شروعي دوباره
از اين پس مطالب را در آن خواهم نوشت. البته مطالبي كمتر و با فاصله زماني بيشتر
از اين پس مطالب را در آن خواهم نوشت. البته مطالبي كمتر و با فاصله زماني بيشتر
چند ماهی هست که هاستینگ "ضامن هاست" دامنهی alhadid.com را از من دزدیده و اون رو از اختیار من خارج کرده.
پس کلا وبلاگ صهیونیسم و جهان اسلام تعطیل است. تا همیشه و نه برای اطلاع ثانوی.
بعد از گذشت چندین سال میخوام بگم که برخی از مطالبم رو از لحاظ صحت تایید نمیکنم. ولی در طول چندین سال نوشتن تمام تلاشم رو -برای اینکه آنچه مینویسم اعتقادم و همچنین بر اساس تحقیق باشد- انجام دادم.
از اين به بعد ميتوانيد مطالب "صهيونيسم و جهان اسلام" را در alhadid.com دنبال بفرماييد.
به تدريج در حال انتقال مطالب قبلي به سايت هستم. جهت مشترك شدن نيز از RSS استفاده نماييد.
آقای علی معلم از چاپ کتاب در ایران با موضوع یهود در همایش «عهد قلم» به شدت انتقاد کرد. +
علی معلم گفت: اقوامی هستند که در تاریخ و جغرافیا نامشان به دشواری پیدا میشود ولی در ایران کتابهای مختلفی از اساطیر آنها موجود است. هماهنگی مترجمان و نویسندگان و مطبوعات را برای توجه به اینها چه کسی سامان داده است؟ اکنون آثاری درباره یهود هم در دسترس است. +
با تمام احترامی که برای آقای علی معلم قائل هستم این انتقاد ایشان را به هیچ وجه وارد ندانسته و آن را نقد میکنم.
آقای معلم؛ یهودیت نه یک قوم گمنام در تاریخ است و نه دینی بی سروصدا که با دشواری بتوان نامی از آن یافت. شما انتظارتان آنقدر بالاست که اینگونه در سخنان خود فریاد میزنید که «اکنون آثاری درباره یهود هم در دسترس است». یعنی اوضاع آنقدر خراب است که در مورد یهود هم کتاب پیدا می شود!
بنده از یهودیت دفاع نمیکنم، ولی سخنان غیرمنطقی شما مرا به نوشتن واداشت تا سوالی از شما بپرسم. مگر قرار است آثاری در مورد یهود در دسترس نباشد؟ آیا یهودیت یکی ادیان الهی و همچنین یکی از ادیان ابراهیمی نیست؟ چرا نباید کتابی در این مورد در بازار نشر وجود نداشته باشد؟ آیا به نظر شما کسی با خواندن کتاب هایی در مورد یهودیت، یهودی میشود؟ (لازم به ذکر است یهودیت یک دین بسته است و ورود به یهودیت نه تنها امکانپذیر نیست بلکه معنا ندارد.)
نکتهی دیگری که لازم است ذکر شود این است که اثبات شئ که نفی ما عدا نمیکند. چه ایرادی دارد که کتابی در مورد یهود چاپ شود و کتابهایی نیز در مورد ادیان یا موضوعات دیگر و حتی موضوعات مورد علاقهی شما، منتشر گردد؟ بسیار بی معناست در کشوری که ادعای مبارزه با صهیونیسم را دارد، یکی از مسئولین فرهنگی در حضور وزیر ارشاد و دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی فریاد برآورد که چه معنی دارد در مملکت کتابی در مورد یهود چاپ شود. اگر ما ادعای اشاعهی اطلاعات داریم، اگر ما ادعای افزایش بصیرت و دشمنشناسی داریم، دیگر نباید از اینکه کتابی درمورد یهودیت در بازار نشر موجود باشد نگران باشیم.
آیا تصور میکنید بایکوت کتابهایی در مورد یهود موجب تحقق فرمایش حضرت امام رحمة الله میشود که اسرائیل باید از صحنهی روزگار حذف شود؟ آیا فکر نمیکنید با مطالعهی صحیح منابع اطلاعاتی مناسب، شناخت مردم در مورد یهودیت و فهم آنان در مورد ماهیت یهود و همچنین ماهیت صهیونیسم -که چیزی جدای از یهودیت است- بیشتر خواهد شد؟
حتما پس فردا در همایشی با عنوان “عهد کیبورد” خواهید گفت وبلاگها و سایتهایی در مورد یهودیت مطلب مینویسند واین چه معنا دارد و وا اسلاما و وا فرهنگا! اگر اینها را اینجا مینویسم از این است که میترسم فردا روزی تفکر جنابعالی در اقدامات دیگر مسئولین فرهنگی کشور نفوذ کند. چه بسا که متاسفانه مسئولینی با تفکری مشابه شما، وبلاگی چون یهودشناخت را مسدود کرده و محتوای روشنگرانهی آن را از مصادیق مجرمانه دانسته اند.
در آخر با کمی تامل بخوانید که: بزرگترین مرکز شیعه شناسی دنیا که کار آکادمیک میکند در اسرائیل است و در امریکا نیز چندین مرکز شیعهشناسی فعالیت میکنند، آن وقت مسئول فرهنگی مملکت ما میگوید که چرا در مورد یهود کتاب چاپ میشود !!

رادیو فارسی رژیم صهیونیستی در برنامه دوشنبه 15 شهریور 89 سئوالی را به صورت تلفنی برای شنوندگان مطرح کرد که "راهپیمایی روز قدس چه نفع و یا چه ضرری برای ج. ا. ا دارد.؟"
اولین و دومین فردی که تماس تلفنی با آنان برقرار شد با حرارت و هیجانی مثال زدنی اظهار داشتند که رژیم ... ایران با دادن شیرینی٬ میوه و غذا٬ مردم را به راهپیمایی آورده بود. با این گاف بزرگ٬ بلافاصله منشه امیر که خود روباه حیله گری است به سرعت روی خط آمد و گفت (به این مضمون) "که یادتان باشد که ماه رمضان است و مسلمانان روزه هستند.!!! "
مخاطب مورد نظر که از افشای دروغ خود توسط مجری خودی شوکه شده بود٬ مکالمه را با سرخوردگی پایان داد.
منبع: (وبلاگ افق بینا)
اگر اينها يك جوغيرت و حميت اسلامي و عربي داشتند، حاضر به يك چنين معامله كثيف سياسي وخودفروشي و وطن فروشي نمي شدند.
آيا اين حركات براي جهان اسلام شرم آور نيست ؟ و تماشاچي شدن گناه و جرم نمي باشد؟ آيا از مسلمانان كسي نيست تا بپاخيزد و اينهمه ننگ و عار را تحمل نكند؟
راستي ما بايد بنشينيم تا سران كشورهاي اسلامي احساسات يك ميليارد مسلمان راناديده بگيرند و صحه بر آنهمه فجايع صهيونيستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن رابه صحنه بياورند؟
مطالبي كه بالا خوانديد، پیام مقام معظم رهبري نيست.
پيام رياست جمهوري، رئيسن مجلس و ... نيست.
حتي بيانيهي دست جمعي علماي قم و ... هم نيست.
اين پيام قطعنامه است. بيش از بيست سال ازش ميگذرد. سران عرب نه تنها هيچ تفاوتي نكردند بلكه پيمان دوستي بيشتري با اسرائيل بستهاند و حضرت روح الله بود كه ميديد اينها را.
با کمی تامل و توجه به صحبت های زیر، لازم است جوالدوزی به غیرت برخی بی غیرتانِ مدعی صلح با اسرائیل بزنیم.
بنیامین نتانیاهو چهارشنبه 12 خرداد در تالار کنفرانس دفتر نخست وزیری اسرائیل، در مورد جنایت خونین دریایی گفت:
«سربازان دلاور ارتش اسرائیل همچنان به حفظ جان شهروندان و دفاع از مرزهای کشور ادامه خواهند داد. اسرائیل همچنان قاطعانه در برابر ترور خواهد ایستاد و با آن مقابله خواهد کرد و هم زمان به تلاش برای پیشبرد صلح با فلسطینیان ادامه خواهد داد».
نخست وزیر گفت: «از هلاکت برخی افراد متاسفیم، ولی به سربازان خود افتخار می کنیم و بابت دفاع از خویش از کسی پوزش نمی طلبیم. اسرائیل نیز همانند هر کشور دیگری حق دارد از موجودیت خویش و امنیت شهروندانش دفاع کند».
دوست عزيزم محمد مهدوي اشرف نويسندهي وبلاگ غمخاك بنده را دعوت كردند در جنبش وبلاگي راجع به امام خميني رحمةالله به مناسبت سالگرد ارتحال ايشان، مطلبي بنويسم. (با كلمهي بازي وبلاگي مخالفم چون اين حركت را مقدس و كاملا جدي ميدانم و نميخواهم لفظ بازي بر وقت و تلاشي كه براي نگاشتن ميگذارم بار شود.) به همين جهت و در راستاي موضوع وبلاگ مطلب زير تقديم ميگردد:
حضرت آيتالله العظمي سيد روحالله موسوي خميني را به نوعي تمام مردمان دنيا اگر نشناسند، به قول حضرت امام خامنهاي هر كه انقلاب را بشناسد و نام آن را شنيده باشد، لاجرم نام امام را نيز شنيده است.
امام علاوه بر اينكه فقيه مسلم و مجتهد اعلم بودند يك سري صفات و مشيهايي داشتند كه ايشان را متمايز از ديگر علماي اسلام ميكرد. اين خصايص را ميتوان در روح مبارزه با استعمار و مقابله با تحجر در امام جمع كرد. يعني اينكه حضرت روحالله توانسته بود با الگوبرداري از رسول خدا كه اسوهي حسنه هستند، به گفتهي قرآن اشداء عليالكفار و رحماء بينهم باشند.
برخلاف بسياري ديگر كه اين چهار عامل (خودي، دشمن، رحمانيت و شدت) را نتوانسته بودند در مشيشان كنترل كنند، برخي رحماء علي الكفار و اشداء بينهم بودند، يا با جفتشان رحيم بودند يا با جفتشان شديد بودند. ولي حضرت اينگونه نبودند. اين خصلتِ بسيار مهم در امام در جاي ديگري از قرآن نيز آمده، خصوصيت "حديد"كه «فيه بأس شديد و منافع للناس» است.
امام خميني شكلگيري رژيم صهيونيستي را از ابتداي فعاليت سياسي خويش كراراً گوشزد ميفرمود و خطر آن را به اطلاع ملت ايران و علماي جهان اسلام ميرساند. در ايام اوج فعاليتهاي سياسيِ امام در قبل از انقلاب نيز، اين مقابله به حدي بود كه از طرف ساواك به امام گوشزد شده بود كه در سخنراني خود دربارهي هر چه ميخواهي بگو لكن از شاه، از در خطر بودن اسلام و از اسرائيل كلامي به ميان نياور. امام نيز در ميان سخنراني 13 خرداد 42 خود اينگونه اعلام داشت كه: «گفتهاند شما سه چيز را کار نداشته باشيد، ديگر هر چه ميخواهيد بگوييد، يکي شاه را کار نداشته باشيد، يکي هم اسرائيل را کار نداشته باشيد، يکي هم نگوييد دين در خطر است. ... خوب اگر اين سه تا امر را ما کنار بگذاريم، ديگر چه بگوييم؟! ما هر چه گرفتاري داريم ازاين سه تاست.»
بدينگونه بود كه امام، اسرائيل را مورد حملهي خود در سخنان قرار داده بود و به شدت سياست همگراي رژيم سلطنتي ايران با اسرائيل را مورد انتقاد قرار ميداد. امام در همان سخنراني به شاه گوشزد كرد كه «والله، اسرائيل بهدرد تو نميخورد، قرآن به درد تو ميخورد.».
با يك جستجوي ساده در صحيفهي نور حضرت امام ميتوان مواضع ايشان را نسبت به اسرائيل، صهيونيسم، استعمار جهاني، فلسطين و مقاومت اسلامي، در قبل از انقلاب مطالعه كرد.

روشنگري حضرت روحالله در مورد ماهيت اسرائيل، با پيروزي انقلاب وارد مرحلهي عملي ميشود. و علاوه بر قطع رابطه با اسرائيل، دستور قطع رابطه با مصر (حامي عربي اسرائيل) را نيز صادر ميكنند. نامگذاري روز قدس و اعزام لشگر 27 محمدرسولالله به لبنان براي كمك به آن نيز فازهاي بعدي مبارزهي حضرت امام محسوب ميگردد. اين مبارزه از آغاز فعاليت تا زمان فوت امام داراي روند صعودي بوده و هيچگاه به افول نكشيد. حضرت روحالله در قطعيترين موضع خود نيز با سرطاني خواندن اين غدهي جهاني، حكم بر محو كردن آن از نقشههاي جهاني دادند.
نكتهي جالب در اين ميان، اطرافيان و مدعيان نزديكي به ايشان بود. آنهايي كه آن زمان جرئت حرف زدن نداشتند. ولي بعد از ارتحال ملكوتي آن حضرت، قلمها و زبانهايشان كمكم راه افتاد و سعي بر عقبنشيني از مواضع ايشان داشتند.
اين خط سير با شيب منفي از جايي شروع شد كه ديدند نه در حد محكوم كردن ميتوانند مثل امام باشند، نه مهمتر از آن يعني در عمل!
جناح به اصطلاح خط امامي، در برحهاي از تاريخِ بعد از امام، نه تنها افكار ايشان را كنار زدند و حتي با كساني كه عليه امام حرفي ميزدند برخورد نكردند و سكوت كردند، بلكه در روزنامهها و سخنانشان مدعي اين شدند كه افكار امام را بايد به موزهها سپرد و عامل دو دهه عقت ماندگي ايران، افكار امام است! و... . و در تمامي اين مراحل، موسسهي تنظيم و نشر آثار امام خميني، بهتر از سكوت را اختيار نكرد.
اين جريان، افكار خود را تا بدانجا پيشبرد كه در ايام تبليغات انتخاباتيِ رياستجمهوري دهم، ميرحسين موسوي كه با عنوان "نخستوزير امام" وارد صحنهي انتخابات شده بود در مناظرهي تلويزيوني با دكتر محمود احمدينژاد گفت: «ما موقعی میتوانیم از برادران لبنانیمان حمایت کنیم که خودمان در داخل قوی باشیم. موقعی میتوانیم از آرمانهای فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم». اين روند همچنان ادامه داشت تا در اوج ايام فتنهگرياين جريان در روز قدس سال 88، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» سرداده شد و براي اين شعار نيز سران فتنه، تفسير و توجيههاي فراواني بافتند و همچنان موسسهي تحريف و هدم آثار امام سكوت اختيار كرد.
اين روزها كه با ايام ارتحال حضرت امام، همزمان شده است، و اسرائيل نيز در حركتي وحشيانه، ناوگان امدادرساني آزادي غزه را مورد حمله قرارداده .مناسب به نظر ميرسد كه بتوان با آن، جريان اهل تسامح و تساهلِ مدعي خط امام را دوباره سنجيد.
وقتي اسرائيل براي توجيه جنايتش FAQ ارائه ميكند.
وزارت امورخارجهي اسرائيل در پي فشارهاي زياد افكار عمومي در مطالبي سعي كرده است در قالب پرسش و پاسخهايي (FAQ) با توجيه عملكرد خود از اين فشارها بكاهد. لكن با توجيهات بيدليل و مسخره، بيشتر آبروي نداشتهي خود را زير سوال برد.
به يكي از نمونه سوالها و پاسخ مسخرهي آن در زير توجه كنيد:
چرا اسرائیل کشتی ها را در آب های بین المللی هدف قرار داد!
از لحظه ای که معلوم می شود یک کاروان (از) کشتی ها(ي)، سازمان دهی شده توسط گروه های اسلامی بنیاد گرا، با کمک نهادهای ضد اسرائیلی قصد تعرض دارند و می خواهد به حق حاکمیت و سیادت این کشور آسیب برسانند، آن ها در واقع همانند یک رزمناو دشمن عمل می کنند و اسرائیل از نظر قوانین بین المللی حق دارد برای پیشگیری از تعرض، به اقدامات لازم دست بزند. در کشتی "مرمره" انواع سلاح های سرد از قبیل چاقو، قمه، گرزن، ساطور و لوله های فلزی به دست آمد.
حال چند سوال از اين توجيهگران بيمنطق:
1-از كجا معلوم شد كه ناوگان آزادي، قصد تعرض به اسرائيل را دارد؟
2-اگر اين ناوگان قصد تعرض به اسرائيل را داشت چرا با خود سلاحهاي گرم و نوين حمل نميكرد؟ چرا اين ناوگان براي چنين قصدي با خود نيروي نظامي و مجهز ارسال نكرد؟
3-سيادت؟ آن هم براي اسرائيل؟
4-آيا سلاح های سرد از قبیل چاقو، قمه، گرزن، ساطور و لوله های فلزی، ميتواند در زمرهي سلاحهايي قرار گيرد كه بتواند حاكميت اسرائيل را لطمهدار كند و حتي با وسايل نامبرده در دوران جنگ جهاني اول نيز نميتوانست در زمرهي تجهيزات نظامي قرار گيرد چه برسد به اينكه بخواهد با آن مقابل رژيم تا دندان مسلح صهيونيستي بايستد.
5-اسرائيل طبق كدام قانون بينالمللي حق دارد به كشتي حامل مواد غذايي و دارويي در آبهاي بينالمللي حمله كند؟
6-اين استدلال كه -اگر كشتيِ حامل مواد غذايي و دارويي براي جنگزدگان تحت محاصره ارسال شود و در آبهاي بينالمللي در حال حركت باشد، از سوي اسرائيل يك رزمناو شناخته ميشود و حق حمله به آن را دارد- به اندازهي جملهي معروف عروس آذربايجان (زهرا رهنورد) مسخره است كه در مورد علل تقلب در انتخابات گفت: «آذربايجان و ترک زبان ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند که به کس ديگري راي بدهند.خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي نژاد راي بدهند. اين دو تا ملاک است و باقي موارد هم شبيه همين است»
6-اين وزارتخانه همچنين مدعي است اين اقدام ناوگان آزادي غزه باعث شده كه چند سربازش مصدوم شدهاند و همچنين اين درگيري باعث نيمهكاره ماندن سفر نتانياهو به كانادا و امريكا شده است. (اين يهوديان صهيونيست حتما تا آخرين شيكل پول هواپيماي برگشت و خسارات سفر نيمهكاره را از اين ناوگان خواهند گرفت.)

«حمله ی سرنشینان کشتی نظامی ترکیه به شهروندان اسرائیلی»
اگر از واقع ماجرا خبردار نباشی و خبر منتشر شده در تارنمای وزارت امور خارجه اسرائیل را در مورد حمله به ناوگان امدادرسانی غزه بخوانی، جملهی بالا در ذهنت متبادر خواهد شد. و اگر از ماهيت ماجرا خبر داشته باشی، از دروغ شاخدار این یهودیان صهیونیست سخت عصبانی میشوی و دلت به حال ساده لوحی اعراب خواهان صلح میسوزد.
به جملات واقعی زیر که در مطلبی از این سایت آمده توجه کنید:
*سرنشیان یک کشتی دیگر به نام "مرمره" متعلق به یک سازمان اسلامگرای ترک که در زیر پوشش نهاد کمک رسانی انسانی به مساجد و مراکز اسلامی، عملا به حمایت از سازمان های ترور و از جمله حماس دست می زند، شدیدا با سربازان اسرائیلی درگیر شدند
*و آن ها را با قمه و ساطور و چاقو و میله های آهنین مورد حمله قرار دادند.
*در جریان این رویاروئی صدای شلیک چند گلوله نیز شنیده شد که هنوز معلوم نیست آیا سرنشینان کشتی مجهز به سلاح گرم بودند

*شماری از سرنشینان کشتی کوچک "مرمره" (که در واقع یک قایق بسیار بزرگ است)، با کمک سلاح های سرد کوشیدند از تسلط سربازان اسرائیلی بر عرشه کشتی جلوگیری کنند و آنان را به قتل برسانند.
*پس از آن که تلاش سربازان برای عقب راندن مهاجمان با وسائل ضد شورش سودمند نیافتاد، و سربازان جان خود را در خطر جدی می دیدند، به دفاع از خویش پرداختند و به سوی مهاجمان آتش گشودند.
*آنانی که این کاروان کشتی های کوچک را به راه انداختند، در واقع وابستگان به ترور بودند که قصد رویاروئی با اسرائیل را داشتند.
*سازمان دهندگان این کاروان تبلیغاتی اگر در هدف خود موفق می شدند، موجب تقویت حماس و افزایش قتل و خونریزی و شدت گرفتن عملیات تروریستی می شدند.
*در نوار غزه هیچ گونه کمبود مواد غذانی و دارو وجود ندارد. با این همه، اسرائیل حاضر بود کمک های ارسالی را پس از بازرسی لازم به غزه منتقل سازد.
*سرنشینان کشتی "مرمره" که همه ترک بودند، با اسلحه سرد (و احتمالا گرم) به سربازان اسرائیلی حمله بردند و قصد کشتن آن ها را داشتند و سربازان ناچار شدند از خود دفاع کنند.(!!!!)

منتظر باشیم که همین روزها نوصهیونیستهای وطنی در کلمه و بالاترین خبر بزنند که: «بیچاره شهروندان اسرائیلی که فقط به خاطر اینکه توسط چوب و میله آهنی مضروب نشوند از خود دفاع کردند و فقط 20 نظامی ترکیهای را کشتند! و بقیه را زخمی و اسیر کردند!.»

از پانزده اسفند تا چهارده اردیبهشت دو ماهی می گذرد... می بینم که کسی که هفته ای دو سه پست حرفه ای و عمیق می گذاشت، حالا دیگر .... !
روزمره شده ای یا فلسطین آزاد شده؟ ....
فعلا جز شرمندگی چیزی ندارم.
قول میدهم با دست پر بیایم! حتماً !!
يك عدّه از كوچهگردهاى لندن
از خانوادههاى توسرىخورده مسكو
از هرزههاى امريكا
كسانى كه روزى چاقوكشى و قدّارهكشى مىكردند
كسانى كه هنرشان اين بود كه ميتوانستند خوب بزنند، خوب بكُشند.

توضیح: این عکس در در روزنامه ها و سایتهای رژیم صهیونیستی منتشر شده است و اخباری مرتبط با آن موجود است که به صراحت گفته اند در تاریخ 25 مارس هیکل سلیمان بر مکان مسجد الاقصی قرار خواهد گرفت و زلزله ای در تاریخ بین 16 تا 24 مارس پیش بینی کرده اند که موجب تخریب مسجد الاقصی خواهد شد. هیکل سلیمان نیز از سالها پیش توسط گروههای تندرو یهودی صهیونیست ساخته شده است و تنها منتظر تخریب مسجد الاقصی هستند تا ان را به مکان مسجدمنتقل نمایند. ماکتهای ساخته شده هیکل در موزه های مختلف در سرزمینهای اشغالی موجود است و در موزه ای در مقابل مسجد الاقصی نیز این ماکت وجود دارد و هیکل اصلی نیز ساخته شده و تنها انتقال آن به مکان مسجد الاقصی باقی مانده است.

به عبارت پشت کامیون توجه کنید: "سنگ بنای معبد سوم " The cornerstone of the third Temple"

یکی از کنیسه هایی که درست در زیر مسجد الاقصی ساخته شده . باور آن سخت است.

*
مسئله فلسطین، برای ما و مردم ما، یك تاكتیك و حتی استراتژی سیاسی نیست بلكه مسئله دل و ایمان است به همین علت، ملت ایران در روز قدس نیز همچون 22 بهمن كه روزی متعلق به سرنوشت خودشان و كشورشان است در سراسر كشور به صحنه می آیند و احساسات حقیقی خود را در دفاع از مظلومان فلسطین بیان میكنند.
بيانات حضرت آيتالله خامنهاي در ديدار با رهبران گروههاي جهادي و مبارز فلسطيني در غالب همایش «همبستگی ملی و اسلامی برای آینده فلسطین»
اين بود بياناتي از رهبر عزيزمان. اما يادم نميرود كه آن شخص** در نطق تلويزيوني 1 خرداد خود در سيماي جمهوري اسلامي ايران با وقاحت تمام گفت: «ما زمانی میتوانیم از برادران لبنانی و فلسطینیمان حمایت كنیم كه خود قوی باشیم.»
*. وقتي اين عكس نگاه ميكنم قند در دلم آب ميشود و كلي قبطه ميخورم.
**. به جاي "آن شخص" نوشته بودم: "آن نامرد". يكي از رفقا! اصرار كرد كه حالا نامرد رو حذف كن. پس من هم حذف كردم.
اين خسارت تمام شدنى نيست!
اينها مسأله نگرانى روانى يهوديان را مطرح كردند و گفتند چون يهوديان در طول قرنهاى متمادى زير فشار بودند، از لحاظ روانى دچار نگرانياند و به امنيّت روانى احتياج دارند. صهيونيستها در مذاكرات با سران كشورهاى غربى و بعدها در گفتگوهاى خود با كشورهاى اسلامى و عربى، مسأله امنيّت روانى را مطرح كردند و گفتند ما به امنيّت روانى احتياج داريم و بايد امنيّت روانى ما تأمين شود. اين امنيّت روانى يعنى چه؟ هيچ معناى مشخّص و هيچ پايانى ندارد. هر اقدامى بخواهد انجام بگيرد، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنيّت روانى، مىتوانند آن را خنثى كنند. بسيارى را در دنيا قانع كردند كه به امنيّت روانى احتياج دارند و بايد امنيّت روانى آنها تأمين شود.

برآوردن نياز اسرائيل در مورد امنيّت روانى، مشكلتر است از چشم پوشيدن از سرزمين. شما وقتى سرزمين را از دست مىدهيد، مىدانيد چه چيزى را از دست داديد؛ اما وقتى مىخواهيد خواسته اسرائيل را در مورد امنيّت روانى برآورده كنيد، نمىدانيد تا كجا بايد تسليم شويد و تا كجا بايد امتياز بدهيد. اين امتياز دهى، پايانى ندارد؛ مرتّب بايد امتياز داد. تجربه اروپا در اين مورد، عبرتآموز است. دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهوديان داد؛ اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است؛ باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آنها داده شود! آنچه يهوديان با آلمان كردند، كم و بيش با برخى كشورهاى اروپايى ديگر - مثل اتريش، سوئيس، فرانسه، حتّى تا چند سال قبل با واتيكان - نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بدهند؛ اين خسارت تمام شدنى نيست!
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار شركتكنندگان در همايش بين المللى رسانههاى جهان اسلام حمايت از انتفاضه فلسطين 11 بهمن 1380
از دیدگاه استراتژیست هایی اسرائیلی، حتی اگر کشورهای همسایه ی اسرائیل با آن رژیم صلح و سازش کند و موجودیت آن را به رسمیت بشناسد، باز هم تعادل استراتژیک میان اسرائیل و کشورهای پیرامون آن برقرار نخواهد شد. مگر زمانی که این تعادل به نفع جامعه ی اسرائیلی تغییر کند. این تعادل چگونه تغییر خواهد کرد؟
پاسخ سرّی اسرائیل چنین است:
1- گسترش اراضی تحت تصرق اسرائیل تا هرکجا که مصالح آن ها اقتضاء کند.
2- افزایش جمعیت یهودیان اراضی اشغالی مورد نظر.
3- افزایش توان نظامی و اتمی اسرائیل.
4- کاهش جمعیت کشورهای اسلامی
5- خلع سلاح مسلمانان و جلوگیری از دستیابی کشورهای مسلمان منطقه به سلاح های استراتژیک به ویژه هسته ای.
6- تبدیل کشورهای اسلامی به بازار مصرف مالاهای غربی و جلوگیری از هرگونه پیشرفت های علمی، صنعتی، فنآوری های تکنولوژیک در میان این کشورها و ...
بر این اساس هر کدام از این موازنه ها به هم خورد، تعادل استراتژیکی میان اسرائیل و کشورهای اسلامی پیرامون آن به ضرر اسرائیل به هم خورده است.
*. متن بالا از صفحه ی 425 کتاب خواندنیِ "استراتژی پیرامونی اسرائیل"، نوشته ی آقای محمدتقی تقی پور، چاپ موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی انتخاب شده است.
**. با کمی دقت مشاهده می کنیم که تک تک موارد بالا، به صورت مو به مو در حال اجراست.
***. لازم است کمی به خود بیاییم!
هدف،اسلام است، استقلال مملكت است، طرد عمال اسرائيل است،اتحاد با كشورهاي اسلامي است. الان تمام اقتصاد مملكت در دست اسرائيل است؛ عمال اسرائيل اقتصاد ايران را قبضه نمودهاند، اكثر كارخانجات در دست آنها داده ميشود، تلويزيون، كارخانه ارج، پپسي كولا.
دو هواپيمائي كه قرار بود حجاج را به مكه ببرند مال اسرائيل بود،بعد دولت عربستان سعودي به اين عمل اعتراض كرد و ناچار شدند از اين عمل خودداري كنند. امروز حتي تخم مرغ از اسرائيل وارد ميكنند، بايد صفها را فشرده كنيد، اينها عمال استعمار هستند، بايد ريشه استعمار را كند.