در ادامه ی مقاله ی سریالی "انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي" می پردازیم به قسمت سوم :

 


3-در خصوص اقتصاد رژيم صهيونيستي زياد نتونستم تحقيق انجام بدم . براي همين كمتر مينويسم . در مورد امور اقتصادي در زمينه يهود اطلاعات زيادي موجود است ولي در اين باب كه امنيت اسرائيل و رابطه اون با اقتصاد در چه حدي تونسته حفظ بشه خب اطلاعات زيادي در دسترس نيست .

 

در اين ترديدی نيست كه اسرائيل در طول حدودا 50 سال اخير رشد فزاينده اي در زمينه ي اقتصادي داشته است . علاوه بر آن يهوديان دنيا سرمايه دار ترين انسان ها هستند . در هيچ كجاي دنيا نمي توان يك يهودي را يافت كه فقير و بي چيز باشد . يهوديان توسط شيوه هاي نامشروع و با مغز متفكر اقتصادي در اين زمينه حرف اول را مي زنند . براي اينكه بيشتر در اين مورد اطلاعاتي داشته باشيد مي توانيد كتاب "روچيلدها" نوشته ي استاد بزرگوارم شمس الدين رحماني را مطالعه كنيد . و همينطور هم "زرسالاران پارسي و يهودي" از آقاي عبدالله شهبازي . و مي فهميد كه چگونه يهوديان در چرخه هاي اقتصادي كشور هاي دنيا تسلط پيدا كرده اند .
تا سال 1999 اقتصاد اسرائيل داراي ثبات مشخصي نبود .ولي از آن سال به بعد حدودا توليد ناخالص ملي به طور متوسط بيش از 6 درصد بوده است .
اما اين نكته قابل تامل است كه سياست جمع آوري يهوديان اسكان آنها و مهيا كردن امكانات رفاهي براي آن درصد زيادي از بودجه ي ملي را به خود اختصاص داده است و به نوعي رديف بودجه هاي ديگر را كم رنگ تر كرده است . بازار اسرائيل در طول چندين سال اخير بيشتر به يك بازار مصرف گرايانه تبديل شده است . و اين چندين پيامد مهم را در پي داشته است .
1) تمايل مردم براي اختصاص بودجه به امور نظامي كاهش پيدا كرده .در سال 1975 ميلادي اين رديف حدودا 32 درصد از بودجه را به خود اختصاص داده بود و در يك سير نزولي در حال حاضر حدودا به 8 در صد رسيده است . و اين براي يك كشوري كه كاملا نظامي است نمي تواند پيامد جالبي داشته باشد . كشوري كه از نخست وزير تا وزراي بهداشت و مسكن آن افرادي نظامي هستند !
2)  مقدار حقوقي كه به افراد نظامي داده مي شود و همينطور به سربازان در طول سالهاي اخير روند كاهشي را داشته است و ديگر ميان مردم انگيزه اي براي پيوستن آنها به تشكيلات نظامي ديده نمي شود. و اين ميتواند بزرگترين لطمه را به آرماني كه موسسان اسرائيل داشته اند بزند و آن چيزي جز " تاسيس اسرائيل بزرگ" نيست . با مردمي رفاه زده ، مصرف گرا و مردمي كه تمايل به بازار هاي غربي اروپايي و امريكايي دارند نمي توان ديگر اسرائيل بزرگ را رقم زد و اين نمي تواند اين ايده را محقق كند .
3) بخش هاي خصوصي نيز در اين امر تاثير كمي نداند . همانگونه كه يكي از جامعه شناسان اسرائيلي در نصيحتي كه به جوانان اسرائيلي ميكند به آنها ميگويد " « شما ميتوانيد به آمال و آرزوهاي خود نه از طريق خدمت در ارتش بلكه در جبهه صادرات و يا عرصه كامپيوتر جامه عمل بپوشانيد "» .
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .

 

و اما ديدگاه اجتماعي:
4- جامعه :
در اين ترديدي نيست كه هر گونه حركت اعم از سياسي ، اقتصادي و... از جامعه نشئت مي گيرد و اين قشر هستند كه تاثير مي گذارند و در نهايت نيز تاثير مي پذيرند .
جامعه ي اسرائيل نسبت به دهه هاي قبل تفاوت هاي بسياري داشته است . از لحاظ فرهنگ ، مذهب و تفكر .
اكنون در اسرائيل ارتش آن فوق العادگي قبل را ندارد و ارتش مانند نهادهاي ديگر اسرائيل محسوب مي شود و اين نكته در رسانه ها مشهود تر است كه ديگر به موضوعات نظامي ويژه نمي پردازند و نسبت به ساليان قبل عملكرد ارتش را بيشتر نقد مي كنند و مانند قبل خود سانسوري رواج ندارد .
اقندار فرماندهان نظامي در ميان اقشار جامعه كم رنگ شده است . در گذشته نظاميان از اقتدار  ابهت و احترام خاصي قائل بودند و اين نكته ي قابل توجهي براي تقويت امور نظامي بود كه در حال حاضر اينگونه نيست .
تمايل جوانان براي حضور در خدمت سربازي كم شده است . و آمار نشان مي دهد مشمولاني كه در صدد عذر و بهانه براي معافيت هاي ناشي از بيماري هاي روحي و جسمي هستند بيشتر شده اند . و به گونه اي مي خواهند از سربازي فرار كنند .
براي توجه بيشتر شما بهتر است بدانيد كه هفده درصد افاردي كه از خدمت معاف شده اند داراي شرايط كامل جسمي و روحي بوده اند .!
علاوه بر اين اكثر افرادي كه به خدمت اعزام ميشوند تمايل بيشتري براي حضور در واحد هاي غير نظامي و اداري دارند . و بدين طريق است كه اسرائيل قدرت جنگي خود را اندك اندك از دست ميدهد
نيروهاي ذخيره نيز تمايلي براي حضور در نظام در شرايط ويژه را ندارند . در اسرائيل افراد متعهدند كه تا 54 سالگي در خدمت نظام باشند و اگر احتياجي به حضور آنان شد حضور يابند .ولي افراد هيچ تمايلي براي اجراي اين قانون ندارند و دولتمردان تل آويو شديدا نگران اين موضوع هستند .
يكي از شروط تابعيت در اسرائيل براي مهاجران قبول كردن اين قانون بوده  . ولي حال اينگونه نيست حتي امكان اينكه بتوان در شرايط ويژه اين نيروها را بسيج كرد نيست . !
اين آمار نيز قابل توجه است كه زنان نيز در اسرائيل به سربازي فراخوانده مي شوند . قبلا مدت زمان آن دو سال بوده كه به 21 ماه كاهش يافته و مردان نيز سه سال !.

  

حضور يهوديان از جاي جاي جهان در اسرائيل نيز از مشكلات ديگر آنهاست چون فرهنگ هاي مختلفي وارد اين كشور شده و رغبت آن چناني در افرادي كه به اسرائيل مهاجرت كرده اند براي كمك به نيروهاي نظامي چه از طريق اقتصادي و چه از جهت حضور در اين نيروها ندارند .
همه ي اينها گوشه اي از آنچه هست كه توانسته ايم بفهميم . چه بسا مشكلات زيادي كه نگذاشته اند آمار و ارقامش به خارج از مرزهاي اسرائيل منتقل بشود .
.
.