جنگ رمضان (یوم کیپور)
متعاقب جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل كه در پنجم ژوئن 1967 میلادی رخ رد، و به دنبال بسته شدن كانال سوئز كه نقش حياتي در اقتصاد كشور مصر ايفا مي كند، جنگهاي فرسايشي ميان ارتش مصر و رژيم اسرائيل شدت گرفت و اين امر تا زمان مرگ جمال عبدالناصر رهبر فقيد مصر درسال 1970 ادامه يافته و پس از آن در زمان رياست جمهوري انور سادات درسال 1973 با شروع حمله اي توسط دو كشور متحده عربي يعني مصر و سوريه به اوج خود رسيد .
نيروهاي ارتش مصر به تدريج پس از جنگ 1967 و پذيرش شكست تحقيرآميز و به طور دقيق تر پس از خاتمه جنگ ويتنام و نزديكي رژيم مصر به ايالات متحده ، خود را مهياي شروع جنگي عليه رژيم اسرائيل مي كردند تا از بن بست روحي خارج شده و حيثيت از دست رفته خود در جنگ 1967 ژوئن را بازستانند.
جنگ اسرائيل و اعراب درسال 1973 مانند جنگ 1967، ناشي از اوضاع و احوال نبود، بلكه پيامد منطقي وضعي بود كه پيروزي اسرائيلي ها در جنگ شش روزه و شكست كوشش هاي ديپلماتيك از سال 1970 براي تغيير آن، به وجود آورده بود. به جز بعضي از رهبران قاهره و دمشق كه تصميم به راه انداختن جنگ گرفته بودند، لحظه وقوع آن براي ديگران قابل پيش بيني نبود.
بالاخره جنگ در ساعات بامدادي روز ششم اكتبر 1973 با توافق قبلي سادات و حافظ اسد رهبر سوريه، از جبهه سوريه آغاز شد كه البته تا چند ساعت قبل از حمله، اسراييلي ها متوجه آن نشده بودند. ارتش سوريه به شدت به سرزمينهاي تحت اشغال نيروهاي اسرائيلي در جولان حمله مي برد تا اينكه اسراييل مجبور شد نيروهاي ذخيره خود را به سوي جبهه سوريه بسيج كند. در يعني راستا، نقشه مصريها نيز اين بود كه قبل از بسيج نيروهاي اسراييل در كرانه هاي كانال، با عمليات غافلگيري از كانال عبور كنند و حداكثر سربازان خود را به كرانه شرقي كانال برسانند پس آنها را زير حمايت موشك هاي ضد هوايي كه در كرانه غربي متمركز شده اند،در موضع دفاعي قرار دهند. نيروهاي مصري به سرعت از كانال عبور كرده و در آن سوي آن چند سرپل (استحكامات نظامي كرانه رودخانه) ايجاد كردند، اين عمليات مصادف بود با حمله وسيع سوريها در جبهه جولان.

اسیر اسرائیلی دردست نیروهای مصری
هفتم اكتبر ارتش مصر و سوريه مواضع جديدي در صحراي سينا و بلنديهاي جولان تصرف كرده بودند. در هشتم اكتبر نيروي هوايي اسراييل حمله را از سرگرفت. هرچه به نيمه هاي اكتبر نزديك مي شويم به تدريج نيروهاي ارتش اسرائيل به سوريه و مصر فشار وارد آورده و آنها را به پشت مواضع قبلي عقب مي رانند. ورود نيروهاي عراق در جبهه سوريه و كمكهاي آمريكا به ارتش مصر در جنگ، كاري از پيش نمي برد و اسرائيلي ها به شدت درحال پيشروي به سوي كانال هستند.
در 16 اكتبر نيروهاي اسراييل توسط قايق هاي بادي و چتر بانوان تحت حمايت ارتش دوم از كانال عبور مي كنند.
نيروهاي اسرائيلي در 19 اكتبر درساحل غربي كانال مستقر شده و چندين پايگاه موشكي سام متعلق به ارتش مصر را منهدم مي كنند. با پيشروي نيروهاي اسرائيلي، چاره راه در اقدامات ديپلماتيك ديده مي شود.
بيستم اكتبر 1973 كسينجر در مسكو برژنف را ملاقات كرده، طرح يك توافق زودرس را به امضاء رسانده و در 22 اكتبر 1973 شوراي امنيت با توافق آمريكا و شوروي قطعنامه اي صادر مي كند كه به موجب آن درساعت 18/50 به وقت محلي آتش بس برقرار شود. مصر اعلام كرد كه با رعايت تصميم قطعنامه 242 سازمان ملل مورخ سال 1972 آتش بس را مي پذيرد و در ساعت 5/30 24 اكتبر 1973 نيز ژنرال حافظ اسد اجراي آتش بس را پذيرفت.
پس از اجراي مفاد قطعنامه 338 شوراي امنيت مبني بر آتش بس كامل نيروهاي اعراب و اسراييل با آنكه درگيري هايي هنوز در سطح محلي ادامه داشت ولي اقدامات ديپلماتيك كسينجر وزير امور خارجه وقت ايالات متحده به توافقات جداسازي نيروهاي اعراب و اسراييل در مواضع مورد منازعه انجاميد.
در 7 نوامبر 1973 در جريان مسافرت كسينجر به قاهره، توافقي به امضاء رسيد كه به موجب آن نمايندگان نظامي مصر و اسراييل توافق كردند در 101 كيلومتري جاده قاهره - سوئز، روي خط آتش بس، قطعنامه شوراي امنيت اجرا گردد، پس از آن اسراي جنگي مبادله شد و اسراييلي ها اجازه دادند به لشكر سوم مصر كه در ساحل شرقي كانال محاصره شده بود آذوقه و لوازم برسد.
پس از آن طي توافقي ديگر ارتش اسرائيل دو طرف كانال را تخليه كرد و تا پشت خط واقع در تقريبا 20 كيلومتري شرق كانال عقب نشست. ارتش مصر نوري را به پهناي حدود 10 كيلومتر در شرق كانال اشغال كرد. فاصله بين دو ارتش را سربازان سازمان ملل متحد در دست گرفتند.
در مورد اسرائيل و سوريه، بالاخره كسينجر پس از يك رشته رفت و آمد بين دمشق و بيت المقدس، توافقي را در 31 ژانويه 1974 به امضاء رساند كه بر مبناي آن اسراي جنگي مبادله شدند، اسرائيلي ها سرزمين هاي تصرف شده در سال 1973 و يك نوار به عرض دو كيلومتر را كه درسال 1967 اشغال كرده بودند و شامل شهر قينطره كه اكنون خرابه اي بيش نیست مي شد تخليه مي كردند. در اينجا هم مثل صحراي سينا يك ناحيه به وسيله سربازان سازمان ملل اشغال مي شد.
جنگ 1973 براي اعراب جنگ رمضان بود زيرا درآن ماه وقوع يافت. عبور سربازان مصري از كانال سوئز از نظر كساني كه از شكست هاي پي در پي اعراب در مقابل يهوديان احساس حقارت و سرشكستگي مي كردند يك نوع نجات به شمار مي آمد. و اين همان محبوبيتي را براي سادات به ارمغان آورد كه ملي كردن كانال سوئز براي ناصر. جنگ براي سادات يك اعتبار سياسي به بار آورد كه به وي امكان داد يكي از ممنوعيت هاي سياسي جهان عرب كه همانا مذاكرات مستقيم با اسراييل و گسترش آزاديهاي سياسي بود را از ميان بردارد.
این جنگ گسترده اعراب و اسرائيل گرچه با موفقيت صددرصدى اعراب به پايان نرسيد، ولى بسيارى از نقاط ضعف اسرائيل را نمايان ساخت. اندكى پس از پايان جنگ يوم كيپور انورسادات رئيس جمهور وقت مصر پيمان خائنانه آتش بس با اسرائيل را امضا كرد و سفرى نيز به سرزمين هاى اشغالى كرد.

پيمان صلح كمپ ديويد كه توسط سادات و بگين، با نظارت كارتر، امضا شد از اثرات اين جنگ بود. پيمانى كه بر طبق آن اسرائيل تا سال ۱۹۸۲ از تمامى صحراى سينا عقب نشينى كرد و در مقابل مصر، اسرائيل را به رسميت شناخت. دو كشور براى هميشه ترك مخاصمه كردند. هرچند سادات نتوانست روزى را كه سرزمين مصر خالى از سربازان اسرائيلى باشد، ببيند. او در ششم اكتبر ،۱۹۸۱ در مراسم رژه اى كه به مناسبت پيروزى در جنگ رمضان ۱۹۷۳ ترتيب داده شده بود، به دست " سروان احمد شوقى خالد اسلامبولى " ترور شد و معاونش حسنى مبارك به جاى او نشست.
منابع:
مرکز تحقیقات صدا و سیما .
باشگاه مطالعاتی تحقیقاتی صهیونیسم .(رصد)
کتاب جنگ چهارم اعراب و اسرائيل (اكتبر 1973)، غلامرضا نجاتي .
ویکی پدیا عربی ،(حرب أکتوبر)

