تبليغاتX
صهيونيسم و جهان اسلام



مطالب قبلي


وبلاگ الحديد از نگاه غرب

بركناري اولمرت و اشتباه اعتماد ملي

مدينه شهر پيغمبر

لينك باكس كتاب

مقاومت تنها راه حل ممكن !

لحظات آخر شيخ احمد ياسين

اسلام پيروز است

اسرائيل به خدمت شما هم مي آيد

حمام خون

ذبيح الله كه بود ؟اسحاق يا اسماعيل

انتفاضه و بحران مهاجرت يهوديان

یهود و ایران

کنفرانس صلح پاییز

جنگ رمضان

قدس؛ نگین جهان اسلام

جدايي حق از باطل

جنگ جمعیت

آتش در نگین

دو مرد احمق

به فلسطين خوش آمديد!

آيا اسرائيل به 100 سالگي خواهد رسيد؟

جنگ نرم افزاري

منابعي بر مسجدالاقصي

آتش سوزي مسجدالاقصي

وضعيت بناي مسجد الاقصي

ساحتمان مسجدالاقصي

وجه تسميه ي مسجدالاقصي

قبةالقضاء ) قبة السلسله)

قبةالصخره

حرم الشریف

باب المغاربه

ديوار براق ،بمب ساعتي

فساد اخلاقي در يهود

اسحاق ذبيح الله يا ..

شهید عزالدین قسام

نماينده مردم فلسيطن

انتفاضه اول

آيپاك

شهید عزالدین قسام

اعلامیه بالفور

سرود ملی اسرائیل

روز قدس

انتفاضه الاقصي

سال 5767 یهودی

صبرا و شتيلا

آقاي خاتمي متأسفم

نجيب محفوظ كه بود ؟

نوبت ابراهيم است

تصاويري زيبا

يهود و آخرالزمان2

يهود و آخرالزمان1

خائنين به اسلام كيانند

خطر بزرگ

دمّر دمّر تل ابيب

اين قلم امشب كفن پوشيده است

ليس عاقبة لنا إلا انتصار

لزوم حمایت از مقاومت اسلامی

جنبش جوانان جهان اسلام

همه با هم سکوت !

جلعاد آخرین گروگان نیست

جام جهاني ،خواب جهاني

كوكا مي خوري يا پپسي؟

يهود=صهيونيسم؟

عيد پسح

بيداري اسلامي

*بازي *جنگ*مقاومت*

حاج احمد متوسليان

تحريم اسرائيل

انقلاب اسرائيل در امور امنيتي

حماسه حماس2

**شارون رو بزن**

حماسه حماس1

جنايت احمدي نژاد

صاحبان اصلي فلسطين3

صاحبان اصلي فلسطين2

صاحبان اصلي فلسطين1

اوضاع خاورميانه

روز قدس

هلوكاست از گفتار تا واقعيت

خروج صهيونيست ها از غزه

سليمان در يمن،نه اورشليم

سليمان در چه قرني مي زيسته

موسسات يهودي در صدد تخريب مسجدالاقصي

3 تخريب مسجدالاقصي

تخريب مسجدالاقصي 2

تخريب مسجدالاقصي 1

معبد سليمان

مسجدالاقصي اصلي

سيد حسن در تهران

طومار محكوميت اسرائيل

اصطلاحات

شروع به کار

انتفاضه سياسي

مطلب نخست



كتاب و مقالات







تعداد بينندگان





هرگونه استفاده از مطالب اين پايگاه منوط به ذکر منبع و لينك مي باشد

جشنواره وبلاگ نویسی تبیان
اسحاق ذبیح الله یا اسماعیل ؟

 

 در تورات به هنگام صحبت پیرامون آزمودن ابراهیم (ع) با قربانی کردن فرزندش چنین آمده :


و واقع شد بعد از اين وقايع كه خدا ابراهيم را امتحان كرده بدو گفت اي ابراهيم ، عرض كرد لبيك . گفت: اكنون پسر خود را كه يگانه توست و او را دوست مي‏داري يعني اسحق را بردار و به زمين موريا برو و او را در آنجا بر يكي از كوههايي كه به تو نشان ميدهم براي قرباني سوختني بگذران . بامدادان ابراهيم برخاسته الاغ خود را بياراست و دو نفر از نوكران خود را با پسر خويش اسحق برداشته و هيزم براي قرباني سوختني شكسته روانه شد و به سوي آن مكاني كه خدا او را فرموده بود رفت  و در روز سوم ابراهيم چشمان خود را بلند كرده آن مكان را از دور ديد آنگاه ابراهيم به خادمان خود گفت شما در اينجا نزد الاغ بمانيد تا من با پسر بدانجا رويم و عبادت كرده نزد شما باز آييم .
وقتي به مكاني که خدا به ابراهيم فرموده بود رسيدند، ابراهيم قربانگاهي بنا کرده ، هيزم را بر آن نهاد و اسحاق را بسته او را بر هيزم گذاشت . سپس او کارد را بالا برد تا اسحاق را قرباني کند . در همان لحظه، فرشته خداوند از آسمان ابراهيم را صدا زده گفت  « ابراهیم !» . گفت « بلي خداوند »  و فرشته جواب داد گفت : » کارد را برزمين بگذار و به پسرت آسيبي نرسان . الان دانستم که مطيع خدا هستي، زيرا  يگانه پسرت را از او دريغ نداشتي .»
 آنگاه ابراهيم قوچي را ديد که شاخ هايش در بوته اي گير کرده است . پس رفته قوچ را گرفت و آن را در عوض پسر خود بعنوان هديه سوختني قرباني کرد . ابراهيم آن مكان را « يهوه يري  » ( ناميد یعنی خداوند تدارک مي بيند ) که تا به امروز به همين نام معروف است .
بار ديگر فرشته خداوند به ابراهيم از آسمان ندا در داد و گفت خداوند مي‏گويد به ذات خود قسم مي‏خورم چونكه اين كار را كردي و پسر يگانه خود را دريغ نداشتي هر آينه تو را بركت دهم و ذريت تو را كثير سازم مانند ستارگان آسمان و مثل ريگهايي كه بر كناره درياست و ذريت تو دروازه‏هاي دشمنان خود را متصرف خواهند شد و از ذريت تو جميع امت هاي زمين بركت خواهند يافت چونكه قول مرا شنيدي
 (سفر پيدايش ، باب 22 )

 

و در قرآن کریم در این مورد چنین آمده است :

رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ 100 فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ 101 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ 102 فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ 103 وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ 104 قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ 105 إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ 106 وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ 107 وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ 108 سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ 109 كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ 110 إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ 111 وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ  112 وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ 113

 

                               ذبح


اسماعیل و اسحاق هر دو از فرزندان ابراهیم نبی (ع) بوده اند . اسماعیل پدر اعراب و اسحاق پدر یهودیان است .
مسلمین آن فرزندی که خداوند به ابراهیم دستور قربانی کردنش را داد اسماعیل می دانند در حالی که یهودیان اسحاق را آن فرزند با برکت می دانند .
و این همان نقطه ی افتراق و اختلاف میان اسلام و یهود است . آنچه که باعث شده تا در طول سالیان دراز فرزندان اسحاق و اسماعیل با یکدیگر اختلاف داشته باشند همین مساله ی اختلاف در خصوص قربانی ابراهیم (ع) است : اسحاق یا اسماعیل ؟  
همانطور که در بالا آمد تورات ذکر می کند که ابراهیم بنا بر دستور خداوند، اسحاق را به سمت کوهی در موریا برد تا او  را برای خداوند و به دستور وی قربانی نماید ، بسوزاند سپس خداوند که ابراهیم را در این آزمایش سربلند دید ابراهیم را مورد خطابقرار داد  که تو سربلند شدی. آن هنگام قوچی را فرستاد تا آن را قربانی کنند .
ولی در قرآن داستان به نحوی دیگر روایت شده است . خداوند اشاره می کند که بشارت دادیم ابراهیم را به فرزند پسری . سپس ابراهیم در خواب می بیند که فرزندش را قربانی میکند . آنگاه خداوند بر وی وحی می فرماید که رویای تو صادق بوده است . ابراهیم به قصد قربانی کردن آن فرزند  - که قرآن هنوز نامی از وی نبرده است - برمی خیزد و پس از آنکه از این امتحان الهی سربلند خارج می شود ،خداوند گوسفندی را میفرستد تا آن را قربانی کند . بعد از این خداوند در آیه ی 112 سوره صافات می فرماید که « وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ » .
با کمی تامل در آیات 100 الی 112 سوره صافات میتوان فهمید که خداوند دو مرتبه  ابراهیم را به فرزند بشارت می دهد : یک مرتبه در آیه ی 101 و بار دیگر در آیه ی 112 . قابل درک است  که آن فرزندی که خداوند می فرماید  فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ فرد دیگری است و اسحاق نیز فرزند دومی است که بعد اشاره می فرماید که او را نیز بشارت دادیم به ابراهیم . پس آن غلام حلیم همان اسماعیل است و از آن جا که  قرآن بلافاصله پس از بشارت دادن اسماعیل به پدرش، داستان ذبح را بیان میفرماید این نکته روشن می شود  که اسماعیل همان فرزندی است که پروردگار ابراهیم را با آن می آزماید. و اسحاق پس از آن واقعه به دنیا آمد .

اما یهودیان که خود نیز می دانند  تورات کلام خداوند نیست و داستان های روایت شده و نوشته شده توسط بزرگان دینشان است و حتی تا چند صد سال پیش نیز مورد تصحیح قرار میگرفته است و چندین مرتبه بعد از ترجمه از نسخ مختلف بدین جا رسیده است، معتقدند که نه تنها اسماعیل ذبیح الله نبوده بلکه اسماعیل فرزند ناخلف ابراهیم بوده است که از زن کنیزی به دنیا آمده است  و هر گاه تورات  نام هاجر را برده ذکر می کند کنیز مصری. و اسماعیل را فرزند کنیز مصری می خواند .
در نقاط مختلف از سفر پیدایشِ تورات با جملاتی برخورد می کنیم که قصد دارد اسماعیل را فردی نشان دهد که علاوه بر این که از برکت نبوت به دور بوده ، دارای درجات پست نیز بوده است و همواره ایفاگر نقشی منفی در زندگی میان ابراهیم ، هاجر ، ساره و اسحاق بوده است.


« يک روز ساره متوجه شد که اسماعيل ، پسر هاجر مصري، اسحاق را اذيت مي کند . پس به ابراهيم گفت :اين کنيز و پسرش را از خانه بيرون کن ، زيرا اسماعيل با پسر من اسحاق وارث تو نخواهد بود» (پیدایش 21  :9 - 11)

اسامي فرزندان اسماعيل - پسر ابراهيم و هاجرمصري(کنيز ساره ) - بترتيب تولدشان عبارت است از : نبايوت ، قيدار، ادبيل ، مبسام ، مشماع ، دومه ،مسا، حداد، تيما، يطور، نافيش و قدمه .
هر کدام از اين دوازده پسر اسماعيل ، قبيله اي به نام خودش به وجود آورد . محل سكونت و اردوگاه اين قبايل نيز به همان اسامي خوانده مي شد .اسماعيل در سن صد و سي و هفت سالگي مُرد و به اجداد خود پيوست . اعقاب اسماعيل در منطقه اي بين حويله و شورآه در مرز شرقي مصر و سر راه آشور واقع بود، ساکن شدند . آنها دايماً با برادران خود در جنگ بودند .   پيدايش(19-12 :25)

 

پس کینه ای دیرینه از سوی یهودیان باعث می شود تا  آنها برای همیشه نسبت به اعراب و مسلمین با دید بدی بنگرند و آنان را از درجات پست بدانند . زیرا آنان از نسل اسماعیل هستند که وارث برکت و نبوت ابراهیم نیست !

اما اسلام دیدگاهی بسیار متفاوت با این اندیشه دارد.  اسلام مانند یهود به قضیه نمی نگرد . بلکه اسحاق را نیز فرزند صالحی بر می شمارد و وی را  از انبیاء الهی می داند که دارای برکات بسیاری بوده است . اما یهودیان می خواهند به صورت کاملا یک طرفه ابراهیم را از آن خود دانسته و صالح بودن اسماعیل را به عنوان فرزند خلف ابراهیم نفی کنند.

این تفکر منشا واضح ترین صفت یهودیان در جهان است که تنها خود را قوم برگزیده ی جهان دانسته و حق حیات برای دیگران قائل نیستند و اگر قائل به حیاتی برای انان باشندُ آن ها را همچون حیوانات خانگی خود می دانند که فقط به عنوان خدمت دهنده حق حیات دارند  .


2 نوشته شده در  جمعه 8 دی1385ساعت 16:33  توسط الحديد