در قسمت قبل با شناسنامه ي سعدالدوله وزير دربار آرغون (ايلخان مغول) آشنا شديم .

در اين قسمت با تاثيرات و نقش سعدالدولة وي و همنوعانش آشنا مي شويم :

 

افراد حاضر در دربار ارغون شامل سه دسته بودند : مغولا‏ٌ‏ن ، مسلمانان ، يهوديان .

اما كم كم اين يهوديان و در صدر آنا سعدالدوله بود كه توانستند اوضاع دربار را به دست گيرند و به نوعي قدرت مطلق دربار به حساب آيند .

اما امير بوقاي مغول هنوز وزير دربار و بعد از ارغون بالاترين منصب حكومتي را داشت و به نوعي سد راه سعدالدوله براي مقام بالاتر را داشت . امير بوقا در سال 687 ق با دسيسه هاي سعدالدولة به قتل رسيد .

عباس اقبال آشتياني در‏ کتاب تاريخ مغول چاپ اميركبير تهران 1365 . در ص 237 مي نويسد :

بعد از قتل "امير بوقا" كوكب سعادت سعدالدوة اوج گرفت و اين مرد جاه طلب و ارغون خان ‏ كه هر دو از مسلمين بدگمان بودند ‏ شروع به قطع دست اين قوم از كارها كردند و قرار شد كه در امور جمع و خرج ممالك ايلخاني فقط عيسويان و يهوديان را به كار بگمارند و سعدالدولة عموم اقوام يهود خود را در كارهاي مهم ملكي داخل كرد و عراق عرب و الجزيره و آذريابجان را بين ايشان تقسيم نمود و اگر خراسان و بلاد روم هم تيول غازان پسر ارغون و گيخاتو برادر او نبود آن دو مملكت را نيز به چنگ عمال يهود مي سپرد !

 

ور در صفحه 240 مي گويد : در سايه اقتدار او يهود اهميت و اعتبار فوق العاده حاصل كردند .

 

شرف الدين عبدالله بن فضل الله شيرازي در تاريخ وصاف شرحي مفصل از زندگي سعدالدولة و گشاده دستي وي نسبت به خويشاوندان يهودي اش مي نويسد :

از جانب خود حكام به اطراف ممالك فرستاد ، چنانكه برادر خود فخرالدولة را كه در جهل مركب بود حكومت بغداد داد و حكومت موصل و ديار بكر و ربيعه و اعمال آن را به برادر ديگرش امين الدولة كه هر از بر نمي شناخت واگذاشت و آذربايجان را به لبيد بن ابي ربيع كه مردي احمق بود داد و حكومت فارس را به شمس الدلة برادر ديگرش سپرد .

 

سعدالدولة ، ارغون را به ادعاي نبوت تحريك ميكرد و حتي ارغون را راضي كرده بود كه به كعبه لشكر كشي كنند ‏ آنجا را بتكده سازند و حتي براي يهوديان عرب نيز نامه نوشته بود و درباره ي فرستادن سپاه مغول به آنجا مشورت خواسته بود .

 

ارغون در سالهاي آخر زندگي همواره بيمار بود و به نوعي از اداره ي حكومت كناره گرفته بود و جز برخي روحانيون بودايي و بزرگان ايلخانان و سعدالدولة كسي را به حضور نمي پذيرفت . در سال 690 قمري سعدالدولة توسط برخي امراي ايلخان به علت توطئه و بيمار كردن ارغون و دسيسه در امر حكومت به قتل رسيد و يك ماه بعد نيز ارغون در اثر همان بيماري درگذشت .

 

تاريخ ايران كمبريج از سعدالدولة به عنوان با نفوذترين يهودي در تاريخ ايران ؛بعد از ”استر و مردخاي و عزرا و نحميا“ ياد مي كند . .

 

لازم به ذكر است كه سعدالدولة يهودي آرامگاه استر و مردخاي ( همسر و وزير خشايارشا) را نيز تعمير كرد .