یهود و ایران (4)
ادامه ی حضور یهودیان از دوران کوروش به بعد پررنگ تر به نظر می رسد؛ حتی در افسانه های کهن یهودی، زروبابل را یکی از نزدیکان و مقربین داریوش اول،پادشاه هخامنشی، می یابیم .
حتي پس از سقوط امپراتوري بابل به مدت قريب دويست سال "ايالت يهود" يكي از ايالات ايران هخامنشي محسوب ميشد و داراي استقلال كامل ايالتي بوده و حتي سكه هاي خود را كه بر آن نام "ايالت يهود" منقوش است ضرب مي كردند كه تصاويري از آن سكه ها در تاريخ يهود دانشگاه هاروارد مندرج است .
يكي از نقاط پر رنگ حضور يهوديان در ايران كه ديگر با گذشت چندین نسل از ان ها ايراني محسوب مي شوند، زمان پادشاهي خشايارشا است .خشايارشا به مدت بيست و يك سال از سالهاي 486 الي 465 قبل از ميلاد بر سلسله ي هخامنشي حكومت كرد .
طبق اعتراف غرور آفرين تورات (سفر استر) كه خود گواه روشني است از حضور انبوه يهوديان در قلمرو دولت هخامنشي، مردخاي يك يهودي بود كه سرپرستي دختر عموي خود استر را در شهر شوش به عهده داشت، با نيرنگ مردخاي، استر به دربار خشايارشا راه مي يابد و هم خوابه وي مي شود، دل او را مي ربايد و سپس به ملكه ي قدرتمند ايران تبديل مي شود. در اين زمان است كه تكاپو و دسيسه هاي يهوديان در سراسر ايران چنار آزار دهنده است كه هامان وزيرالوزراي پادشاه تصميم به سركوبي و اخراج يهوديان مي گيرد ولي او با دسيسه و نيرنگ هاي استر به دار آويخته مي شود و از آن زمان پاي مردخاي نيز بيش از پيش به دربار هخامنشي باز مي شود؛ آنگاه است كه يهوديان با حمايت استر دست به كشتار خونين و وسيع ايرانيان و مخالفان خود مي زنند و مردخاي پس از خشايارشا قدرتمندترين مقام ايران محسوب مي شود.
توصيه مي شود جهت هرچه بهتر درك اين ماجرا و اطلاع از چگونگي قتل عام بزرگ ايرانيان توسط يهوديان كه آن را با افتخار روايت كرده اند سفر استر از تورات را مطالعه كنيد . در اینجا گوشه ای از این مطلب ره به اختصار بیان می کنیم :
« و يهوديان بر دشمنان خود استيلا يافتند ... ترس ايشان بر همه ي قوم ها و جميع روساي ولايات و اميران و واليان مستولي شده بود زيرا كه ترس مردخاي بر ايشان مستولي شده بود ... پس يهوديان جميع دشمنان خود را به دم شمشير زده كشتند و هلاك كردند و با ايشان هر چه خواستند به عمل آوردند . و آنها در شهر شوش كه پايتخت بود 500 نفر را به قتل رسانيده و هلاك كردند .. ده پسر هامان را كشتند و در شهر شوش به دار آويختند فرداي آن روز نيز 300 نفر را در شوش كشتند و بقيه ي يهوديان در استانهاي ديگر (كه در آن زمان ايران 127 استان داشت) 75 هزار نفر را كه از مبغضان آنها بودند كشتند .( در تورات هاي قديمي اين عدد 77 هزار نفر ذكر شده است ) و فرداي آن روز كه چهاردهم ماه آدار بود آرام يافتند و به بزم و شادماني پرداختند .... »
در اين واقعه كه مابين 75 هزار الي 80 هزار نفر ايراني توسط يهوديان كشته شدند و حتي يك قطره خون از بيني يهوديان خارج نشد در سال دوازدهم پادشاهي خشايارشا رخ داد همواره مورد افتخار يهوديان بوده و طي 2500 سال گذشته، هر ساله يهوديان اين روز را كه به عيد "پوريم" معروف است جشن گرفته، به يكديگر هديه مي دهند و به شادي و پايكوبي مي پردازند .!
خاخام های يهودی در قرن اول ميلادی که به تدوين تورات مبادرت ورزيدند بر ان بودند تا از نوشتن اين حادثه پرهيز کنند و نوشتن آن را باعث نفرت جهانيان از قوم يهود ميدانستند ولی با اين حال عده ای نيز آن را باعث افتخار يهوديت ميدانستند و نوشتند.
مارتين لوتر پيشوای پرو تستانها از اين واقعه اظهار تاسف ميکند و در کتابش نوشته است کاش هم چنين چيزی وجود نداشت.
![]()
مقبره استر و مردخاي مهمترين مقبره مورد توجه يهوديان در داخل و خارج ايران است و حتي آنگونه كه آرامگاه استر و مردخاي در همدان مورد توجه و اهميت بوده، آرامگاه دانيال نبي عليهالسلام در شوش مورد توجه و رجوع يهوديان نيست و حال آنكه استر و مردخاي به هيچ عنوان افرادي مذهبي نبودهاند ولي گنبد و مقبره دارند و زيارتگاه هستند در حالي كه دانيال نبي (ع) پيامبر است و يك مرد الهي ، متأسفانه به همين اندازه مردم ايران نسبت به اين دو ، آشنايي كافي و وافي نداشته و حتي ممكن است از سر اين ناآشنايي قبر آن دو را نيز در همدان زيارت كرده، از باب تبرك نمازي هم در آن بخوانند .!!!