منشه امیر کیست؟

صهیونیست های موثر را خوب بشناسیم:

نام: مِنَشِه امير (menashe amir) (מנשה אמיר)
نام اصلي(سابق): منوچهر ساچمه‌چي
سردبير بخش فارسي وب سايت وزارت امورخارجه رژيم صهيونيستي1 (از 1386 تابه حال)
رئيس بخش فارسي راديو اسرائيل2 (از 1987 تا 2004)
رئیس بخش فارسی سايت بنياد يدوشم (بنياد يادبود هولوکاست)3
روزنامه نگار، برنامه ساز و تحليل گر مسائل سياسي ایران در راديو اسرائيل

متولد تهران و ساکن اورشليم

مِنَشه در سال 1319 شمسی در خانواده ای یهودی در تهران متولد شد. خاندان وی از یهودیان همدان بودند و پدربزرگش از راه ساچمه سازی ارتزاق میکرد.

پدر وی "یعقوب ساچمه چی" نیز در همدان متولد شده و بعدا به تهران آمد و در اطراف چهارراه سیروس ساکن شد. وی ابتدا به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس افسر ارتش ایران در رژیم پهلوی شد. پدر منشه در ایام بازنشستگی به یعقوب نزول خوار معروف شده بود.

منشه در دوران دبیرستان (17 سالگی) با توجه به تسلطی که به زبان فرانسه داشت به استخدام روزنامه  کیهان به سردبیری مصطفی مصباح زاده در آمد و به ترجمه ي تلکس هاي خبري فرانسه زبان مشغول شد.

منشه با توجه به ارتباط های وسیعی که با سفارت اسرائیل در ایران داشت، در دهه 40 به اسرائیل مهاجرت کرد و فعالیت خود را در رادیو اسرائیل آغاز نمود.

وی 7 سال پس از مهاجرت به اسرائیل، نام و نام خانوادگی خود را پس از تولد اولین فرزندش (عموی روعی) از "منوچهر ساچمه چی" به "منشه امیر" تغییر داد. علت این تغییر نام از فارسی به یهودی به گفته  خودش، سخت نوشته شدن نام قبلی به عبری و همچنین تلفظ آن توسط دیگران بوده است.4

این یهودی صهیونیست سالهای سال است در عصرهای شنبه، در استوديوي شماره چهار راديو اسرائيل در نزديکي ميدان صهيون اورشليم در قالب تفسیرهای سیاسی هفته به سخن پراکنی علیه حکومت ایران میپردازد. 

منشه امیر از سال 86 به غیر از سردبیری بخش فارسی سایت وزارت امور خارجه اسرائیل، در ستونی به نام "سخن دوست"5در این تارنما دیدگاه های شخصی خود را منتشر می کند. به جرأت میتوان منشه امیر را موثرترین شخص در جریان سازی علیه ایران در رسانه های بیگانه دانست.



منابع:

1- http://www.hamdami.com/

2- http://www.radis.org/

3- http://www1.yadvashem.org/parsi_web/yv.html

4- www.hamdami.com/MFAFA/sochanedoust/201207-29

5- http://www.hamdami.com/MFAFA/sochanedoust/

کابینه ی نتانیاهو و مشکلاتش


پس از شش هفته کشمکش بنیامین نتانیاهو امروز 31 مارس (11 فروردین) به عنوان مأمور تشکیل کابینه به کنیست می رود تا رای اعتماد کابینه اش را از پارلمان بگیرد. و سپس حکم نخست وزیری اش را از پرس دریافت کند. یعنی کاری که لیونی در آبان 87  نتوانسته بود انجام بدهد.

نتانیاهو با آرایی که در 42 روز گذشته کسب کرده بود نمی توانست مأمور تشکیل کابینه گردد مگر اینکه دست به دامان احزاب دیگر شود تا بتواند از پارلمان برای کابینه ی ائتلافی اش رای اعتماد بگیرد و برای دومین بار در زندگی اش به صندلی نخست ویزیری تکیه بزند.
احزاب کارگر، شاس و ییسرائیل بیتنو در این دولت ائتلافی نقش دارند و حزب کادیما به رهبری خانم لیونی (وزیر امور خارجه فعلی) در این دولت نقشی ندارد. ولی اساسی ترین نقش در تشکیل این کابینه را حزب ییسرائیل بیتنو (اسرائیل خانه ی ماست) به عهده دارد که ریاست آن به عهده ی آویگدور لیبرمن است.
نتانیاهو برای اینکه بتواند آراء احزاب را در پارلمان از آن خود کند مجبور است هزینه کند و در کابینه جدید، پست های جدید همانند وزارت امور خارجه را به اویگدور لیبرمن (ییسرائل بیتینو) و مقام وزیر دفاع را به اهود باراک (کارگر) بسپارد.

این در حالی است که لیبرمن این سیاستمدار علاوه بر اینکه به خاطر داشتن سیاست های افراطی نتانیاهو و اسرائیل را دچار مشکلات عدیده ای میکند از لحاظ کارنامه ی مالی نیز به شدت دچار مشکل است. وی بارها به جرم پول شویی، دادن و گرفتن رشوه، كلاهبرداري ، فساد اداري و فرار از ماليات بازجویی شده میشل لیبرمن دختر آویگدور لیبرمن نیز به علت های مشابهی و در برخی موارد همکاری در این جرم ها با پدر خویش بارها به بازداشت رفته است.
مطمئنا دولت ائتلافی نتانیاهو به علت ناهمگون بودن به زودی دچار فرجامی خواهد شد که دولت های قبلی این رژیم آن را تجربه کرده اند. فرجامی که باعث شده این رژیم ناارآمد در طی 61 سال سابقه ی نامشروع 32 دولت عوض کند. یعنی به طور میانگین دولت ها نتوانسته اند بیش از 2 سال دوام بیاورد.

لیست سیاست مداران درجه یک اسرائیل که تا به حال به جرم فساد اخلاقی، مالی و اداری تحت بازجویی قرار گرفته اند و یا به علت آن برکنار شده اند در زیر قابل مشاهده است:

"ايهود اولمرت" نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي
"موشه کاتساف" رئيس جمهور سابق صهيونيستي
"آريل شارون" نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي
"عزر وایزمن" رئيس جمهور اسبق رژيم صهيونيستي
"ییسحاق رابين" نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي
" آبراهام هيوشزون " وزير سابق مالي دولت
"اویگدور لیبرمن" معاون وزیر سیاست های راهبردی و رئیس حزب اسرائیل خانه ماست
"‌تساحی هانگبی " نماینده حزب لیکود در پارلمان
"‌عمری شارون " نماینده حزب لیکود و فرزند آریل شارون نخست وزیر اسبق اسرائیل
“دان حالوتس” رييس سابق ستاد مشترک ارتش
"شلومو بنيزري" حاخام اعظم این رژیم
"آريل دري " رهبر اسبق حزب شاس
"داليا ايتسيك" نماينده سابق حزب كارگر
"شيمون شوز" مدير كل دفتر اسحاق رابين نخست‌وزير اسبق اسراييل
"صالح طريف"  اولين وزير عرب-یهودی در كابينه اسراييل و عضو حزب كارگر



برای آگاهی هرچه بیشتر نسبت به وضعیت سیاست داخلی اسرائیل به این مطالب توجه کنید:

اسرائیل یعنی
فروپاشی...

صهيونيسم اسلامي

وقت نهار شده بود تو اداره. 

بحث سر ملك عبدالله و حسني مبارك بود.

علي بهم گفت واقعا آدم شرمش مي‌گيريه از اقدامات اين پدرسوخته‌ها؛ هر كدوم از بچه‌ها هم يه جوري حرفشون رو زدند.

گفتم صهيونيست كه شاخ و دم نداره اينا صهيونيستند.

علي گفت: چي ؟ چي جوري ؟ مگه مسلمون نيستند ؟ چي‌جوري صهيونيستند؟

گفتم چرا ولي بايد به يك بحث در زمينه‌ي صهيونيسم توجه بكنيم.

گستره‌ي صهيونيسم بسيار وسيع‌تر از يهود است .اگر يهود را نقطه‌اي فرض كنيم، صهيونيسم دايره‌اي محيط بر آن است.

در دنيا چيزي در حد 13،14 ميليون يهودي داريم ولي شمار صهيونيست‌ها را نمي‌توانيم به‌دست آوريم. چون:

صهيونيست: فردي است تابع مكتب صهيونيسم؛ يعني هر فردي كه معتقد باشد: دولت يهود، در ارض فلسطين در شهر اورشليم  پاي كوه صهيون تاسيس و برپا گردد.

خب اين عقيده يعني صهيونيسم و معتقدان بدان صهيونيستند. حال اين افراد خواه يهودي باشند، خواه مسيحي و يا مسلمان.

در اينجاست كه مي‌توانيم بفهميم صهيونيست مسلمان كيست.

حال به نظر شما مصداق‌هاي آن كيانند؟ در نظرات بنويسيد



شواله‌اي جنايتكار


در سال 1994 برنده‌ي جايزه صلح نوبل شد. مدعي‌ است در دموكرات‌ترين كشور دنيا زندگي مي‌كند. وي علاوه بر جايزه نوبل، اخيرا از طرف ملکه‌ي انگلستان" اليزابت دوم" در کاخ باکينگهام نشان افتخار «شواليه» و «سِر» را دريافت نمود. همچنين دكتراي افتخاري دانشگاه آكسفورد نيز يكي ديگر از دستآوردهاي وي در ديدار از بريتانياست.
وي در كارنامه‌ي خود علاوه بر افتخارات درخشان ذكر شده دو مرتبه به عنوان نخست‌وزير و چندين بار به عنوان وزير و نماينده در پارلمان و رئيس حزب حضور فعال داشته است. او هم‌اكنون در مقام رياست جمهوري كشورش قرار دارد.


این فرد کیست؟



  اگر چه كارنامه‌اي زیبا و شیک از اين فرد ملاحظه شد  اما لازم است بدانيد:
نسل‌كشي، جنايات جنگي، آپارتايد و نقض حقوق بشر، مسئول و بنيانگذار پروژه‌هاي تسليحات كشتار جمعي و سلاح‌هاي هسته‌اي و بسياري از موارد ناقض انسانيت نيز در پرونده‌ي اين شخص درج شده است. اين فرد 86 ساله كسي نيست جز شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي.

به زواياي ديگري از پرونده‌ي اين جنايتكار بزرگ توجه كنيد:

جنازه كودك فلسطيني بي‌گناهي كه در ميان دستان پدر قرار دارد.   شيمعون پرس رئيس جمهور جنايتكار اسرائيل 

نام: شيمعون  שמעון (Shimon)   (تلفظ نادرست فارسي : شيمون )
نام خانوادگي : برنسكي معروف به پرس  פרס (Peres) (تلفظ نادرست فارسي : پرز )
متولد : 1923 در لهستان
مشاغل:
رئيس حزب جوانان كارگر 1941-1944
مسئول تامين سلاح هاگانا 1947
رياست نيروي دريايي اسرائيل 1948
رابط نظامي اسرائيل و امريكا 1950-1953
دبيركل وزارت جنگ 1953-1959
ورود به پارلمان اسرائيل(كنست) 1959
معاون وزير جنگ 1959-1965
وزير مشاور خانم گلدا ماير 1969
وزير راه و ترابري 1970-1974
وزير اطلاعات عمومي 1974
وزير جنگ 1974-1977
نخست‌وزير 1984-1986
معاون نخست‌وزير و وزير امور خارجه 1986
وزير دارايي 1988-1990
وزير امور خارجه 1992
اخذ جايزه صلح نوبل 1994
نخست‌وزير 1995-1996
رياست كنست 1999
وزير همكاري منطقه‌اي 1999-2001
وزير امور خارجه دولت شارون 2001
حضور مستمر در پارلمان 1959- 2007
رئيس جمهوري 2007- تا به حال حاضر(اواخر2008)

با نگاهي به پرونده‌ي تاريك شيمعون پرس متوجه خواهيم شد كه چرا امپريالسيم جهاني به اين فرد جايزه صلح نوبل مي‌دهد و انگلستان لقب سر و شواليه و مدرك دكتراي افتخاري اهداء مي‌كند.

سوزني هم به خودمان بزنيم: به اين مطلب نيز توجه كنيد:

او با اسرائيل است

  • اسرائیل مهم‌ترین متحد آمریكا در خاورمیانه است.۱
  • اسرائیل «معجزه»ايي است كه در خاورمیانه اتفاق افتاده است.۲
  • بیت المقدس  پایتخت جدایی‌ناپذیر رژیم اسرائیل است.۳
  • خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم.۴
  • اسرائیل در صورت شکست دیپلماسی به ایران حمله می کند.۵
  • ایران بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین برای آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه است.۶
  • قول می دهم در حفظ امنیت اسرائیل کوشا باشم۷

به نظر، اينها مي‌توانند جملاتي از تسيپي ليوني، اولمرت، شيمعون پرز، جرج بوش، كنداليزا رايس و يا جان بولتون باشد.

اما اينها همگي سخناني است كه "باراك اوباما" رئيس جمهور ايالات متحده‌ي امريكا در ايام تبليغات انتخابات خود به سخن آورد. موضع "اوباما" در قبال ايران و در حمايت از اسرائيل كاملا با اين سخنان مشخص مي‌شود و آن‌هايي كه پيروزي اوباما را بر مك‌كين بهتر مي‌دانستند بايد بدانند كه اين سياست حاكم بر ايالات متحده نه بر دست اوباماست و نه مك‌كين، نه رايس و نه بوش و نه الگور و نه جان‌كري، بلكه تفكر مسيحيت صهيونيسم است كه بر سياستگذاري امريكا حاكم است و نقش آن را گاهي جمهوري‌خواه و گاهي دمكرات‌ها بازي مي‌كنند.

به درخواست دوستان منابع اين سخنان در پايين ذكر شده است:

 


  1.  خبرگزاری آفتاب
  2.  در دیدار با شیمعون پرز رئیس جمهور رژیم صهیونیستی در ایام تبلیغات در سفر به اراضی اشغالی
  3.  خبرگزاری رویترز
  4.  روزنامه اسرائیلی هاآرتص
  5.  بی بی سی فارسی
  6. بی بی سی فارسی
  7.  گفتگوی تلفنی با اهود اولمرت رادیو اسرائیل هفت نوامبر ۲۰۰۸(۱۷ آبان۸۷)

سالمرگ رابين و موضع ناپايدار صلح يا جنگ در اسرائيل

به بهانه سال‌مرگ ايتسحاك رابين :
 

ايتسحاك رابين rabin yitzhak terror

 

13 سال از هلاكت ايتسحاک (اسحاق) رابين (יצחק רבין) (Yitzhak Rabin) مي‌گذرد. وي پنجمين نخست‌وزير اسرائيل بود كه در دوره هشتم و سيزدهم توانسته بود به صندلي نخست‌وزيري تكيه بزند. اما در 4 نوامبر 1995 توسط يك جوان صهيونيست افراطي ۲۵ ساله به نام  ايگال عمير (יגאל עמיר) (Yigal Amir) در تل‌آويو به هلاكت رسيد. وي را مي‌توان تنها نخست وزير اسرائيلي دانست که به قتل مي‌رسد.
 

ايگال عمير (امير) قاتل ايتسحاك رابين  Yigal Amir


وي در 1922 در شهر اورشليم (بيت‌المقدس) به دنيا آمد و خانواده‌‌ي او از وطن اصلي خود اوكراين به سرزمين فلسطين مهاجرت كردند.  از نوجواني در گروه تروريستي هاگانا به عضويت در آمد و در سال ۱۹۴۷ به مقام فرماندهي کل عمليات‌هاي هاگانا ارتقا درجه پيدا کرد.
 رابين در سن ۴۰ سالگي با درجه سپهبدي به بالاترين درجه در ارتش اسرائيل دست يافت و به درجه راوآلوف) רב-אלוף) و فرماندهي ستاد کل ارتش اسرائيل نايل آمد ولي در سال 1968 از نظامي‌گري خداحافظي كرد و وارد جامعه سياستمداران اسرائيل شد. در سال 1973مقام وزارت کار در دولت گُلدا ماير را در اختيار گرفت و پس از ماير به رهبري حزب درآمد و نخست‌وزير شد.
اين فرد نتوانست هيچ‌ يك از دو دوره‌ي نخست‌وزيري‌اش را به اتمام برساند، در دور اول وي به علت محكوم شدن همسرش "لي رابين" به فساد مالي استعفا دهد و در سال سوم از دوره‌ي دوم نيز به هلاكت رسيد.

ييمان اسلو رابين- كلينكتون- عرفات

در دوره دوم نخست وزيري‌اش پيمان صلح با اردن را به امضا رساند و اسرائيل روابطش را با کشورهاي عربي ديگري بجز مصر عادي کرد. و  در 13 سپتامبر 1992 در واشنگتن با حضور ياسر عرفات و بيل‌كلينگتون، به نمايندگي از اسرائيل توافقنامه اسلو را امضاء كرد و اين اولين باري بود كه دولت خودگردان فلسطين و اسرائيل به طور رسمي يكديگر را به رسميت شمردند. اگرچه سازمان‌هاي بين‌المللي از رابين به عنوان حامي صلح ياد مي‌كنند و به او جايزه صلح نوبل را در سال 1994 اعطا كردند ولي گروه‌هاي افراطگراي اسرائيلي وي را با عنوان «خائن» به آرمان «اسرائيل بزرگ» معرفي کردند. به همين دليل نيز "ايگال عمير" در تل آويو به عمر وي پايان داد. حسني مبارک رئيس‌جمهور مصر و حسين پادشاه اردن نيز از خائنانی بودند كه در مراسم خاك‌سپاري وي حضور داشتند.
يگال عمير نيز به حبس ابد محكوم شد.
از نظر حاميان روند صلح در اسرائيل مرگ رابين، ضربه‌اي محكم به روند دموكراسي اسرائيلي زد. ديروز نيز رئيس‌جمهور اسرائيل شيمون (شيمعون) پرس در مراسم سال‌مرگ رابين گفت: «گلوله اي که يگال عمير به پشت رابين شليک کرد، در واقع گلوله‌اي به قلب ملت اسرائيل بود.»
نكته‌ي جالب اينجاست كه ژنرال گابي اشکنازي رئيس ستاد کل ارتش اسرائيل فاش ساخت که در جريان نظرسنجي‌هاي اخير معلوم شد که شمار افرادي که خواهان بخشودگي "يگال عمير" و رهائي وي پس از 12 سال از زندان هستند، از 10 درصد به 25 درصد افزايش يافته است و  اين مي‌تواند يک خطر جدي براي دموکراسي اسرائيلي باشد.!
در اينجا قابل ذكر است كه اسرائيل به عنوان رژيمي كه هنوز نتوانسته است درون كشور خود به ثبات امنيتي برسد و هنوز نتوانسته است موضع خود را در مقابل صلح و جنگ برگزيند، چگونه مي‌تواند ادعا كند اسرائيل بزرگ را بنيان مي‌نهد و دموكراسي‌اش را الگوي جهاني مي‌كند؟


 الحديد

نجیب محفوظ که بود ؟

نجيب محفوظ رمان نويس مصري در 94 سالگي در 8 شهريور 1385 در گذشت .
روزنامه ي شرق در تاريخ 9 شهريور با تصويري بزرگ از نجيب محفوظ و با تيتر دوم و درشت نوشت : "درگذشت پدر رمان عرب"
روزنامه ي شرق در اين نسخه خود با دو مطلب از اين نويسنده ي مصري تجليل نمود . يكي در صفحه ي اول و ديگري در صفحه ي شانزدهم خود به قلم محمد علي عسگري كه با نام " يك نويسنده ي مدارا گر" نوشته شده است . در اين نوشته ها به صورتي نشان داده شده بود كه نجيب محفوظ را يك نويسنده ي ارزشي متدين و داراي دغدغه ي جهان اسلام معرفي كرد و با مطالبي كه در اين روزنامه منتشر شد از اين نويسنده ي مصري تجليل به عمل آمد .

نجيب محفوظ نويسنده ي هتاك مصري


اما نجيب محفوظ كه بود ؟
نجيب محفوظ ابن عبدالعزيز ابن ابراهيم ابن احمدپاشا در 11 دسامبر 1911 در قاهره به دنيا آمد و شروع نويسندگي وي از 17 سالگي بود . وي ليسانس فلسفه را نيز در دانشگاه قاهره كسب كرد .وي توانست بيش از 50 عنوان كتاب تاليف كند كه جنجالي ترين كتاب وي كه چهره ي اين فرد را به جهان اسلام آشكار كرد كتاب "بچه هاي محله ي ما" بود كه در سال 1959 به صورت پاورقي در روزنامه ي الاهرام  چاپ ميشد. ولي به علت توهين هاي شديد اين نويسنده به اديان و همچنين به پيامبر اسلام ، شخص رئيس جمهور مصر جمال عبدالناصر دستور توقيف انتشار اين رمان را در روزنامه را صادر كرد . مفتي ها و علماي اهل تسنن دانشگاه الازهر مصر نيز مخالفت خود را با چاپ اين مطالب توهين آميز اظهار داشتند .
  نجيب محفوظ ساختار رمان «بچه‌هاي محله ما» را بر اساس ساختار كتاب‌هاي مقدس به ويژه قرآن بنا كرده و حتي شخصيت‌هاي اين رمان و نام‌هايشان را نيز از شخصيت‌ها و اسامي پيامبران برگرفته است. در پايان اين رمان حدودا پانصد صفحه‌اي، شخصيت اصلي داستان با اكسيري از عشق به جنگ با خدا مي‌رود و موفق مي‌شود او را از بين ببرد!!! . كه اين مطالب علاوه بر باطل بودن كليت در درون خود حاوي وهن هاي بسياري به ذات جلاله ي خداوند و همچنين پيامبران الهي بوده .
اما اين تنها حركت ضد اسلامي نجيب محفوظ نبود بلكه وي زماني مشهور تر و مورد توجه محافل جهاني قرار گرفت كه مخالف علني خود را عليه حكم تاريخي امام خميني كه مبتني بر ارتداد و قتل سلمان رشدي ملعون بوده اعلام كرد و جنجال هاي زيادي را به پا نمود .

سلمان رشدي ملعون


اگر سلمان رشدي توانسته بود آيات شيطاني را بنويسد بدون شك به لطف هنجار شكني افرادي چون "نجيب محفوظ" بود كه فتح بابي در اين زمينه كرده بودند .
نجيب محفوظ به دليل چاپ اين اثر و مخالف با حكم تاريخي امام خميني با تلاش آمريكا و محافل ضد اسلامي توانست به عنوان اولين مسلمان در سال 1988جايزه ي ادبي نوبل را تصاحب بكند . كه بر هيچ شخصي پوشيده نيست كه سياسي ترين نوبل ها جوايز صلح و ادبي نوبل است .
اما اين سوال هنوز برجاست كه چرا روزنامه ي شرق با تيتر دوم و عكسي كه نيمي از روي جلد روزنامه ي را مي پوشاند از اين نيوسنده ي هتاك با نام "پدر رمان عرب" تجليل ميكند .

خائنين به اسلام كيانند؟

و سيد حسن تو تنها مانده اي

 

      

          

          

          

   

   

 

 

نفر بعدي كيست ؟

فكر نكنيم اگر با امريكا و اسرائيل دست بدهيم خائن محسوب ميشويم بلكه اگر ساكت بشينيم نيز خيانت است ! .

سكوت هر مسلمان       خيانت است به قرآن