
|
آرشيو موضوعي هلوکاست امنيت اسرائيل تاریخ یهود حماس شارون رو بزن !!!! مقاومت تحریم مهدویت انتفاضه قدس یهودیان ایرانآرشيو ماهانه مطالب قبلي صهیون پژوهان -------
پیوندها مرکز عرضه محصولات فرهنگی ضد صهیونیستی
تعداد بينندگان هرگونه استفاده از مطالب اين پايگاه منوط به ذکر منبع و لينك مي باشد |
نوبت ابراهيم است سنگ بردار و بزن اين شب آويزان را تا كه بر هم بزني خواب خوش شيطان را سنگ «قانون» دهان كوب زمين است بزن! آه! موسيقي خشم تو همين است بزن! زندگي زير لگدهاي هيولا سخت است رقص شيطانً وسطِ مسجدالاقصي سخت است باز كن دفتر اين پنجرهي نارس را خط بزن فصل كبوتر كُشي كركس را چيست در كام هيولا؟ - قطرات خونت- طعم والتّينت يا شاخهي والزّيتونت باز هم صاعقه افتاده به گيسوهايت تيرباران شه آواز پرستوهايت ناگهان راه بر اين نغمهي جاري بستند ناگهان پنجرهاي را كه نداري بستند پنجه انداخته اين بار هيولا در تو تا كه خاموش شود ليلهالاسري در تو واي گر نور تو بر روزنهي شب نزد اين تبر نيست اگر بر تنهي شب نزند
يا كه خاكي كند از دغدغه رگهايش را اين تبر نيست اگر پس بكشد پايش را شب در انداخته با پنجهي گرگت اي شهر! شانه خالي نكن از بار بزرگت از شهر! معجزات تو همين بود، رهايت كردند باز در آتش نمرود رهايت كردند شب مضاعف شد و فانوس حياتت ميسوخت زير شلاق، ستون فقراتت ميسوخت چند وقت است كه ويران شدهاي اما من... طعمهي گردنه گيران شدهاي اما من... پاي اين قبله كه در آتش و دود افتادهست چند وقت است كه شيطان به سجود افتادهست آب در كاسهي خشم است كه خون خواهد شد چشم اگر بازكني «كن فيكون» خواهد شد با فقط آه تو افلاك تكان خواهد خورد كوه در حافظهي خاك تكان خواهد شد نفسِ ويران شده در حنجرهي من اي قدس! اولين خانه بيپنجرهي من اي قدس! شب آواره از آغوش تو بالا نرود خون پاك تو به حلقوم يهودا نرود قوم نمرود در اين مصر كه غوغا نكنند استخوانهاي تو را طعمهي سگها نكنند چنگ در گيسوي افروختهي باد بزن! درد آوارگيات را همه جا داد بزن كوچههايت اگر از ابرهه و نيل پر است آسمانت ولي از خشم ابابيل پر است شهر من! سنگ تو خاصيت باران دارد سنگ، خون جگر توست كه جريان دارد آخرين بار كه گيسوي تو پرپر ميشد سنگ در مشت تو اي شهر كبوتر ميشد تيغ در دست خطرناكترين دژخيم است نوبتي باشد اگر، نوبت ابراهيم است حسين هدايتي - قم
2
نوشته شده در شنبه 28 مرداد1385ساعت 23:40 توسط الحديد
|