در 28 سپتامبر 2000، آريل شارون، نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در راستاي سياست هاي توسعه طلبانه و تأکيد بر اصل معرفي بيت المقدس به عنوان پايتخت رژيم صهيونيستي با پيشتيباني 2000 نيروي نظامي وارد مسجدالاقصي شد، در آن زمان ملت فلسطين به رغم سياست هاي سازش کارانه تشکيلات خودگردان در اقدامي خودجوش و ملي به مقابله با اين حضور پرداخت. اين اقدام بعدها با نام انتفاضه دوم يا انتفاضه مسجدالاقصي نام گذاري شد. هرچند در آن مقطع زماني حضور شارون در مسجدالاقصي عامل شروع انتفاضه عنوان گرديداما بررسي تحولات از حد فاصل انتفاضه اول تا دوم عوامل بسياري را به اين دليل مي افزايد.

 

                              انتفاضه الاقصي

سرخوردگي ملت فلسطين از توافقات تشکيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي و غرب از جمله توافق اسلو، تقويت گروه هاي مقاومت در ابعاد نظامي و مردمي که مبارزه با دشمن را وارد ابعاد تازه اي ساخته بود، تلاش رژيم صهيونيستي براي اجراي توطئه تخريب مسجدالاقصي و پايتختي بيت المقدس، پيروزي حزب الله لبنان بر رژيم صهيونيستي و اخراج اشغالگران از جنوب لبنان در سال 2000 که درس اتحاد و وحدت را به ملت فلسطين آموخت و... از جمله عوامل تأثيرگذار بر انتفاضه ارزيابي مي گردد.

انتفاضه مسجدالاقصي به خوبي نشان داد که : مبارزه ملت فلسطين اقدامي خودجوش و مردمي است ، برگرفته از سياست هاي دولتمردان نيست ، راه سازش براي ملت فلسطين وجود ندارد، مقاومت تنها عنصر مشروع از سوي مردم فلسطين براي تحقق اهداف مي باشد، سياست رژيم صهيونيستي براي تفرقه افکني شکست خورده و ديگر کارايي ندارد. اين موارد را مي توان از پيام هاي انتفاضه دوم دانست.

هر چند که در طول شش سال انتفاضه، ملت فلسطين بيش از 4 هزار شهيد، 10 هزار بازداشتي و 38 هزار مجروح را نثار آرمان خويش ساخته اند، اما انتفاضه دستاوردهاي بسياري براي اين ملت به ارمغان آورده است که راه را بيش از گذشته براي تحقق آزمانهايشان هموار ساخته است:

1- شکست توطئه اي به نام حذف نام فلسطين براي هميشه چه در صحنه جغرافيايي و چه در صحنه سياسي

2- خروج رژيم صهيونيستي در سال2005 از غزه و چند شهرک کرانه باختري از ديگر دستاوردهاي انتفاضه مي باشد . هر چند که شارون اين اقدام را تاکتيکي سياسي عنوان کرد اما جهانيان بر اين امر اعتراض کردند که عامل اصلي اين اقدام ، انتفاضه ملت فلسطين و ناتواني صهيونيستها در برابر آنها مي باشد.

3- تشکيل دولت توسط حماس و گروههاي مقاومت و حضور گسترده آنها در شهرداري ها از مهمترين دستاوردهاي انتفاضه مي باشد . به رغم آنکه غرب تلاش داشت تا با انتخابات ظاهري و صوري دولتي سازش کار را در راس قدرت قرار دهد اما راي مردم به حماس نشان داد که ملت فلسطين سلاح مقاومت را به عنوان دولت آينده خود انتخاب و خواستار استمرار انتفاضه هستند. هر چند رژيم صهيونيستي وغرب براي تزلزل اين دولت تلاش مي کنند ، اما عملکرد مردم براي حفظ انتفاضه ، حمايت آنها از دولت را در پي داشته که راه مقاومت را هموار ساخته است .

4- بيداري جهان اسلام و افکار عمومي جهان از تحولات فلسطين نشانه ديگر موفقيت انتفاضه در تحقق اهدافش مي باشد . در حالي که رژيم صهيونيستي تلاش داشته تا مسئله فلسطين را امري داخلي جلوه گر سازد اما انتفاضه آن را به امري جهاني مبدل ساخت که تظاهرات هاي گسترده در سراسر جهان در حمايت از ملت فلسطين و محکوميت رژيم صهيونيستي نتيجه آن است .

5- عملکرد غرب و سازمانهاي جهاني در طول شش سال انتفاضه نشان داد که آنها بر خلاف شعارهايشان نه براي صلح و امنيت جهان بلکه در حمايت از رژيم صهيونيستي و اجراي منافعشان فعاليت مي کنند . سکوت آنها در برابر جنايات رژيم صهيونيستي و مظلوميت ملت فلسطين در شش سال اخير خود گواه اين سياست مغرضانه و غير مسئولانه غرب و مجامع جهاني است.

6- در طول شش سال انتفاضه استمرار مقاومت ، فروپاشي رژيم صهيونيستي از دورن را در پي داشته است.امروز مقامات اين رژيم صراحتا اعتراف مي کنند که فروپاشي اجتماعي ، کوچ معکوس يهوديان به خارج ، مشکلات اقتصادي و تضعيف نظامي و حتي بحرانهاي سياسي آنها ناشي از انتفاضه مي باشد. آنها اعتراف کرده اند که يکي از دلايل شکست آنها در برابر حزب الله معطوف شدن آنها به مقابله با انتفاضه مي باشد که آنان را از توانايي هاي حزب الله غافل ساخته بود.

بر اين اساس مي توان گفت که هرچند ملت فلسطين در طول شش سال انتفاضه سختيهاي بسياري متحمل گرديده و شهداي بسياري را تقديم کرده اند اما دستاوردهاي محقق کرده اند که استمرار آن با حفظ سلاح وحدت راه را براي تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف هموار مي سازد.