انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي 2
سلام .
در قسمت قبل از اين مقاله در اين مورد گفتم كه چهار تحول ، امنيت ملي سنتي اسرائيل رو زير سوال برد و انقلاب جديدي در اين زمينه ايجاد كرد .
كه شامل چهار بخش : تكنولوژي استراتژي اقتصادي و همينطور اجتماعي مي شود . در اين قسمت به دو بخش تكنولوژي و استراتژي مي پردازيم .
تكنولوژي :
1- در بحث تكنولوژيك اسرائيل پس از جنگ 1991 خليج فارس به تحول بزرگي دست پيدا كرد و همچنين به اهميت اين نكته كه كيفيت بهتر از كميت است . و كميت به تنهايي هرگز موثر نيست .
با اينكه اسرائيل پس از آن جنگ ، نبرد سنگيني را در پيش نداشت سعي در بالا بردن كيفيت تسليحات خود كرد و به دليل مخارج سنگين آن از كميت آنها كاست .
افزايش تكنولوژي موشكي كشورهاي عرب و همسايه ي رژيم صهيونيستي به ويژه بالستيك و كروز باعث اين شد تا اسرائيل به شدت نگران شده و به راه چاره اي بيانديشد و در زمينه ي دفاع موشكي بالستيك با امريكا دست به تحولات دفاعي عظيمي بزند كه هزينه هاي زيادي را براي خود متحمل شد و مانع از اين شد تا سرمايه گذاري بر روي منابع ديگر دفاعي و امنيتي كاسته شود و اين خود به نوعي سيستم هاي ديگر را دچار ضعف كرد .
با اينكه رژيم صهيونيستي كشوري كاملا نظامي است و در طول 20 سال اخير سرماه گذاري و اولويت خود را بر اين مورد تخصيص داده است از جهت تامين نيروي نظامي نيز دچار مشكل است و ساختار امنيتي كه در پيش رو دارد نيروي نظامي بزرگ و عظيمي را مي طلبد كه اين جز با بسيج مردمي امكان پذير نيست كه در طول ساليان اخير انگيزه ي مردم براي حضور در نيروهاي نظامي و رفتن به خدمت كم شده و حتي شاهد فرار وسيع و خود كشي سربازان صهيونيستي هستيم
كه ان شاءلله در مباحث بعدي به تفصيل در اين مورد بحث خواهد شد .
و ما اگر اين فرض محال را در نظر بگيريم كه از جهت نيرو اين رژيم تامين شود . تسليح آنها هزينه ي بالايي را مي طلبد تا هم سربازان آموزش ببينند ، سيستم ها را به كار انداخته و اداره كنند .! پس در اينجا اسرائيل با چالش بزرگي روبروست و مجبيورست از كميت بكاهد و بر كيفيت بيافزايد و در اين حالت ايده و سياست " ملت مسلح" زير سوال مي رود و يكي از مهم ترين اصول قوام بخش جامعه به مشكل مي خورد .
2- استراتژي
ميزان و درجه ي مصونيت اسرائيل در برابر حملات نسبت به پنجاه سال گذشته سابقه ندارد و اين غير قابل انكار است كه اين رژيم دست به تحولات بزرگي در اين زمينه زده است .ولي آيا به همان نسبتي كه امنيت ظاهري بالا رفته ، نگراني ها كاهش پيدا كرده است و يا بيش از پيش فرماندهان نظامي دچار معضلات امنيتي كشورشان هستند !؟
پس پاسخ اين پارادوكس چيست ؟
پاسخ را بايد در اين نكته جست كه اگر امنيت قديم اسرائيل خطرناك و نا امن بوده ، داراي دشمن مشخص ، واضح و قابل پيش بيني بوده ولي آيا هم اكنون اين گونه است ؟
اسرائيل علاوه بر دشمنان مرزي خود كه آن را احاطه كرده اند . داراي دشمناني نيز هست كه مرز مشترك نظامي ندارند ولي در اصطلاح استراتژيك مرز امنيتي دارند ! كشورهايي چون ايران ، ليبي و عراق. با اينكه در روش هاي سياسي ليبي را توانسته اند بنشانند ولي همين كه از باطن آن خبر ندارند ودر ظاهر آرام شده است آنها را بيشتر رنج مي دهد و از آن نگرانند و عراق نيز با وجود اينكه توسط اياديشان (امريكا و هم پيمانانش ) اشغال شده است باز هم نا امن تر و غير قابل پيش بينانه تر از قبل است و در اين بحبوحه ممكن است حملات موشكي از عراق و از مبدا يي نا مشخص و افراد مجهول الهويه اي شكل بگيرد.
و اما ايران كه در طول ساليان پس از انقلاب مهم ترن دشمن اسرائيل به شمار مي رود . ايراني كه در برابر هيچ يك از حملات تهديدات و تحريم هاي دشمنان پا پس نزده و استقامت كرده و بر سر مسائل هسته اي نيز محكم از حق مسلمش دفاع مي كند و اينكه ايران به دانش هسته اي دست يافته بيش از پيش پشت اسرائيل را مي لرزاند . و اين حركت ايران موازنه ي منطقه را به هم زده .
و اما در همسايگي مرزي اسرائيل؛
به نسبت سالهاي قبل بي امنيتي براي اين رژيم به شدت به چشم مي خورد . حضور لبنان با حزب اللهش مهمترين تهديد مرزي شناخته مي شود و همين حزب الله باعث شكست و عقب نشيني مفتضحانه ي آنها از جنوب لبنان شد و در حال نيز وجود حزب الله با عث شده تا اسرائيل از حمله به ايران منصرف شود چون امنيت خود را در خطر مي بيند .
حضور سوريه و ارتش قدرتمندش نيز تهديد جدي است و وجود مصر بي ثباتي كه نمي توان به آن اعتماد كرد نيز نگراني ها بيشتر كرده است .
درون مرزهاي اين رژيم نيز هنوز به مشكل بر مي خورند و آن هم وجود انتفاضه است و مهم اينكه مقاومت و انتفاضه به سياست دروني فلسطين هم منتقل شده و پيروزي حماس توانست اسرائيل را بيشتر تهديد كند .
پس تامين تسليحات نتوانسته است امنيت را به آن صورت در اين مرحله براي آنان تامين كند و آنچه بر روي كاغذ است با واقعيت ها تفاوت زيادي دارد. و بدين صورت اسرائيل خود را دچار جنگي پايان ناپذير كرده .
در قسمت بعد به دو مبحث ديگر خواهم پرداخت .
يا علي!