-سلام .

بدون معطلي بريم سراغ قسمت چهارم از بحث "قتل عام يهوديان توسط هيتلر ، از گفتار تا واقعيت" و ان شاءلله اگه بشه ديگه اين مبحث رو تموم كنيم . و حرف و حديثي ديگه نمونه . شايدم نشه و يه تيكه هايي بمونه .

طبق قول و قرارهايي كه بود . ميخواستم در اين قسمت در مورد شباهت ها و يكساني هاي نازيسم و صهيونيسم حرف بزنم پس بسم الله :

 

 

نژاد پرستي :

صهيونيسم و نازيسم دو ايدئولوژي مبتني بر نژادپرستي است ؛ براي نازي ها و پيروان هيتلر ، نژاد آريايي و به خصوص "ژرمن ها" پاك ترين و اصيل ترين نژادي هستند كه بايد بر همه ي نژاد ها غالب بشند  و براي صهيونيست ها هم نژاد "يهود" اين چنين است .

در كتاب "نبرد من" كه به هيتلر نسبتش داده اند (كه هيچ دليل مستدلي هم وجود نداره در موردش) هيتلر مي گويد كه : من قوانين حفظ خلوص نژاد را از مقررات "نحميا" و "عزرا" الهام گرفته ام .

(عزرا  نحميا كه دو سِفر از اسفار كتاب مدس به نام اين دوست . جزء پيامبران بني اسرائيل بوده اند !)

آنگونه كه توجه كرديم نه تنها هيتلر ضد يهود نبوده بلكه از تعاليم كتاب مقدس و يهوديت نيز سود مي برده .

اين خودبرتربيني ميان دو جنبش صهيون و نازي ، آنقدر به هم نزديك است كه صهيونيست ها  نه تنها از افسانه ي هالوكاست احساس ناراحتي نمي كنند بلكه اون رو مظهر غرور خود و و حتي اين جريان رو بزرگترين فرصت تاريخي خود مي دانند .

 

جعل تاريخي :

 

همانگونه كه صهيونيست ها فجبع ترين تحاريف رو در كتب ديني و تاريخي خودشون و نه تنها خودشون بلكه در تاريخ ديگر كشور ها دست زدند (واجب شد چند جلسه مفصل در مورد همين مسئله حرف بزنم و دليل بيارم) ، نازي ها هم همين گونه كارها رو در طول مدت زماني كه بر راس قدرت بودند انجام ميدادند .

و همانطور كه هيتلر بدون توجه به تمدن ديگر كشورها و ملل و اديان مختلف در جهان ، فقط به نژاد ژرمن ها در 6 قرن قبل از خودش و مواجهه ي اونها با اسلاوها توجه مي كرد و اون رو دليلي براي سلطه به جهان و اشاعه ي نژاد ژرمن ها مي دونست . يهوديان هم با دست بردن در تاريخ ، وجود حكومت داوود و سليمان در اورشليم رو بهانه ي تشكيل اسرائيل در فلسطين مي كنند .

 

حق خواهي غير حق :

هر دو جريان سياسي حمله به ديگر كشور ها و توسعه ي مرز ها سياسي خود و اشغال اونها رو حق تاريخي خودشان مي دانند . براي ايجاد فضاي حياتي دست به استثمار همسايگان ميزنند و صد البته كه قبل از هر گونه حمله و حضور فيزيكي در كشور هاي همسايه با استقاده از غفلت ، درگيري هاي داخلي و هرج و مرج هايي در انها ايجاد ميكرده و سپس بعد از سرگرم كردن آنها به راحتي آنها را اشغال ميكنند .و براي توجيه عملكرد خود نيز از تعابير ديني و يا ناسيوناليستي و جعل هاي تاريخي استفاده ميكنند تا بر اعمال زشت خود صحه اي بگذارند .

 

اهداف

در هر دو جريان ميبينيم كه اهدافي كه دنيال ميكنند (يا ميكردند ) تشابه بسياري دارد و برنامه ريزي هايشان  همينطور راهبردهاي آنها براي نيل به اهداف از جهاتي آنقدر متشابه است كه انسان را متحير ميكند .

هيتلر در سال 1925 در كتابش طرح هايي را مطرح ميكند كه تمامي آنها را در سالهاي پس از آن انجام داد و هر تكه از پروژه را مو به مو انجام داد . و افكار توسعه طلبانه ي خودش رو جامه ي عمل پوشوند .

صهيونيسم نيز همينطور . وقتي هرتزل و يارانشان در كنگره ي بال سوئيس در 1898 اعلام كردند كه در 50 سال بعد دولت يهود تشكيل ميشود . به راستي ديديم كه سال 1948 و دقيقا در 50 سال بعد (نه يه سال بيشتر و نه يه سال كمتر)  اسرائيل توسط سازمان ملل به رسميت شناخته شد .

و يا پروتكل علماي صهيون كه بسيار هم تكان دهنده است و توسط زعماي يهودي نگارش شده و راهكارهاي سلطه بر جهان را در آن نوشته است آنطور است كه پس از ده ها سال از گذشت نوشته شدن آنها ميبينيم كه مو به موي آنها عمل شده است و دقيقا همان شده كه مي خواسته اند . (مثال يزاده . ميخام زياد طولاني نشه ولي خب راي جا افتادن مطلب به درد ميخوره كه بگم ولي خب بعدا بايد در مورد تك تكشون كلي حرف بزنم براتون ) .

يك مورد ديگه هم بگم و بسنده كنم كه بن گوريون (نخست وزير اسبق اسرائيل ) سال 1948 گفته بود كه در لبنان بايد دولتي مسيحي دست نشانده تشكل بشود و برتري مسلمانان از بين برود و...

دقيقا مشاهده شد كه در سال 1982 (همزمان با حمله ي اسرايئل به لبنان ،  فالانژ هاي وابسته به صهونيست ها كه لبناني الاصل و مسيحي بودند بر راس دولت قرار گرفتند و بشير جميل رئيس جمهور شد . و حتي قبل از اين هم در همان لبنان افرادي چون وليد جنبلاط و ... بودند كه چنين پيش بيني رو عملي كنند .

(ديديد گفتم تخصصي ميشه و بايد در مود بيشتر بگم . پس ديگه مثال نميزنم .)

 

خب اين هم از اين پست . گمونم طولاني شد . ولي خب برا 5-6  روز بسه . چون وقت نمي كنم مطلب جديد بنويسم براي اين چند روز .فجيعا مشغولم . برام دعا كنيد .5.