المسجد" و "الاقصي" هر دو با "ال" ذكر شده اند ؟ اگر "ال" را در مسجد،  ال معرفه و تعريف  بگيريم اينطور نتيجه گرفته خواهد شد كه اين مسجد قبلا در قرآن مورد گفتگو قرار گرفته و از نظر گوينده يا شنونده و به طور كلي در ميان مردم در زمان نزول قرآن معروف بوده است و كلمه ي مسجد گر چه لغت عربي است ولي چون قبل از اسلام متداول نبوده بنا بر اين به همان معني عام خود يعني سجده گاه معهود تلقي مي گردد و مي دانيم كه در صدر اسلام و در زمان نزول اين آيه چنين محل سجده و عبادتي دور از مسجدالحرام كه در ميان مردم زمان معروف و شناخته شده بود همان عبادتگاه بيت المقدس بوده است .

ثانيا قابل توجه است در حالي كه در نقاط ديگر قرآن در يك بيان عام از اين محل با كلمه "مقدس" تعبير و ياد شده است ولي در اينجا با لغت خاصي كه حاكي از يك بعد مكاني است توصيف و بيان شده است.

به نظر مي رسد كه علت بيان مسجد را در اين آيه با صفت اقصي بايد در رابطه با جمله "اسري بعبده" جستجو كرد زيرا هدف نشان دادن و مجسم ساختن اهميت و عظمت حركت پيغمبر (ص) در آن سير شبانه بوده است كه در معيار سنجش هاي زماني و مكاني بشر ،امر خارق العاده اي مي باشد به همين دليل  مثلا به جاي جمله ي " من المسجدالحرام  الي المسجدالمقدس الذي باركنا حوله ..." كه در رابطه با نحوه ي بيان قرآن در ساير نقاط عادي به نظر مي رسد فرموده است :" من المسجدالاحرام الي المسجدالاقصي الذي باركنا ... "

 

به هر حال آنچه امروز به طور عيني به نام مسجدالاقصي مشهود است مسجدي است كه در شهر بيت المقدس و در جنوب حرم شريف واقع است كه البته در بيان قرآن و حتي دربيان مردمان، منظور از مسجدالاقصي تنها  ساختمان اصلي مسجد نيست بلكه منظور حتي صحن حرم الشريف و مجموعه ي اماكن مقدسه واقع در آن نيز مي باشد .

 

   شعراي ايراني نيز در اشعار خود براي ارائه معياري جهت ابراز تقدس و عظمت معنوي،  به مسجدالاقصي تمسك جسته اند :

 بگردانم ز بيت الله قبله         به بيت المقدس و محراب قبله             خاقاني

آستان حضرتش را از شرف     صخره و محراب اقصي ديده ام             خاقاني

چو مرغي از مدينه پر بريده     به اقصي الغايت اقصي رسيده            نظامي



قبةالقضاء ( قبة السلسله)

                               

قبه القضاء

همان طور كه در شرح قبة الصخره ‌در پست  پيشين بيان كردم، از درب شرقي قبه الصخره به باب القضاء ياد مي كنند.

وجه اين تسميه آن است كه در مشرق صخره ي مقدس و در محل قبة القضا، تخته سنگ بزرگي بوده كه حضرت داود (ع) بامدادان و شامگاهان بر روي آن نشسته و به عرض حال مردم و شكايات و اختلافات آنان رسيدگي مي كرده و احكام شرعي را صادر و اجرا مي نموده است، كما اينكه در قرآن كريم حضرت داود (ع) به اين صفت متصف گرديده است .( آيه شريفه 26 سوره ص):

 

                               

قبة السلسله

  

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ

 و گفتيم:اى داود! همانا تو را در زمين جانشين [ و نماينده خود ] قرار داديم ; پس ميان مردم به حق داورى كن و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف مي  كند . بى ترديد كسانى كه از راه خدا منحرف مي  شوند،چون روز حساب را فراموش كرده اند، عذابى سخت دارند .

 

       قبه السلسله dome-of-chain

 

 به ياد موقعيت اين تخته سنگ كه در حقيقت مسند قضاوت داود (ع)  بوده، گنبدي در محل آن ساخته شده است. اين بنا در محل سكوي ميان حرم الشريف كه صحن قبه الصخره محسوب مي گردد واقع شده است .

اين ساختمان از جهات مختلف يكي از عالي ترين شاهكارهاي معماري و انديشه ي مهندسي و هنري به شمار مي آيد :  

قبه القضاء بدون اينكه ديواري داشته باشد، عبارت از يك گنبد است كه بر روي هفده ستون بنا گرديده است. اين ستون ها  روي دو دايره متحد المركز به نحوي واقع شده اند كه با يك نگاه از هر طرف، تمام آنها ديده مي شود. ( 11ستون در دايره ي بيروني و 6 ستون در دايره ي دروني)

 

                                

 

گنبد اين بنا به رنگ گنبد مسجدالاقصي (سبز تيره) است كه بر روي پايه اي شش ضلعي قرار دارد، آن پايه ي شش ضلعي نيز، خود بر روي يك ده ضلعي منتظم بنا شده است و اين نظم در بنا، ظاهري بسيار شكيل به قبة القضاء بخشيده است.

 از عجايب ساختمان قبه القضاء،‌ رابطه ي رياضي ابعاد اين بنا با ابعاد قبه الصخره است. ابعاد قبه القضا توان هندسي عدد يك سوم  در قياس با ابعاد قبه الصخره است :

به اين ترتيب كه ارتفاع آن يك سوم ارتفاع قبةالصخره ، مساحت آن يك نهم مساحت قبةالصخره و حجم آن يك بيست و هفتم  حجم كل قبةالصخره است. در حقيقت سازنده و طراح اين ساختمان خواسته است در عين حال مدلي از بناي قبةالصخره را در معياري كوچكتر و با يك محاسبه دقيق هندسي بسازد .

 

                              

قبة القضا

 

لازم به ذكر است كه از قبه القضاء بيشتر با نام قبه السلسه ياد مي كنند .

 

 

قبةالصخره

 

قبة الصخره

قبه : در زبان عربي به بنايي كه سقف آن گرد و بر آمده باشد مي گويند (گنبد ).
صخره :  در اينجا مقصود از صخره ، سنگي است كه براي اديان مسيحيت
، يهوديت و اسلام مورد احترام است و يهوديان معتقدند اين صخره همان كوه موريا ست كه بنا بر گفته ي تورات ، خداوند ابراهيم را امر بر قرباني كردن اسحاق بر اين صخره نموده است .
معروف است كه در شب معراج حضرت‏ محمد(ص) از روي اين صخره به معراج رفتند. طول صخره از شمال به جنوب 5/17 متر و عرض آن از مشرق به مغرب سيزده متر و ارتفاع آن يك تا دو متر است.

 

صخره

 

گنبد طلايي درست بر روي صخره قرار گرفته است.  در صحن صخره، هشت چاه وجود دارد .
بناي قب
ة را كه بر روي اين صخره واقع شده است، عبدالملك بن مروان در سال 691 ميلادي ساخت. عبد الملك براي اينكه بتواند هزينه و مخارج اين عمارات را تأمين نمايد، دستور داد خراج و ماليات هفت سال سرزمين مصر را به اين كار اختصاص دهند.  اما در سال 1099 ميلادي صليبي ها آن را به كليسا تبديل نمودند و بر روي صخره، جايگاه قرباني كردن قرار دادند، اما صلاح الدين‏ ايوبي پس از فتح بيت المقدس آثار صليبيون را از بين برد و گنبد را تزيين نمود و ديوارها را با سنگ مرمر پوشانيد . پادشاهان ايوبي و مماليك مصر و خلفاي‏ عثماني به تعمير و مرمت ساختمان مسجد اهميت فراواني‏ دادند، چنانكه زيبايي هاي‏ هنر معماري اسلامي در مسجد به فراواني ديده مي‏شود .
قبة الصخره يكي از زيباترين اماكن مقدسه ي روي زمين است و از نظر سبك معماري، نقشه و ساختمان از معدود ساختمان هاي بي نظير جهان محسوب مي گردد، زيرا داراي سه شاخص عمده در ساختمان مي باشد كه در ديگر مساجد و اماكن مقدسه مشاهده نمي گردد :

1- ساختمان كلاَ بر روي سكوئي ذوزنقه اي شكل واقع شده كه ابعاد آن عبارتند از :
ضلع شمالي 150 متر
ضلع جنوبي 125 متر
و اضلاع طرفين هر يك 160 متر

 

شهر قديمي

 

اين سكو  - همان طور كه در تصوير مشاهده مي شود - تقريبا در ميانه ي حرم شريف واقع گرديده ، سه متر و نيم از كف و صحن حرم شريف بلند تر است و با هشت پلكان از چهار طرف به صحن حرم مربوط مي شود - محل اين پلكان ها در نقشه حرم الشريف ضميمه مشاهده مي گردد - اين پلكان ها را در اصطلاح موازين مي نامند . طول بعضي از اين پلكان ها زياد بوده و با معماري بسيار زيبايي ساخته شده است كه با محاذات ستون ها و طاق هايي بر روي آن ها ، منظره دروازه هايي را پيدا مي كند كه با شكوه خاصي در اطراف سكو ديده مي شود . به نحوي كه شخص از پايين احساس مي كند كه از دروازه ي بزرگي بايد وارد مسجد شود . در جستجوي علت احداث اين سكو چنين بنظر مي رسد كه براي حفظ حالت طبيعي صخره مقدس كه قله ي كوه بوده و براي تبديل شيب تند اطراف آن به يك سطح مسطح و صاف بنا گرديده است.

2- شكل قبة الصخره خلاف ساختمان هاي مساجد و اماكن مقدس جهان كه معمولا مستطيل شكل هستند، از يك هشت ضلعي منظم تشكل گرديده كه طول هر يك از اضلاع آن 20/19 متر و قطر آن 86/54 متر است .  
 

قبةالصخره

 

3- ساختمان قبةالصخره باز هم  خلاف ساختمان مساجد معمول فقط داراي يك گنبد بزرگ مي باشد كه قطر آن 77/23 متر و ارتفاعش 21 متر مي باشد . ارتفاع ساختمان از كف تا انتهاي گنبد 33 متر است .

 

 چنانچه در تصوير افقي قبه الصخره ديده مي شود، در داخل ساختمان دو رديف ستون بر روي دو دايره متحدالمركز قرار دارد . در دايره بزرگ هشت ستون بزرگ است كه بين آنها نيز 16 ستون با قطر كمتر بر روي همان دايره پايه گذاري شده است .

بر روي دايره ي كوچك كه داخل دايره مذكور قرار دارد، چهار ستون برگ در چهارگوشه و بين آنها نيز مجموعا دوازده ستون ساده تعبيه شده است . گنبد بر روي ستون هاي اين دايره احداث گرديده است . فواصل بين اين ستون ها به كمك محجري چوبي و مشبك با ارتفاع متجاوز از يك متر محصور شده است .در حقيقت اين محجر به منظور محفوظ داشتن صخره مقدس احداث گرديده است و فقط در قسمتي كه شكل درب ساخته شده مي توان وارد محوطه صخره مقدس شده و به آن دست ماليد .

در كنار يكي از ستون ها و در قسمت جنوبي صخره مقدس، محفظه اي ساخته شده است كه به وسيله ي نردباني فلزي به سقف گنبد متصل مي شود كه به نشانه ي محل حركت تاريخي پيامبر اسلام (ص) براي معراج سماوي مذكور در تفاسير است. گفته مي شود كه در داخل اين محفظه يك تار موي حضرت محمد (ص) نگهداري مي شود .

نور و روشنايي داخل ساختمان به وسيله ي دو رديف پنجره تامين مي گردد كه يك رديف آن در ديوار هاي هشت ضلعي و رديف ديگر در ديواره تحتاني ساختمان است. اين ديورا ها با بهترين سنگ هاي مرمر و نيز ديوار هاي بالا با بهترين كاشي هاي ايراني و عثماني پوشيده شده اند. در سطح دروني گنبد آياتي از قرآن مجيد با بهترين خط و با طلاي ناب نوشته شده است .
سطح بيروني گنبد مطلا است و از نوعي آلياژ مخصوص پوشيده شده است كه دائما به رنگ زرد مي درخشد .
قبه الصخره چهار درب ورودي دارد كه در چهار سمت شمال ، جنوب ، شرق و غرب قرار دارند . معمولا فقط درب غربي براي ورود و خروج نمازگزارن باز است . درب جنوبي به نام باب المكه و درب شرقي به نام باب القضاء معروف است .

مسجد الصخره
چنانچه گفته شد صخره ي مقدسي كه پيامبر از روي آن به معراج رفتند در داخل قبةالصخره و درست در وسط آن قرار دارد . در داخل اين صخره غاري وجود دارد كه حدودا ده نفر مي توانند در آن نماز بخوانند و به همين جهت اين محوطه را مسجد صخره مي نامند .
كف مسجد الصخره در حدود 3 متر پايين تر از كف قبةالصخره است . داخل مسجد الصخره به وسيله ي برق روشن مي گردد .
صخره مقدس و مسجدالصخره در داخل آن ، در حقيقت يك قطعه سنگ واحد بزرگي است كه در اصل قله ي كوهي بوده است و لذا سطح بيروني آن به صورت حرم هرمي از كف قبةالصخره به اندازه ي يك متر و نيم بلندتر بوده و بر آمده مي باشد . اين صخره كه سخت است داراي رنگ سفيد مايل به كرم و تقريبا مانند نوعي مرمر به نظر مي رسد .
در زلزله ي در سال 1067، تَركي بر روي صخره ايجاد شد كه هم اكنون قابل مشاهده است .

قبة الصخره به علت زیبایی بسیار و همچنین ارزش و بهای زیادی که خلفای اسلامی برای آن قائل شده اند، در نظر مسلمین پر اهمیت تر از بنای مسجدالاقصی فرض شده است در صورتی که این چنین نیست .

قبةالصخره به علت زیبایی بسیار و همچنین ارزش و بهای زیادی که خلفای اسلامی برای آن قائل شده اند، در نظر مسلمین پر اهمیت تر از بنای مسجدالاقصی فرض شده است در صورتی که این چنین نیست .

تصاویری بیشتر از صخره ی مبارک :

http://www.alhadid.com/weblog/images/therock.JPG

http://www.alhadid.com/weblog/images/the-holy-rock.JPG

http://www.alhadid.com/weblog/images/rock4.jpg

http://www.alhadid.com/weblog/images/rock3.jpg
 

حرم الشریف

در قسمت شهر قديمي بيت المقدس منطقه اي ذوزنقه شكل مشاهده مي گردد  .
در داخل اين محوطه اماكني همچون قبة الصخره و مسجدالاقصي و ساير تاسيسات اسلامي بنا شده است كه آن منطقه  حرم الشريف ناميده مي شود . و تمامي صحن آن مأمن و حرم الهي محسوب مي گردد .

شهر قديمي قدس


ابعاد حرم الشريف بدين شرح است :
ضلع شمالي به طول 333 متر
ضلع شرقي به طول 486 متر
ضلع غربي به طول 560 متر
ضلع جنوب به طول 286 متر

مساحت حرم شريف بالغ بر 144هزار متر مربع است كه معادل يك ششم شهر قديمي بيت المقدس مي باشد . ديواز ضلع شرقي و همچنين قسمتي از ديوار ضلع جنوبي حرم الشريف همان حصار شهر قديمي بيت المقدس مي باشد .
دروازه ي شرقي حرم الشريف معروف به دروازه ي طلايي در ديوار شرقي حرم شريف واقع شده و حرم الشريف را به كوه زيتون (يا كوه طور) متصل مي نمايد . علاوه بر اين حرم شريف با درب هاي ديگر از سمت شمال و غرب به داخل شهر بيت المقدس راه دارد و از درب جنوبي به شهر هاي بيت لحم و بيت الخليل ارتباط پيدا مي كند . مشهور ترين درب هايي حرم شريف را به داخل شهر قديمي بيت المقدس متصل مي كند عبارتند از باب الاسباط ، باب السلسله ، باب المغاربه و باب الحديد . كه اكثر مسلمانان جهت نماز گزاردن از درب هاي شمالي و يا باب المغاربه وارد حرم الشريف مي شوند .
تمام ديوار هاي چهار طرف حرم الشريف با ارتفاع متوسط 10 متر و قطر زياد از سنگ هاي بزرگ و سفيد تراشيده شده اند .

حرم الشريف


در خارج از حرم قسمت شمالي محل سكونت مسلمانان بوده ، شمالغربي محله ي مسيحيان و در جنوب غربي حرم يهوديا سكونت گزيده بودند كه البته در سالهاي اخير و با غصب رژيم صهيونيستي اين موازنه و تقسيم بهم خورده و قسمت عمده ي بيت المقدس را يهوديان تشكيل مي دهند و فقط در قسمت شرقي شهر بيت المقدس مسلمين ديده مي شوند .
درب هاي ورودي حرم شريف كه توسط پادشاهان و سران ممالك اسلامي ساخته و اهداء مي شده از چوب و آهن بسيار محكم و قطور با زنجير و پاشنه هاي گردان و كندكاري و نجاري بسيار با شكوه و هنرمندانه پرداخته شده اند كه در برخي هنوز پا برجا مانده است به عنوان مثال درب بزرگ باب السلسه چهارمتر پهنا و هشت متر ارتفاع دارد و جلوي ان ساختمان يك سقاخانه ي سنگي با يك معماري هنرمندانه ساخته شده است كه بر بالاي آن يك لوحه سنگي سياه با يك خط عالي كنده كاري ديده مي شود .


 حرم شريف داراي چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذيل مي‎باشد:
•         گلدسته باب‎المغاربه واقع در گوشه جنوب غربي حرم شريف
•         گلدسته باب‎السلسله واقع در گوشه ضلع غربي حرم شريف و نزديك به باب السلسه.
•         گلدسته باب‎الغوانمه  واقع در گوشه و كنج غربي حرم شريف.
•         گلدسته باب‎الاسباط واقع در گوشه ضلع شمالي حرم شريف.

در محوطه ي حرم الشريف درختان سرو تنومندي قرار دارند كه از چاه هاي آب حرم تغذيه مي شوند .
در منطقه ي حرم الشريف بناها و اماكن مقدس ديگري همچون مسجدالاقصي ، قبة الصخره ، قبة السلسه و... وجود دارد كه در مطالب بعدي به ذكر و توضيح پيرامون هر يك مي پردازم .

http://www.alhadid.com/weblog/images/temple_excavation.gif

راه باب المغاربه از كدام طرف است؟

مسجدالاقصى مبارك بر دامنه ي كوه "موريا" در شهر قديمي و شريف "قدس" قراردارد.

اين مسجد شامل ميداني فراخ است كه مصلى اصلي آن به نام " مسجد القبلي" داراي گنبدي سرمه اي رنگ است و در صدر مسجد مي باشد، در وسط آن گنبدي  طلايي رنگ به نام "قبة الصخره" جاي دارد.  قبة الصخره بنايي معمولي از ساختمان مسجد الاقصي نمي باشد؛ بلكه ساخت آن به نحوي است كه شامل تمامي مياديني مي شود كه ديوارهاي آن ها  به آن احاطه دارند. بر بالاي دويار آن 4 ماذنه سر به آسمان كشيده اند. در اطراف آن دروازه هاي 15 گانه قرار دارند كه يكي ازقديمي ترين و مهم ترين  اين دروازه هاي "‌باب المغاربه" (‌ Magariba Gate) است.

 

             

 

همان طور كه در تصوير مشخص است،‌ درب مغاربه در ديوار غربي مسجد الاقصي مبارك قرار دارد و گذرگاهي است براي رفتن به تپه اي خاكي كه از مجاور ديوار مسجدالاقصي بالا مي رود.  به همين دليل اين راه و اين تپه بخش جدايي نا پذيري از مسجد الاقصي مي باشد. نماز گزاراني كه از طرف درب مغاربه ديگر – كه در ديوار محاط به شهر قرار داشته است – يا افرادي كه از داخل شهر مي آيند،‌از اين راه استفاده مي كنند. علت نام گذاري اين دو درب (درب مغاربه واقع در ديوار مسجد الاقصي و درب مغاربه در ديوار قدس ) به پيشينه ي تاريخي اينان باز مي گردد :‌ در اين منطقه مردم مراكش( مغرب) از قديم سكني گزيده بودند.

 

                            

 

ولي رژيم اشغالگر از زمان اشغال فدس شريف 1976 م اين مكان تاريخي و به خصوص درب معاربه واقع در ديوار براق مشهور به ديوار ندبه در مسجد مبارك را اشغال نمودند و ادعا دارند كه اين قسمت بخشي از ديوار غربي معبدشان مي باشد.و به همين جهت تمام منقه را نابود و با خاك يكسان كردند و در راستاي تلاش براي يهوديكردن محيط مسجد الاقصي و تغيير صبغه اسلامي آن،‌نام آن را به ميدان ندبه تغيير دادند.

هم چنين آن ها مسلمانان را از استفاده اين درب منع كردند و از اين مكان مقدس براي ورود توريست ها و نيروهاي رژيم اشغالگر استفاده كردند و از آن راه هايي زير زميني به سمت كنيسه هاي خود وصل كردند .

 

             

 

اين خاك برداري باعث سست شدن تپه اي كه درب مغاربه بر روي ان قرار دارد شد و در نتيجه حدود صد متر مربع از تپه فرو نشست و بدين صورت سلطه اشغالگران و ناديده گرفتن آثا راسلامي توسط آن ها،‌باعث خرابي اين آثار تاريخي اسلام گرديد.

 

در راستاي بزرگترين هتك حرمت مسجدالاقصي سال گذشته رژيم اشغالگر اعلام كرد كه قصد دارد تمام آثار تاريخي اين مكان نقدس را نابود كند. اين حركت خشم مردم قدس و داخل فلسطين را برانگيخت و مخالفين با تجمع در در منطقه مغاربه خواستار جلوگيري عمل تخريبي شدند.

در ادامه اي اين مخالفت ها و درگيري نيروهاي اشغالگر با مخالفين،‌دولت صهيونيستي از ورود مسلمانان زير سن 45 سالكي ممانعت به عمل آورد. اين ادقام نيز در راستاي تلاش براي موفقيت نقشه هاي توسعه طلبانه صهيونيست ها در بزگرترين توطئه در ميدان براق است كه تا به حال صورت پذيرفته است.

 

                   

 

لازم به ذكر است كه اين نقشه هاي توسعه طلبانه براي ساخت بناي معبد مزعومشان دركنار مسجد اقصى در چهار طرف مسجد الاقصى مي باشد .

 

 ترجمه به فارسی : وسام جشعمی

 

در همین مورد بخوانید Wake up Muslems!!!!

دیوار غربی مسجدالاقصی: بمب ساعتی


گویی دیوار غربی مسجد الاقصی (دیوار البراق) و حیاط رو به روی آن صحنه جنگ و پایگاه نظامی است که نظامیان صهیونیست و ارتش اشغالگر قدس با تمام قوا و با انواع سلاح برای حمایت از تندروهایی که به این مکان می آیند و آن را دیوار (المبکی) نام گذاشته اند، دفاع می کنند.
سال هاست که این دیوار شاهد حوادث ناگواریست. در دهه بیستم قرن گذشته قیام فلسطینیان موسوم به "هدیه البراق" در پی تلاش یهودیان برای سیطره بر این مکان آغاز گردید و این قضیه در سازمان ملل و محافل بین المللی مطرح و در نهایت بر حق فلسطینیان بر این دیوار تأکید شد.
رژیم صهیونیستی پس از پیروزی در جنگ ژوئن 1967 اولین کاری که کرد محله المغاربه در مجاورت دیوار غربی مسجد الاقصی را نابود ساخت. این محل قدمتی 900 ساله داشت که ساکنان آن مذهب فاطمی داشتند. هدف صهیونیست ها از این کار گسترش حیاط همجوار با این دیوار بود که به دروغ "المبکی" نام گذاشته بودند.

 

ديوار ندبه

 

فلسطینیان صهیونیست ها را به تخریب این محله بر سر ساکنان آن متهم می کنند و چند سال پیش فرمانده صهیونیستی مسئول عملیات تخریب این محل به قتل دو فلسطینی زیر آوار اعتراف کرد و این کار خود را این طور توجیح کرد که می خواست پیش از مداخله شورای امنیت و اجبار طرف های درگیر به عقب نشینی و پایبندی به آتش بس، پیش دستی کرده باشد.

کابینه رژیم صهیونیستی دیوار البراق و حیاط آن را در چارچوب مکان هایی قرار داده که دیدارهای رسمی از آن صورت می گیرد به طوری که هر بار یکی از مقامات صهیونیست به محض آن که به مکان مذکور می رسد کلاه یهودی را بر سر می نهد و مراسم مشخصی را انجام می دهد.

تخریب راه منتهی به باب المغاربه

مقامات رژیم صهیونیستی در 15 فوریه 2004 با تخریب راه منتهی به باب المغاربه به این مکان که یکی از درهای اصلی مسجد الاقصی به شمار می رود، سیطره یافتند.

دست اندرکاران فلسطینی گفتند که بر اثر حفاری های مداوم مؤسسه صهیونیستی در زیر مسجد الاقصی و محوطه آن که از سال ها پیش آغاز شده این مکان را با خطر فرو ریختن و ویرانی رو به رو ساخته است و این در حالیست که مؤسسه مذکور مانع ترمیم نقاط مختلف مسجد الاقصی توسط اداره اوقاف و مؤسسه الاقصی می شود.

 

تصمیم برای از بین بردن آثار اسلامی

روزنامه صهیونیستی یدیوت آهارونوت در مطلبی جاری فاش ساخت که شهرداری قدس قصد دارد دیوار و راه منتهی به باب المغاربه را به طور کامل ویران کند و پل جدیدی احداث کند تا پلیس رژیم صهیونیستی بتواند در وقت ضرورت به مسجد الاقصی یورش ببرد.

روزنامه مذکور همچنین اضافه کرد که شهرداری قدس پس از بررسی های مهندسی تأکید کرد که این دیوار و راه منتهی به آن در هفته های آینده خراب می شود.

مهندس اوری شطریت کارمند شهرداری صهیونیست ها تصریح کرد: خاکی که راه باب المغاربه بر آن بنا شده سست است و ریزش هایی در آن مشاهده شده است که انتظار می رود با فرا رسیدن فصل زمستان فرو بریزد از این رو به ناچار باید این دیوار را برداشت.

بنابر اعلام این روزنامه صهیونیستی پس از تخریب مسیر منتهی به باب المغاربه پلی چوبی موقتاً احداث می شود تا پلیس رژیم صهیونیستی بتواند در وقت ضرورت به مسجد الاقصی حمله کند و خاخام های یهود نیز از آن استقبال کرده اند.

پس از انتشار این خبر مؤسسه الاقصی که در زمینه تعمیر و ترمیم مقدسات اسلامی فعالیت می کند به شهرداری قدس نسبت به پیامد ویرانی این دیوار و راه منتهی به باب المغاربه که به دیوار غربی مسجد الاقصی چسبیده است، هشدار داد و آن را بخش جداناشدنی این مسجد خواند.

مؤسسه الاقصی با صدور بیانیه ای فوری اعلام کرد:"شهرداری قدس و مؤسسه صهیونیستی مذکور حق ندارد حتی یک سنگ یا بخش کوچکی از این دیوار یا راه منتهی به باب الغاربه را بردارد زیرا این دیوار و این راه جز لا ینفک مسجدالاقصی محسوب می شود و به هیچ وجه اجازه ندارند که راه منتهی به باب المغاربه را تخریب کنند.

شیخ علی ابو شیخه، رئیس مؤسسه الاقصی در زمینه این طرح شهرداری قدس تصریح کرد:"ما اجازه نمی دهیم هیچ ساخت و ساز و تغییری در این مکان صورت گیرد و به آثار اسلامی به ویژه در مسجد مبارک الاقصی لطمه ای وارد شود. تخریب دیوار مذکور کاری بسیار خطرناک است که این مؤسسه صهیونیستی مسئول پیامدهای خطرناک آن خواهد بود. بدیهی است که این عملیات برای یهودی کردن و تغییر آثار اسلامی در قدس و مسجد الاقصی صورت می گیرد.

مؤسسه الاقصی اعلام کرد که این اولین باری نیست که شهرداری قدس یا مؤسسه صهیونیستی مذکور تغییراتی ساختاری را در منطقه دیوار غربی مسجد الاقصی به ویژه در مسیر منتهی به باب المغاربه اعمال می کنند. آنها بارها در سال های اخیر به این کار دست زده اند. مؤسسه الاقصی تصریح کرد که این گونه اقدامات در چارچوب طرح های طولانی این مؤسسه صهیونیستی، شهرداری قدس و اعضای جماعت های یهودی برای آسیب رساندن به مسجد الاقصی و روبه رو ساختن آن با خطر ویرانی صورت می گیرد.

مؤسسه الاقصی تأکید کرد که اداره اوقاف اسلامی در قدس تنها منبعی است که می تواند در نقاط مختلف مسجد الاقصی، دیوارهای آن و حومه آن تغییری انجام دهد یا آن را تعمیر کند.

بنابر اعلام منابع فلسطینی تصمیم شهرداری قدس برای ویرانی این راه و احداث پلی بر روی آن به قیام های جدیدی مثل اتفاقات سال 1996 موسوم به انتفاضه تونل ها خواهد انجامید که پس از ایجاد تونل توسط شهرداری قدس در مجاورت مسجد الاقصی به وقوع پیوست. کما اینکه دیدار جنایتکار جنگی شارون تروریست از حرم بیت المقدس جرقه ای بود که به آغاز انتفاضه الاقصی منتهی شد.

مؤسسات فلسطینی همچون هیئت عالی اسلامی، شورای اوقاف و مقدسات اسلامی در قدس نسبت به این تصمیم صهیونیست ها به شدت اعتراض کردند و آن را به منزله نابودی بناها و آثار اسلامی دوره ایوبی و مملوکی در محله المغاربه خواندند که در سال 1967 به دست اشغالگران ویران شد.