انتفاضه وبحران مهاجرت يهوديان

به بهانه ی سالگرد انتفاضه ی اول در نهم دسامبر می توانید به مطلبی که سال پیش نوشتم مراجعه کنید : انتفاضه اول

این هم مطلب مربوط به امسال :

انتفاضه و بحران مهاجرت يهوديان
پس از تشكيل اولين كنگره صهيونيسم در شهر بال سوئيس در اواخر اوت 1897، اقدامات عملي براي جذب مهاجران يهودي در كشورهاي جهان به سرزمين فلسطين آغاز شد و جنبش صهيونيسم توانست با استفاده از شرايط بين‌المللي حدود 650 هزار مهاجر يهودي را تا ماه مه 1948 جذب كند.

پس از تشكيل اسراييل در سال 1948 دولت هاي اين رژيم يكي پس از ديگري به تلاش براي جذب مهاجران جديد يهودي پرداخته و در فاصلة سالهاي 1948 تا 2002 حدود 3 ميليون يهودي را جذب كردند. اما 25% از اين مهاجران به دليل عدم سازگاري با اوضاع حاكم، فلسطين اشغالي را ترك كردند. سالهاي 1948- 1960 و 1990 – 2000 سالهاي طلايي جذب مهاجران يهودي به فلسطين اشغالي به شمار مي‌رود. مهاجرت يهوديان در اين دو دوره حدود 65% از افزايش تعداد يهوديان را به خود اختصاص داد و در نتيجه عوامل تعيين كنندة رشد جمعيت، مجموع يهوديان در سال 2002 به 5/3 ميليون نفر رسيد.

با آ‎غاز انتفاضه الاقصي در پايان سپتامبر 2000 و از بين رفتن امنيت اسراييل بر اثر وقوع عمليات هاي شهادت طلبانه پرسش هاي زيادي در مورد آيندة مهاجرت يهوديان مطرح شد. زيرا ثبات امنيتي يكي از عوامل مهم جذب يهوديان به فلسطين اشغالي به شمار مي رود. سالاي مريدور رييس آژانس يهود گفت ميزان مهاجرت به اسراييل از 70 هزار نفر در سال 2000 به 30 هزار نفر در سال 2001 خواهد رسيد و احتمال دارد اين آمار و ارقام تا پايان سال 2002 نيز كاهش يابد. در همين راستا گفته مي‌شود كه حكومت‌هاي اسراييل توانستند يك ميليون يهودي را در سالهاي 1990 تا 2002 از كشورهاي اتحاد جماهير شوروي سابق جذب كنند. به دنبال كاهش آمار مهاجرت به فلسطين اشغالي، حكومت كنوني و حكومت هاي آيندة اسراييل با همكاري و هماهنگي آژانس يهود مي كوشند تا اقدامات وسيع و سازمان يافته‌اي را در آينده براي جذب 80 هزار مهاجر يهودي از جنوب آفريقا و حدود 200 هزار نفر از آرژانتين و چند هزار نفر از يهوديان فالاشه در اتيوپي، انجام دهند. آنها همچنين تلاش خواهند كرد تا كانال هايي را نيز براي جذب مهاجران يهودي از ديگر كشورهاي جهان بگشايند. اما اين طرح ها و برنامه ها تا حد زيادي تحت تاثير عوامل امنيتي و بازتاب‌هاي اقتصادي قرار دارد و اين عوامل بر روند جذب يهوديان تاثير مي گذارد. اين درحاليست كه زمزمه‌هاي درخواست مهاجرت معكوس يهوديان به خارج از فلسطين اشغالي افرايش يافته است. بطوريكه آمار متقاضيان مهاجرت به ايالات متحده در سال 2001 نسبت به سال 2000 ده برابر افزايش داشته است. اين امر علل متعددي دارد كه ادامة انتفاضه و مقاومت بر ضد اسراييل اشغالگر از جملة آنهاست حدود يك ميليون اسراييلي كه 19% از مجموع يهوديان فلسطين اشغالي را تشكيل مي‌دهند در خارج از آن هستند و 245 هزار نفر از اين افراد مليت يك كشور ديگر را نيز بدست آورده اند. اين آمارها بر حقيقت كاهش مهاجرت به فلسطين اشغالي تاكيد كرده و نشان مي دهد كه احتمال دارد مهاجرت معكوس از آن به دليل بي‌ثباتي امنيتي ناشي از ادامة انتفاضه و مقاومت بر ضد ارتش اسراييل افزايش يابد. بنابراين در آينده اي نزديك نقش عامل مهاجرت كه تأثير زيادي در افزايش تعداد يهوديان در فلسطين اشغالي دارد كاهش خواهد يافت. در نتيجه روياي صهيونيست ها و اسراييل براي جذب اكثريت يهوديان جهان به فلسطين اشغالي در چند دهة آينده تحقق نخواهد يافت. به خصوص كه جنبش صهيونيسم و اسراييل تا سال 2002 تنها 40/7% از يهوديان جهان را جذب كرده است.

اوضاع اقتصادي و اجتماعي ايالات متحده و فرانسه نشان مي دهد كه عوامل جذب يهوديان در اين دو كشور بيشتر از اينگونه عوامل در اسراييل است. زيرا يهوديان در فرانسه و ايالات متحده از رفاه بيشتري نسبت به آنچه كه در اسراييل است برخوردارند. بنابراين بيش از 50% يهوديان جهان كه از شهروندان ايالات متحده، فرانسه و ديگر كشورهاي اروپايي هستند با توجه به اوضاع موجود در اين كشورها كه از رشد و رفاه اقتصادي واجتماعي بالايي برخودارند، حاضر نيستند براي اقامت به فلسطين اشغالي مهاجرت كنند. با ادامة انتفاضه و مقاومت بر ضد ارتش اسراييل و شهرك‌نشينان آمار مهاجرت معكوس افزايش يافته و مهاجرت يهوديان از كشورهاي جهان به مقصد فلسطين اشغالي كاهش خواهد يافت. زيرا بي‌ثباتي امنيتي نقش مهمي را در بر هم زدن عوامل جذب كه در دهة اول تشكيل اسراييل و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق وجود داشت بازي مي كند. اين درحاليست كه ميانگين رشد طبيعي جمعيت اعراب فلسطيني دو برابر يهوديان است كه نشان ميدهد پيش بيني ها جمعيتي براي آينده به نفع صاحبان اصلي سرزمين فلسطين خواهد بود. اثبات اقليت هاي يهودي در نقاط مختلف جهان در سالهاي آينده نقش مهمي را در كاهش مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالي بازي خواهد كرد.

 

انتفاضه  اول

به بهانه ی سالروز انتفاضه اول در نهم دسامبر ۱۹۸۷
انتفاضه واژه اي است كه از سال 1987 (1366 ه.ش) وارد واژگان انقلابي، سياسي مصطلح روزمره شده است. تا پيش از اين زمان لفظ انتفاضه فقط در كتابهاي لغت مشهود بود ولي با خيزش توده هاي مسلمان فلسطين و استمرار آن، امروز شايد كمتر كسي باشد كه نسبت به انتفاضه (قيام اسلامي فلسطين) بي اطلاع باشد.

انتفاضه از نظر لغوي يعني جنبش و لرزش و حركتي كه همراه با نيرو و سرعت باشد. انتفاضه الشعب: يعني جنبش و قيام مردمي.
نظر سياسي و اجتماعي انتفاضه يا قيام عبارتست از رفتار و عملكرد معترضانه و شجاعانه مستمر مردم غير مسلح فلسطين در قبال رژيم اسراييل. بديهي است كه عامل تعيين كننده انتفاضه متكي به حضور آگاهانه و عملي مردم است و اگر نقش مردم را از قيام حذف نماييم، قيام عملا" مفهومي نداشته و در واقعيت به منصه ظهور نخواهد رسيد. قيام) انتفاضه) و انقلاب از نظر مفهومي دو واژه نزديك به هم هستند مقدمه هر انقلابي قيام مي باشد. فلسطينيان معترض و خشمگين نسبت به نيروهاي اشغالگر، در مقابله با صهيونيست ها از سنگ استفاده مي كردند و با پرتاب سنگ به طرف اشغالگران از خودشان دفاع مي كردند به اين جهت از انتفاضه به عنوان انقلاب سنگ نيز ياد شده است.
 انتفاضه داراي دو ويژگي اصلي است: مردمي بودن و اسلامي بودن
انتفاضه حركت مردمي بود كه مي خواستند هويت و شخصيت از دست رفته خود را باز يابند.

انتفاضه 


 
انتفاضه توانست چند محور اساسي را در تحولات فلسطين ايجاد كند:

1-      ميدان مبارزه با اشغالگران را پس از سالها بار ديگر به داخل سرزمينهاي اشغالي هدايت كند و اين درحالي بود كه تعيين سرنوشت مردم فلسطين در مذاكرات ديپلماتيك پشت درهاي بسته توسط ديپلمات هاي عربي و غربي خارج از اراضي اشغالي رقم مي خورد.
2-       انتفاضه سبب شد عنصر فلسطيني را در موضعي قرار دهد كه ديگر نه تنها حكم طرف مغلوب را نداشته باشد، بلكه در بسياري از مقاطع شرايط خاصي را به دشمن خود تحميل كند.
3-      انتفاضه همچنين به گروههاي فلسطيني خارج از سرزمينهاي اشغالي نيز اعتبار بخشيد. به عنوان مثال ساف را از بن بستي كه در آن درگير بود نجات بخشيد.

انتفاضه باعث شد كه صهيونيست ها در موضع دفاعي قرار بگيرند و براي خاموش كردن انتفاضه به سازمان آزاديبخش فلسطين امتياز بدهند. در واقع يكي از علل پيشرفت اوليه روند سازش در خاورميانه و امضاء توافق اوليه بين ساف و اسراييل، خطرات انتفاضه و گسترش قيام فلسطيني هاي مناطق اشغالي بود.


علل و پيش زمينه هاي انتفاضه:
1-  پيروزي انقلاب اسلامي ايران: وقوع انقلاب اسلامي ايران، نقش مهمي در تقويت و گسترش بيداري و خيزش اسلامي در كشورهاي اسلامي داشته و همواره انقلاب ايران به عنوان الگويي موفق از جنبش اسلامي مطرح بوده است.
رهبر جهاد اسلامي فلسطين در اين رابطه مي گويد: "هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خميني (ره) نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آنها را برانگيزد و اميد را در دلهايشان زنده كند. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران ما به خود آمديم و دريافتيم كه آمريكا و اسراييل نيز قابل شكست هستند. ما فهميديم كه با الهام از دين اسلام مي توانيم معجزه بسازيم و از اين رو ملت مجاهدمان در فلسطين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را به ديده تقدير مي نگرند و امام خميني را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي دانند."
 نقش امام خميني در نهضت فلسطين دو اثر مهم به همراه داشت: "اول هدايت قيام به سمت انگيزه هاي اسامي و ديگري حمايت مسلمانان انقلابي جهان از اين نهضت.
2-  دومين عامل كه در وقوع انتفاضه مؤثر بود، نااميدي مردم ساكن در مناطق اشغالي از اقدام سازمانها و گروههاي فلسطيني خارج از اين نقاط به ويژه نااميدي از سازمان آزاديبخش فلسطين به عنوان شاخص ترين نيروهاي مبارز فلسطيني تا اين زمان.
3-  نااميدي مردم فلسطين از دولتهاي عرب منطقه براي اقدام مستقيم: شكست اعراب در طول جنگ هاي اعراب و اسراييل از يك سو و تحولات سياسي از سال 1982، تا كنفرانس سران امان در نوامبر 1987، فلسطيني ها را بسوي نااميدي بيشتري سوق داد.

4- عمليات حزب الله در لبنان در سال 1982: حمله اسراييل در 6 ژوئن 1982 به جنوب لبنان موجب شكل گيري و بروز يك مقاومت مردمي در مقابل ارتش اسراييل شد و سازمانهاي اسلامي- مردمي از متن مردم جوشيد. اين سازمانها كه دست به عمليات شهادت طلبانه انفجار، عليه مقر تفنگداران آمريكا و فرانسه زده با تمسك به عمليات نامنظم چريكي براي ارتش اسراييل دردسر زيادي ايجاد كردند، به سرعت مورد توجه مسلمانان اراضي اشغالي فلسطين قرار گرفتند. عمليات مقاومت اسلامي در لبنان، موجب خروج آمريكا و نيروهاي چند مليتي از لبنان شد؛ از سوي ديگر ادامه عمليات مقاومت اسلامي در لبنان موجب شد نيروهاي صهيونيستي در سال 64 از بيروت به صيدا و از صيدا به نوار ساحلي عقب نشيني كنند. تمام اين عمليات به عنوان جرقه هاي اميدي بود كه در دل مردم فلسطيني ساكن در نقاط اشغالي دميد.

5- سياستهاي سركوبگرانه اسراييل: فشار رژيم صهيونيستي مبني بر تحقير فلسطيني ها به عنوان شهروندان درجه 2، تبعيد و اخراج آنها، ضرب و شتم و تخريب خانه ها و … جملگي نيروهاي متراكمي بود كه فلسطيني ها را به واكنش فرا مي خواند. سياستهاي اسراييل در از بين بردن هويت اسلامي – عربي فلسطين و تثبيت ماهيت صهيونيستي در اين سرزمين نيز يكي ديگر از عوامل مؤثر در شكل گيري انتفاضه بود.
 
 

انقلاب سنگ

يكي از ويژگيهاي اصلي اين حركت (انتفاضه) اسلامي بودن آن مي باشد به اين جهت تقويت و رشد جريان اسلام گرايي در مقابل افول جريانهاي چپ و ملي در دهه 70 و 80 را مورد بررسي قرار مي دهيم.

گسترش موج اسلام خواهي

در سالهاي قبل از شکل گیری انتفاضه شاهد پيدايش سازمانها و گروههاي متعددي بوديم كه شعار اسلام را در دست دارند كه دامنه فعاليت پاره اي از اين سازمانها و گروهها به كار تبليغ محدود مي شد مانند "جماعه التبليغ و الدعوه " اين گروه از انجام هر گونه فعاليت سياسي خودداري كرده و به تبليغ در مسجدها و مكانهاي عمومي بسنده مي كند. آنچه حائز اهميت است گسترش موج اسلامخواهي در دهه 1970 و 1980 مي باشد كه نمونه بارز آن چند برابر شدن مسجدها در سرزمين هاي اشغالي، پس از 1967، از پديدهاي اجتماعي اوج گيري جريان اسلامي است. براساس آمار موجود، در سالهاي اخير، تعداد مسجدها در كرانه باختري از 400 مسجد در سال 1967 به 750 مسجد در سال 1987 افزايش پيدا كرده است. همچنين در نوار غزه پيش از 600 مسجد وجود دارد در حالي كه 20 سال پيش تعداد آن از 200 مسجد تجاوز نمي كرد.
بسياري از تظاهرات سياسي از مسجدها آغاز گشت . افزايش تعداد مسجدها تنها پديده اجتماعي تغذيه كننده جو مذهبي نبود بلكه در سالهاي اخير همانطور كه گفته شد آنچه به نام "الروابط الاسلاميه" (جمعيتهاي اسلامي) خوانده مي شود رو به فزوني و گسترش نهاد.

سال 1986 و 1987 سال اسلام مجاهد در فلسطين بود؛ سالي كه با خون پاك و طاهر اسلامي زمينه را براي انتفاضه آماده ساخت. روز 1987.10.16 اولين شعله انتفاضه را برافروخت آن هنگام كه يك هسته از فداييان جهاد اسلامي با نيروهاي اطلاعاتي دشمن درگير شد و در خلال اين درگيري چهار نفر از بهترين جنگجويان جهاد اسلامي به شهادت رسيد و تعداد زيايد از افسران و سربازان دشمن كشته و مجروح شدند.
به اين ترتيب با شكست و ناكامي جريانهاي چپ و ملي و سرخوردگي ملت مظلوم فلسطين از اين سازمانها و همچنين دولتهاي عرب، راه را براي يك ايدئولوژي تازه تر همواره شد و اسلام سياسي مورد توجه و اقبال مبارزان و عموم مردم قرار گرفت.
به هر حال اگر چه قيام عمومي در مناطق اشغالي از 1987 تا 1993 (تشكيل حكومت خودگردان فلسطين) استمرار داشته است و پس از آن از شدت قيام عمومي تا حدودي كاسته شد اما انتفاضه ملت فلسطين هيچگاه خاموش نگشت و بدنبال آن بارها و بارها در مناطق اشغالي اعتصاب و شورش تظاهرات جهت مقابله با صهيونيست ها رخ داد. و سازمانهايي مثل جهاد اسلامي، حماس و … فلسطين ضمن دعوت مردم به ادامه انتفاضه، با عمليات شهادت طلبانه آتش مبارزه را گرم نگه مي دارند و گروهي از جهادگران فلسطيني را اميد بر آن است كه انتفاضه بتواند حقوق از دست رفته ملت فلسطين را به آنها بازگرداند.

 

 

انتفاضه الاقصي

در 28 سپتامبر 2000، آريل شارون، نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در راستاي سياست هاي توسعه طلبانه و تأکيد بر اصل معرفي بيت المقدس به عنوان پايتخت رژيم صهيونيستي با پيشتيباني 2000 نيروي نظامي وارد مسجدالاقصي شد، در آن زمان ملت فلسطين به رغم سياست هاي سازش کارانه تشکيلات خودگردان در اقدامي خودجوش و ملي به مقابله با اين حضور پرداخت. اين اقدام بعدها با نام انتفاضه دوم يا انتفاضه مسجدالاقصي نام گذاري شد. هرچند در آن مقطع زماني حضور شارون در مسجدالاقصي عامل شروع انتفاضه عنوان گرديداما بررسي تحولات از حد فاصل انتفاضه اول تا دوم عوامل بسياري را به اين دليل مي افزايد.

 

                              انتفاضه الاقصي

سرخوردگي ملت فلسطين از توافقات تشکيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي و غرب از جمله توافق اسلو، تقويت گروه هاي مقاومت در ابعاد نظامي و مردمي که مبارزه با دشمن را وارد ابعاد تازه اي ساخته بود، تلاش رژيم صهيونيستي براي اجراي توطئه تخريب مسجدالاقصي و پايتختي بيت المقدس، پيروزي حزب الله لبنان بر رژيم صهيونيستي و اخراج اشغالگران از جنوب لبنان در سال 2000 که درس اتحاد و وحدت را به ملت فلسطين آموخت و... از جمله عوامل تأثيرگذار بر انتفاضه ارزيابي مي گردد.

انتفاضه مسجدالاقصي به خوبي نشان داد که : مبارزه ملت فلسطين اقدامي خودجوش و مردمي است ، برگرفته از سياست هاي دولتمردان نيست ، راه سازش براي ملت فلسطين وجود ندارد، مقاومت تنها عنصر مشروع از سوي مردم فلسطين براي تحقق اهداف مي باشد، سياست رژيم صهيونيستي براي تفرقه افکني شکست خورده و ديگر کارايي ندارد. اين موارد را مي توان از پيام هاي انتفاضه دوم دانست.

هر چند که در طول شش سال انتفاضه، ملت فلسطين بيش از 4 هزار شهيد، 10 هزار بازداشتي و 38 هزار مجروح را نثار آرمان خويش ساخته اند، اما انتفاضه دستاوردهاي بسياري براي اين ملت به ارمغان آورده است که راه را بيش از گذشته براي تحقق آزمانهايشان هموار ساخته است:

1- شکست توطئه اي به نام حذف نام فلسطين براي هميشه چه در صحنه جغرافيايي و چه در صحنه سياسي

2- خروج رژيم صهيونيستي در سال2005 از غزه و چند شهرک کرانه باختري از ديگر دستاوردهاي انتفاضه مي باشد . هر چند که شارون اين اقدام را تاکتيکي سياسي عنوان کرد اما جهانيان بر اين امر اعتراض کردند که عامل اصلي اين اقدام ، انتفاضه ملت فلسطين و ناتواني صهيونيستها در برابر آنها مي باشد.

3- تشکيل دولت توسط حماس و گروههاي مقاومت و حضور گسترده آنها در شهرداري ها از مهمترين دستاوردهاي انتفاضه مي باشد . به رغم آنکه غرب تلاش داشت تا با انتخابات ظاهري و صوري دولتي سازش کار را در راس قدرت قرار دهد اما راي مردم به حماس نشان داد که ملت فلسطين سلاح مقاومت را به عنوان دولت آينده خود انتخاب و خواستار استمرار انتفاضه هستند. هر چند رژيم صهيونيستي وغرب براي تزلزل اين دولت تلاش مي کنند ، اما عملکرد مردم براي حفظ انتفاضه ، حمايت آنها از دولت را در پي داشته که راه مقاومت را هموار ساخته است .

4- بيداري جهان اسلام و افکار عمومي جهان از تحولات فلسطين نشانه ديگر موفقيت انتفاضه در تحقق اهدافش مي باشد . در حالي که رژيم صهيونيستي تلاش داشته تا مسئله فلسطين را امري داخلي جلوه گر سازد اما انتفاضه آن را به امري جهاني مبدل ساخت که تظاهرات هاي گسترده در سراسر جهان در حمايت از ملت فلسطين و محکوميت رژيم صهيونيستي نتيجه آن است .

5- عملکرد غرب و سازمانهاي جهاني در طول شش سال انتفاضه نشان داد که آنها بر خلاف شعارهايشان نه براي صلح و امنيت جهان بلکه در حمايت از رژيم صهيونيستي و اجراي منافعشان فعاليت مي کنند . سکوت آنها در برابر جنايات رژيم صهيونيستي و مظلوميت ملت فلسطين در شش سال اخير خود گواه اين سياست مغرضانه و غير مسئولانه غرب و مجامع جهاني است.

6- در طول شش سال انتفاضه استمرار مقاومت ، فروپاشي رژيم صهيونيستي از دورن را در پي داشته است.امروز مقامات اين رژيم صراحتا اعتراف مي کنند که فروپاشي اجتماعي ، کوچ معکوس يهوديان به خارج ، مشکلات اقتصادي و تضعيف نظامي و حتي بحرانهاي سياسي آنها ناشي از انتفاضه مي باشد. آنها اعتراف کرده اند که يکي از دلايل شکست آنها در برابر حزب الله معطوف شدن آنها به مقابله با انتفاضه مي باشد که آنان را از توانايي هاي حزب الله غافل ساخته بود.

بر اين اساس مي توان گفت که هرچند ملت فلسطين در طول شش سال انتفاضه سختيهاي بسياري متحمل گرديده و شهداي بسياري را تقديم کرده اند اما دستاوردهاي محقق کرده اند که استمرار آن با حفظ سلاح وحدت راه را براي تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف هموار مي سازد.