
|
آرشيو موضوعي هلوکاست امنيت اسرائيل تاریخ یهود حماس شارون رو بزن !!!! مقاومت تحریم مهدویت انتفاضه قدس یهودیان ایرانآرشيو ماهانه مطالب قبلي صهیون پژوهان -------
پیوندها مرکز عرضه محصولات فرهنگی ضد صهیونیستی
تعداد بينندگان هرگونه استفاده از مطالب اين پايگاه منوط به ذکر منبع و لينك مي باشد |
آيا اسرائيل به 100 سالگي خواهد رسيد؟ بنيامين شفارتس، تحليلگر مسايل جامعه شناختي اسراييل با اشاره به دو معضل بسيار بزرگ سکونت و مقاومت براي اسراييليها در کنار شيوع فساد کشنده در درون افراد و موسسات و همچنين شکاف طبقاتي در جامعه اين رژيم پرسش بسيار سرنوشت ساز و تامل برانگيزي را مطرح مي کند و مي پرسد :
2
نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 15:37 توسط الحديد
انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي 3 در ادامه ی مقاله ی سریالی "انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي" می پردازیم به قسمت سوم :
در اين ترديدی نيست كه اسرائيل در طول حدودا 50 سال اخير رشد فزاينده اي در زمينه ي اقتصادي داشته است . علاوه بر آن يهوديان دنيا سرمايه دار ترين انسان ها هستند . در هيچ كجاي دنيا نمي توان يك يهودي را يافت كه فقير و بي چيز باشد . يهوديان توسط شيوه هاي نامشروع و با مغز متفكر اقتصادي در اين زمينه حرف اول را مي زنند . براي اينكه بيشتر در اين مورد اطلاعاتي داشته باشيد مي توانيد كتاب "روچيلدها" نوشته ي استاد بزرگوارم شمس الدين رحماني را مطالعه كنيد . و همينطور هم "زرسالاران پارسي و يهودي" از آقاي عبدالله شهبازي . و مي فهميد كه چگونه يهوديان در چرخه هاي اقتصادي كشور هاي دنيا تسلط پيدا كرده اند .
و اما ديدگاه اجتماعي:
حضور يهوديان از جاي جاي جهان در اسرائيل نيز از مشكلات ديگر آنهاست چون فرهنگ هاي مختلفي وارد اين كشور شده و رغبت آن چناني در افرادي كه به اسرائيل مهاجرت كرده اند براي كمك به نيروهاي نظامي چه از طريق اقتصادي و چه از جهت حضور در اين نيروها ندارند .
2
نوشته شده در جمعه 19 اسفند1384ساعت 19:22 توسط الحديد
انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي 2 سلام . در قسمت قبل از اين مقاله در اين مورد گفتم كه چهار تحول ، امنيت ملي سنتي اسرائيل رو زير سوال برد و انقلاب جديدي در اين زمينه ايجاد كرد . كه شامل چهار بخش : تكنولوژي استراتژي اقتصادي و همينطور اجتماعي مي شود . در اين قسمت به دو بخش تكنولوژي و استراتژي مي پردازيم . تكنولوژي : 1- در بحث تكنولوژيك اسرائيل پس از جنگ 1991 خليج فارس به تحول بزرگي دست پيدا كرد و همچنين به اهميت اين نكته كه كيفيت بهتر از كميت است . و كميت به تنهايي هرگز موثر نيست . با اينكه اسرائيل پس از آن جنگ ، نبرد سنگيني را در پيش نداشت سعي در بالا بردن كيفيت تسليحات خود كرد و به دليل مخارج سنگين آن از كميت آنها كاست . افزايش تكنولوژي موشكي كشورهاي عرب و همسايه ي رژيم صهيونيستي به ويژه بالستيك و كروز باعث اين شد تا اسرائيل به شدت نگران شده و به راه چاره اي بيانديشد و در زمينه ي دفاع موشكي بالستيك با امريكا دست به تحولات دفاعي عظيمي بزند كه هزينه هاي زيادي را براي خود متحمل شد و مانع از اين شد تا سرمايه گذاري بر روي منابع ديگر دفاعي و امنيتي كاسته شود و اين خود به نوعي سيستم هاي ديگر را دچار ضعف كرد . با اينكه رژيم صهيونيستي كشوري كاملا نظامي است و در طول 20 سال اخير سرماه گذاري و اولويت خود را بر اين مورد تخصيص داده است از جهت تامين نيروي نظامي نيز دچار مشكل است و ساختار امنيتي كه در پيش رو دارد نيروي نظامي بزرگ و عظيمي را مي طلبد كه اين جز با بسيج مردمي امكان پذير نيست كه در طول ساليان اخير انگيزه ي مردم براي حضور در نيروهاي نظامي و رفتن به خدمت كم شده و حتي شاهد فرار وسيع و خود كشي سربازان صهيونيستي هستيم كه ان شاءلله در مباحث بعدي به تفصيل در اين مورد بحث خواهد شد .
و ما اگر اين فرض محال را در نظر بگيريم كه از جهت نيرو اين رژيم تامين شود . تسليح آنها هزينه ي بالايي را مي طلبد تا هم سربازان آموزش ببينند ، سيستم ها را به كار انداخته و اداره كنند .! پس در اينجا اسرائيل با چالش بزرگي روبروست و مجبيورست از كميت بكاهد و بر كيفيت بيافزايد و در اين حالت ايده و سياست " ملت مسلح" زير سوال مي رود و يكي از مهم ترين اصول قوام بخش جامعه به مشكل مي خورد . 2- استراتژي ميزان و درجه ي مصونيت اسرائيل در برابر حملات نسبت به پنجاه سال گذشته سابقه ندارد و اين غير قابل انكار است كه اين رژيم دست به تحولات بزرگي در اين زمينه زده است .ولي آيا به همان نسبتي كه امنيت ظاهري بالا رفته ، نگراني ها كاهش پيدا كرده است و يا بيش از پيش فرماندهان نظامي دچار معضلات امنيتي كشورشان هستند !؟ پس پاسخ اين پارادوكس چيست ؟ پاسخ را بايد در اين نكته جست كه اگر امنيت قديم اسرائيل خطرناك و نا امن بوده ، داراي دشمن مشخص ، واضح و قابل پيش بيني بوده ولي آيا هم اكنون اين گونه است ؟ اسرائيل علاوه بر دشمنان مرزي خود كه آن را احاطه كرده اند . داراي دشمناني نيز هست كه مرز مشترك نظامي ندارند ولي در اصطلاح استراتژيك مرز امنيتي دارند ! كشورهايي چون ايران ، ليبي و عراق. با اينكه در روش هاي سياسي ليبي را توانسته اند بنشانند ولي همين كه از باطن آن خبر ندارند ودر ظاهر آرام شده است آنها را بيشتر رنج مي دهد و از آن نگرانند و عراق نيز با وجود اينكه توسط اياديشان (امريكا و هم پيمانانش ) اشغال شده است باز هم نا امن تر و غير قابل پيش بينانه تر از قبل است و در اين بحبوحه ممكن است حملات موشكي از عراق و از مبدا يي نا مشخص و افراد مجهول الهويه اي شكل بگيرد. و اما ايران كه در طول ساليان پس از انقلاب مهم ترن دشمن اسرائيل به شمار مي رود . ايراني كه در برابر هيچ يك از حملات تهديدات و تحريم هاي دشمنان پا پس نزده و استقامت كرده و بر سر مسائل هسته اي نيز محكم از حق مسلمش دفاع مي كند و اينكه ايران به دانش هسته اي دست يافته بيش از پيش پشت اسرائيل را مي لرزاند . و اين حركت ايران موازنه ي منطقه را به هم زده . و اما در همسايگي مرزي اسرائيل؛ به نسبت سالهاي قبل بي امنيتي براي اين رژيم به شدت به چشم مي خورد . حضور لبنان با حزب اللهش مهمترين تهديد مرزي شناخته مي شود و همين حزب الله باعث شكست و عقب نشيني مفتضحانه ي آنها از جنوب لبنان شد و در حال نيز وجود حزب الله با عث شده تا اسرائيل از حمله به ايران منصرف شود چون امنيت خود را در خطر مي بيند . حضور سوريه و ارتش قدرتمندش نيز تهديد جدي است و وجود مصر بي ثباتي كه نمي توان به آن اعتماد كرد نيز نگراني ها بيشتر كرده است . درون مرزهاي اين رژيم نيز هنوز به مشكل بر مي خورند و آن هم وجود انتفاضه است و مهم اينكه مقاومت و انتفاضه به سياست دروني فلسطين هم منتقل شده و پيروزي حماس توانست اسرائيل را بيشتر تهديد كند . پس تامين تسليحات نتوانسته است امنيت را به آن صورت در اين مرحله براي آنان تامين كند و آنچه بر روي كاغذ است با واقعيت ها تفاوت زيادي دارد. و بدين صورت اسرائيل خود را دچار جنگي پايان ناپذير كرده . در قسمت بعد به دو مبحث ديگر خواهم پرداخت . يا علي!
2
نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 23:5 توسط الحديد
انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي سلام . بعد از مدت ها تونستم حس و حال و همينطور وقت كنم تا دستي به سرو گوش وبلاگ بكشم . نميدونستم چه مطلبي ارائه بدم . يك مطلب مي خواستم بنويسم كه با دهه ي فجر مناسبت داشت و در مورد اتقلاب ايران و اسرائيل بحث كرده بودم كه چون از دهه خارج شديم فعلا ميذارمش براي بعد . به چند تا گزينه ي ديگه هم فكر كردم ولي ديدم در مورد امنيت اسرائيل صحبت كنيم بهتره . چرا ؟ چون هدف ما مبارزه است . اولين قدم در مبارزه دشمن شناسي و براي ضربه زدن به دشمن بايد اون رو از لحاظ امنيتي بررسي كرد ما هم اين كار رو كرديم اگه مطلبم ضعيف بود بنا رو بر بي سوادي من بگذاريد . اميدوارم بشه استفاده كرد .و سياه مشفي از سر رفع تكليف ننوشته باشم ! انقلاب رژيم صهيونيستي در امور امنيتي رژيم صهوينيستي كه با نام اسرائيل در اين مقاله از آن نام برده ميشود ! ، به دلايل مختلفي چون بي ثباتي سياسي ، دشمني همسايگانش با او . داشتن مرزهاي نا امن و نوعي محاصره در ميان اعراب و برخي فشار هايي كه كشورهايي جون ايران از لحاظ سياسي و ... بر آن تحمل ميشوند در سالهاي اخير باعث شده است كه رويكرد امنيتي خود را تغيير بدهد . چون در رويكرد قديمي ، خود را به شدت رو به افول ميديد . چنانچه كه تهديدات اعراب و جنگ هايي كه درگرفت و تبعات بعد از آن كمي اسرائيل را به اين فكر انداخت كه رهيافت جديدي را بايد براي اداره ي چگونگي تامين امنيت خود ارائه دهد . و از آنجايي كه حفظ چارچوب اصلي سياست امنيت اسرائيل هدف بزرگ اين كشور اشغالگر است اين مقوله ي مهم را در دستور كار خود قرار داد و در حدي نيز توانست موفقيت هايي كسب كند . مفهوم امنيت ملي اسرائيل تا به حال هيچ كدام از حكومت هاي قبلي اسرائيل (قبل از شارون )، چارچوب اساسي امنيت ملي كشورشان را در قالب دكترين رسمي تدوين نكرده بودند . چنين كاري با سبك حكومت اسرائيل ، كه تدوين غير رسمي داشته است و بيشتر به چالش هاي زماني حال توجه مي كند ، مغايرت دارد . با اين حال ، خط مشي هاي امنيتي حكومت اسرائيل از همان سالهاي نخست استقلال تابع هشت اصل بنيادين بوده است : اصل اول : ملتي مسلح اسرائيلي ها بلافاصله پس از اشغال فلسطين ارتشي ثابت ايجاد كردند كه شمار زيادي از نيرو هاي ذخيره مجرب ماهر و آماده از آن پشتيباني مي كردند . بسيج همه ي مردان اسرائيل باعث شد تا تعداد نيروهاي نظامي اين كشور تقريبا با تعداد دشمنانش برابر شود . در ارتشي كه نيرو هاي دفاعي اسرائيل را تشكيل داده اند همه ي شهروندان اسرائيلي يازده ماه از سال را در آن به خدمت سربازي ميگذراندند .(۱۱ ماه براي قديم بوده ها!)
اصل دوم : دفاع استراتژيك ، تهاجم عملياتي به دليل فقدان عمل استراتژيك طبيعي و نيز با توجه به مرزهاي طولاني و آسيب پذير اسرائيل ، دولت مردان اين كشور از همن ابتدا درصدد بر آمدند تا هر گونه جنگي را در قلمرو دشمنانش ساماندهي كنند . بنابراين در عمليات هاي خود بر تركيبي از اقدام هاي بازمانده تلافي جويانه و پيشگيرانه تاكيد ميكردند . از نظر اسرائيلي ها دفاع مرحله اي كوتاه و انتقالي است و بلافاصله پس از آن بايد به حمله رو آورد . اصل سوم : جنگ هاي كوتاه با اهداف محدود اسرائيلي ها احتمال ميدادند كه قبل از دستيابي نيروهاي دفاعي آنها به هدف هاي جنگيشان ، قدرت هاي بزرگ از فشار هاي ديپلماتيك يا تهديد به مداخله براي متوقف كردن جنگ استفاده كنند . يا حتي بدتر از آن نيرو هاي مسلح كشور هاي عربي به هدف هاي خود دست يابند . از اين رو آنان قصد داشتند كه جنگ را با سرعت به نفع خود پايان دهند . با ابن كه براي رهبران نظامي اسرائيل وارد كردن ضربه اي سريع خورد كننده امري ايده آل است آنها مطمئن نيستند كه در صورت وقوع درگيري نظامي نتيجه ي آن حتمي و قابل پيش بيني باشد به هين دليل اسرائيل اميدوار بوده است كه در نتايج كلي پيروزي هاي نظامي محدود اما مشخص آنان ، دشمنانشان را متقاعد كند كه اين كشور هم حق حيات دارد . اصل چهارم : فراهم آوردن مجموعه اي از تانك ها و جنگنده ها با توجه به اينكه تهاجم نيروهاي نظتامي عرب مهمترين تهديد براي حيات اسرائيل محسوب مي شود . اسرائيلي ها نيروهاي زمينيشان را مهمترين تضمين امنيتي مي دانند و به صورت سنتي به آنان متكي هستند . در بين نيروهاي زميني نيز از سال 1967 به يگان هاي زره اي اولويت داده شده است در عين حال اسرائيل ها يك نيروي هوايي قدرتمند را در وهله نخست براي پوشاش دادن به بسيج نيرو ها و سپس براي تكميل عمليات هاي نيروهاي دفاعي اسرائيل در روي زمين ايجاد كردند . اصل پنجم : كيفيت به جاي كميت با توجه به وجود نابرابري بين اسرائيل و همسايگان عربش در زمينه ي مساحت ، جمعيت و منابع اقتصادي . بنيانگذاران اين كشور سعي كردند تا با دست يافتن به برتري كيفي از دشمنان بالقوه شان پيشي بگيرند . برتري اسرائيل فقط به برتري تكنولوژي محدود نبوده است و در زمينه هايي نظير انگيزش( انساني ) ابتكار عمل ، مهارت هاي تاكتيكي ، و نظاير آن ها نيز اسرائيل ها برتري داشتند . اصل ششم : تعيين خطوط قرمز و مجازات هاي تخطي از انها انديشنمدان نظامي اسرائيل بر اين باور بوده اند كه واكنش سريع حتي در مقابل كوچكترين تحرك اعراب مي تواند جلوي محاسبه ي اشتباه و ارزيابي غلط اعراب از توانايي هاي نظامي ، منافع حياتي آسيب پذيري اسرائيل در مقابل فشار هاي خارجي را بگيرد . در نتيجه ، اسرائيل در زمان هاي مختلف خطوط قرمزي را مشخص كرده است كه تخطي از آنها مجازات سنگيني در پي دارد .اين خطوط قرمز شامل نمونه هايي نظير زير مي شود : هر گونه برنامه تقويت تسليحاتي كه توازن نظامي را تهديد كند (1956) ، اعمال محاصره ي دريايي (1967) ، ورود نيروهاي متخاصم به اردن (1970) ، و دستيابي دشمنان اسرائيلي به توانايي توليد تسليحات اتمي . در هر يك از اين موارد نقض خطوط قرمز واكنش سريع و خشن اسرائيل را در پي داشه است . اصل هفتم : خوداتكايي تجربه اي كه يهوديان از بي قدرتي و ضعف در طول 2000 سال به دست آوردند ، و نيز كاراكتر فعاليت گرايانه صهيونيسم مردن ، نوعي منش و روحيه خود اتكايي را در اسرائيلي ها پديد آورده است . اين اعتقاد كه اسرائيل براي تضمين بقاي خود نبايد به ديگران متكي باشد ، جايگاهي محوري در منش خود اتكايي دارد . اهميتي كه در ايرائيل ها به تقويت صنايع نظامي بومي خود (و از جمله برنامه ي تسليحاتي اتمي) ميدهد ، و نيز اسرار آنها بر اين نكته كه فقط اسرائيلي ها بايد مسئوليت دفاع از كسورشان را بر عهده داشته باشند ، از اصل خود اتكايي ناشي ميشود . اصل هشتم : جستجو براي يافتن يك قدرت بزرگ حامي عليرغم تلاش اسرائيل ها براي نيل به خودكفايي ، اين كشور را براي مقابله با قدرت نظامي اعراب و حاميان انها قصد دارد پشتيباني از ميان قدرت هاي بزرگ بيابد از سال 1967 ايالات متحده حامي اسرائيل بود . حمايت هاي ديپلماتيك ، انتقال تكنولوژي و تسليحات و نيز كمك هاي اقتصادي امريكا عناصر و اجزاي كليدي معادله امنيت ملي اسرائيل را تشكيل داده است . شرايط متغير وقوع چهار تحول متمايز امكان تداوم و اعتبار مفهوم امنيت ملي سنتي اسرائيل را زير سوال برده است . نخستين تحول ، تحول تكنولوژيك بوده و پيشرفت هايي كه در زمينه ي تكنولوژي نظامي به وقوع پيوسته است مربوط مي شود . اين پيشرفت ها تحولات مهمي را اجرا و مطبوعيت جنگ هاي متعارف بلند مدت (همانند جنگ هايي كه نيرو هاي دفاعي اسرائيل در سالهاي 1967 و 1973 درگير آنها بودند .)پديد آورده است . دومين تحول ، تحول استراتژيك است كه منعكس كننده ي تحول مستمر سياست خاورميانه از زمان انعقاد قرارداد صلح بين اسرائيل و اعراب از سال 1991 مي باشد . سومين تحول تحول اقتصادي است . اين تحول نتيجه ي اصلاحات در سياست هاي اقتصادي اصلي اسرائيل و تسريع شد اقتصادي اين كشور است . چهارمين عامل (و در واقع مهمترين عامل ) از تحول ها و دگرگوني هاي مستمر رد بافت و ساختار جامعه اسرائيل ناشي ميشود . در مورد اين چهار گونه تحول در پست هاي بعدي وبلاگ صحبت خواهم كرد . . .
2
نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 22:16 توسط الحديد
|