یهود و ایران (8)
يهوديان در دوران خسرو پرويز بار دیگر به رفاه و آسايش دست پیدا کردند، بعنوان نمونه حوزه ها و دانشگاه ها بازگشايي شد.
در این دوره از جکومت ساسانیان، نفوذ بیش از اندازه ی یهودیان در بارگاه پادشاهی حکومت ایران را در این مساله متجلی میبینیم که خسرو دختر خود را به بوستناي بن حنيناي كه شاه داوودي يهود است ، مي دهد :
او داماد خسرو پرويز شاهنشاه ساساني بود، و مقام و منزلتش آن چنان عالي بود كه اجازه داشت تمام اسناد و احكام و فرامين خود را با مهر رسمي ممهور نمايد. در زمان بوستناي، جامعه يهوديان بابل اهميت و مقام والايي كسب نمود .
يهوديت عبدالرحيم سليماني اردستاني ، ص 263
بار ها و بار ها ذکر کرده ایم که تاریخ پردازان سیّاس یهودی، تاریخ را آن گونه که میخواهند جلوه داده اند : در هر دوره ای اگر از سوی پادشاهی تحت فشار و محدودیت قرار میگرفتند، آن پادشاه در تاریخ چهره ای نالايق، خونريز، وحشي و ... پیدا میکرد و اگر مورد مرحمت شاهی قرار میگرفتند آن شاه در تاریخ به حکم شاهی قدرتمند، عادل، متمدن و .. معرفی میشد.
انوشيروان ساساني كه لقب عادل را به وي داده اند نيز شامل همين سياست و تاريخ سازي یهودیان گرديده است .
انوشيروان كه (بلافاصله بعد از رسيدن به سلطنت) بدون فوت وقت تمام برادران و اولادان ذكور آنها را به قتل رسانيد.فقط زامس كه نامش قباد بود،توانست فرار نمايد.انوشيروان سپس بقتل مزدك و يكصد هزار نفر از پيروان او پرداخت و اين فرقه را از بين برد. سپس اوّلين اقدام انوشيروان تأمين آزادي يهوديان بود [ پاورقي كتاب:اصولا هر شاهنشاه بزرگي كه در ايران بر تخت سلطنت جلوس نموده و نفوذ خارجي در او تأثيري نداشته نسبت به يهوديان محبت كرده است.] انوشيروان شاهنشاهي است كه در ايران و خارج از كشور به عدل و دادپروري معروف است.با اينكه اين شاهنشاه به كيش زردشت گرويد ولي زير بار تعصب موبدان نرفت و در دوره سلطنت او،يهوديان در منتهاي آزادي و آسايش در ايران بسر بردند.

وضعيت يهوديان پس از فتح ايران توسط مسلمين نيز تغييري نكرد و یهودیان همچنان آن ثبات و جايگاه را دارا بودند؛ آنان دانشگاه هاي سورا و پومبديتا كه توسط حكّام سابق ايراني بسته شده بودند، را مجددا بازگشایی کردند و يكبار ديگر بابل مركز تحصيل تورات و علوم ديني يهود براي تمام يهوديان جهان شد.
گر چه يهوديان مجبور به پرداخت باج و خراج به اعراب بودند، اما براي خود سازمان منظم و دادگاه هاي خصوصي داشتند. رشگالوتا يا سرپرست گالوتيان، رهبري ايشان را بر عهده داشت.اينك ايشان همان گونه كه در اولين سال هاي حكومت ايرانيان زيسته بودند، به صورت يك جامعه يهودي آزاد در بابل زندگي مي كردند. مقام و منصب رشگالوتا يك بار ديگر مانند سابق شكوهمند و با عظمت شد.
اولين كسي كه توسط خليفه رسما به عنوان رشگالوتا شناخته شد، بوستناي نام داشت.او همان داماد خسرو پرويز شاهنشاه ساساني بود، و حتي پس از فتح ايران توسط مسليمن نيز همواره با احترام و عظمت در دربار خليفه بغداد پذيرفته ميشد.
در زمان حيات پيامبر اسلام (570-632م) قريب به چهار سده از پيدايش نهاد "شاه داوودي" و يك سده از پايان تدوين تلمود مي گذشت .
در اين زمان، يهوديان از سازمان سياسي متمركز و مقتدري برخوردار بودند كه در راس آنان بوستان بن حنينا ، " شاه داوودي" مستقر در شهر انبار( فيروز شاپور) قرار داشت . او چهار سال پيش از هجرت پيامبر السلام(ص) در سال 618 ميلادي ، در اين سمت جاي گرفت و در سال 48 هجري/670 ميلادي در گذشت. پس از او، پسرش حسداي بن بوستان (حسداي اول) رياست يهوديان را به دست گرفت. يهوديان در سراسر ايران ساساني پراكنده بودند و در زير فرمان دودمان هاي اشرافي خويش قرار داشتند .
اليگارشي يهودي يك طبقه ممتاز از خاندان هاي اشرافي ثروتمند را تشكيل مي داد و اداره مدارس علميه ي يهوديان نيز با اينان بود . امور ديني به طور عمده به وسيله دو حوزه اصلي پامبديتا (بين النهرين) و سورا (شام) اداره مي شد. حوزه سورا از اهميت بيشتري برخوردار بود. در زمان پيامبر اسلام (ص)، مر بار هونا ( Mar bar Huna) و سپس حنينا ( Hanina ) رياست اين حوزه را بر عهده داشتند .
در دوران پس از اسلام، حوزه هاي سورا و پامبديتا همچنان مراكز اصلي سياسي و ديني يهوديان به شمار مي رفت و گائون ها * عهده دار رهبري ديني يهوديان بودند. رياست اين حوزه ها در شش يا هفت خاندان موروثي بود .در اين دوران شوراي سنهدرين نيز همچنان حضور داشتند.
از زمان خلافت هشم بن عبدالملك تا اوائل دوران منصور عباسي ، سليمان بن حسداي ( Solomon ibn Hisdai ) ، نوه ي بوستان ، "شاه داوودي" ( 773 - 759 م ) يهوديان بود و در عين حال خاخام پر نفوذي به شمار مي رفت و بر حوزه هاي سورا و پامبديتا و امور يهوديان سيطره داشت. وی از زماني كه منصور شهر بغداد را احداث كرد، بسياري از يهوديان به اين شهر مهاجرت كردند و شاه داوودي نيز به تدريج در بغداد مستقر شد!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت : * گائون :گائون ها مفسرين و مدرسين تلمود بودند و از مقامات عالي قضايي يهود به شمار مي رفتند در اجتماعات خود به پرسش هاي ارسالي يهوديان از سراسر جهان پاسخ مي دادند. خاخام هاي دروه گائوني كه تا سده يازده ميلادي امتداد داشتند، عبارت بودند از : يهودايي yehudai ، عمرام amram ، سعديه saadiah ، شريرا sherira ، شموئيل بن حفني Samuel ibn hophni ، حي hai


