سلام .

بدون حرف اضافه به ادامه ی مبحث قبل می پردازم . :

تا آنجا گفتم که حضرت سلیمان در قرن ۸ قبل از میلاد می زیسته (سال۷۴۵) .

کشور سبأ نیز در ۸۰۰ سال پیش از میلاد شکل گرفت . بر اساس آیات قرآن و روایات اسلامی و همچنین همین کتاب مقدس حکومت بلقیس که در یمن بوده همزمان با حکومت حضرت سلیمان بود .

(در سفر اول پادشاهان باب دهم و همچنین در سفر دوم تواریخ باب ۹ به این موضوع پرداخته و گفته که ملکه ی سبأ آوازه ی حکومت سلیمان را شنید و.... )

با این حساب پس مشخص میشود که هر دو در قرن هشت قبل از میلاد می زیسته اند و این ادعای یهودیان مبنی بر اینکه معبد در دوره ی حضرت سلیمان و در قرن دهم پیش از میلاد ساخته شده است کذب است در حالی که آن حضرت در آن قرن اصلا به دنیا هم نیامده بود !!! .

پس تا اینجای کار اینکه هر دو در یک زمان میزیسته اند .و اما اینکه حضرت سلیمان در یمن زندگی می کرده و نه در اورشلیم !

در سوره ی نمل آیات ۲۰-۲۳ . اینجنین آمده که :«حضرت سلیمان در میان مرغان جستجوکرد و گفت چرا هدهد را نمیبینم آیا از غایبان است ؟ او را عذابی شدید می کنم و یا سرش را می برم . مگر آنکه برایم دلیلی روشن  موحه بیاورد ..(فمکث غیر بعید) پس دیری نپایید که( هد هد آمد و ) گفت  از چیزی آگاهی یافتم که تو نیافتی و برای تو از سبأ گزارشی درست آوردم .من آنجا زنی یافتم که بر آنها سلطنت می کرد و از هر چیزی به او داده شده بود و تختی بزرگ داشت و..... . »

حتما داستانش را شنیدید من هم قصد تعریف داستان ندارم .

حضرت سلیمان در میان مرغانش نگاه کرد ولی هد هد را ندید . مدت زیادی طول نکشید که هدهد آمد و گفت که ملکه ای دیدم و.....

خب اینکه میگوید مدت زیادی طول نکشید و مکث غیر بعید . یعنی اینکه فاصله ی قصر ملکه ی سبأ با محل حکومت سلیمان فاصله ی زیادی نداشته و در حد چند ده کیلومتر بوده . و نه اینکه از یمن تا اورشلیم که بیش از هزار کیلومتر است !

دلیل دیگر اینکه باز هم در قرآن آمده که حضرت سلیمان نامه ای خطاب به بلقیس نوشت و آن نامه را به هدهد داد تا به نزد ملکه ی سبأ ببرد . و....(آیات ۲۸-۳۱ سوره نمل) .

این درصورتیست که بردن نامه و انتظار برای آوردن نامه توسط هدهد زمان زیادی طول نکشیده است  و این هم در نزدیکی فاصله موکد است .

دلیل دیگر اینکه در کتاب مقدس در سفر دوم تواریخ باب نهم پس از آنکه از دیدار بلقیس و رفتن او به نزد سلیمان می گوید ، ذکر می کند که :«ملکه ی سبأ برای سلیمان هدایای زیادی داد ، این هدایا عبارت بود از : چهارتن طلا - سنگ های گران قیمت - چوب صندل و...» .

در ادامه نیز مینویسد که سلیمان به ملکه علاوه چیزهایی که وی میخواست ، هدایایی به ارزش همان هدایا به او داد سپس ملکه ی سبا و همراهانش به مملکت خود بازگشتند . و...

از اینها ما باز می توانیم نتیجه بگیریم که فاصله ی مکانی آن دو کم بوده چرا که ۴تن طلا و مقادیر زیادی سنگ و چوب کم نیستند که بلقیس آنها را بخواهد در یک مسافت طولانی از یمن تا اورشلیم برای سلیمان ببرد و علاوه بر آن نیز سلیمان هم هدایایی بیش از آنچه بلقیس آورد به او بدهد و باز بلقیس آنها را از اورشلیم به یمن ببرد . هزاران کیلومتر این میان است و حرف از ده ها هزار کیلو سنگ و طلا و چوب.... . باز هم می توان نتیجه گرفت حضرت سلیمان در یمن بوده است .

علاوه بر اینها باستان شناسان و تاریخ نگاران محقق دریافته اند که «قصر صرواح» که در یمن است همان قصر سلیمان بوده و «قصر قشیب» نیز که در یمن است قصر بلقیس بوده است و شواهد تاریخی و باستان شناسی این نظر را تایید می کند !

علاوه بر اینها دلایل متقن دیگری نیز موجود است که در مطلب بعدی ذکرشان میکنم . امیدوارم این مطلب خوب و مفید باشد .

 نسخه PDF كتاب مقدس 

 (در ضمن حجم این فایل بیش از 12 مگ است )

 یا علی!