تبليغاتX
صهيونيسم و جهان اسلام



مطالب قبلي


وبلاگ الحديد از نگاه غرب

بركناري اولمرت و اشتباه اعتماد ملي

مدينه شهر پيغمبر

لينك باكس كتاب

مقاومت تنها راه حل ممكن !

لحظات آخر شيخ احمد ياسين

اسلام پيروز است

اسرائيل به خدمت شما هم مي آيد

حمام خون

ذبيح الله كه بود ؟اسحاق يا اسماعيل

انتفاضه و بحران مهاجرت يهوديان

یهود و ایران

کنفرانس صلح پاییز

جنگ رمضان

قدس؛ نگین جهان اسلام

جدايي حق از باطل

جنگ جمعیت

آتش در نگین

دو مرد احمق

به فلسطين خوش آمديد!

آيا اسرائيل به 100 سالگي خواهد رسيد؟

جنگ نرم افزاري

منابعي بر مسجدالاقصي

آتش سوزي مسجدالاقصي

وضعيت بناي مسجد الاقصي

ساحتمان مسجدالاقصي

وجه تسميه ي مسجدالاقصي

قبةالقضاء ) قبة السلسله)

قبةالصخره

حرم الشریف

باب المغاربه

ديوار براق ،بمب ساعتي

فساد اخلاقي در يهود

اسحاق ذبيح الله يا ..

شهید عزالدین قسام

نماينده مردم فلسيطن

انتفاضه اول

آيپاك

شهید عزالدین قسام

اعلامیه بالفور

سرود ملی اسرائیل

روز قدس

انتفاضه الاقصي

سال 5767 یهودی

صبرا و شتيلا

آقاي خاتمي متأسفم

نجيب محفوظ كه بود ؟

نوبت ابراهيم است

تصاويري زيبا

يهود و آخرالزمان2

يهود و آخرالزمان1

خائنين به اسلام كيانند

خطر بزرگ

دمّر دمّر تل ابيب

اين قلم امشب كفن پوشيده است

ليس عاقبة لنا إلا انتصار

لزوم حمایت از مقاومت اسلامی

جنبش جوانان جهان اسلام

همه با هم سکوت !

جلعاد آخرین گروگان نیست

جام جهاني ،خواب جهاني

كوكا مي خوري يا پپسي؟

يهود=صهيونيسم؟

عيد پسح

بيداري اسلامي

*بازي *جنگ*مقاومت*

حاج احمد متوسليان

تحريم اسرائيل

انقلاب اسرائيل در امور امنيتي

حماسه حماس2

**شارون رو بزن**

حماسه حماس1

جنايت احمدي نژاد

صاحبان اصلي فلسطين3

صاحبان اصلي فلسطين2

صاحبان اصلي فلسطين1

اوضاع خاورميانه

روز قدس

هلوكاست از گفتار تا واقعيت

خروج صهيونيست ها از غزه

سليمان در يمن،نه اورشليم

سليمان در چه قرني مي زيسته

موسسات يهودي در صدد تخريب مسجدالاقصي

3 تخريب مسجدالاقصي

تخريب مسجدالاقصي 2

تخريب مسجدالاقصي 1

معبد سليمان

مسجدالاقصي اصلي

سيد حسن در تهران

طومار محكوميت اسرائيل

اصطلاحات

شروع به کار

انتفاضه سياسي

مطلب نخست



كتاب و مقالات







تعداد بينندگان





هرگونه استفاده از مطالب اين پايگاه منوط به ذکر منبع و لينك مي باشد

جشنواره وبلاگ نویسی تبیان
نماینده ی مردم فلسطین کیست ؟

9 سپتامبر 1993
از :یاسر عرفات رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین
به : اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل
[.....] سازمان آزادی بخش فلسطین حق وجود اسرائیل در صلح و امنیت را به رسمیت می شناسد.
سازمان آزاديبخش فلسطين تنها نماينده قانوني ملت فلسطين است. [....]

اسحاق رابین  یاسر عرفات


9 سپتامبر 1993
از :اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل
به : یاسر عرفات رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین

در پاسخ به نامه مورخ 9 سپتامبر 1993 جنابعالی با توجه به تعهدات سازمان آزادیبخش فلسطین در نامه ی شما مایلم که تاکید کنم دولت اسرائیل شناسایی سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان نماینده ی مردم فلسطین و آغاز مذاکره با این سازمان در چارچوب فرآیند صلح خاورمیانه را تصویب کرد.

در اینجا درباره جمله معروف "سازمان آزادیبخش فلسطین تنها نماینده قانونی ملت فلسطین است" اندکی تأمل می کنیم و می پرسیم که، این مقوله در حال حاضر و پس از آنکه ملت فلسطین با حضور در پای صندوق های رای نظر خود را اعلام کرد و بیش از 60 درصد از آنان رای خود را در انتخابات مجلس قانونگذاری به سود جنبش "حماس" به صندوق ها ریختند، چقدر می تواند صحیح باشد؟!

سازمان آزادیبخش فلسطین در خارج از این سرزمین و با صدور فرمان رسمی سران عرب در 42 سال پیش تشکیل شد. هر چند که از نظر تئوریک می بایست این سازمان همه گروه های فلسطینی را در خود جای می داد، اما گروه فتح به ریاست یاسر عرفات و پس از او ابومازن از سال 1969م. تاکنون، همچنان تمام ارکان تصمیم گیری در این سازمان را از بالا تا پایین در انحصار کامل خود دارند.

به همین سبب و به دلایل دیگری که به اختلاف در نگرش سیاسی باز می گردد، حماس از زمان تأسیس در نیمه دوم دهه هشتاد (قرن بیستم) میلادی، از عضویت در ساف خودداری کرده است.

بر خلاف ساف، حماس در داخل فلسطین تأسیس شده است و نیز بر خلاف ساف، این گروه مبارزه مسلحانه علیه اشغالگران را در پیش گرفت و حال آنکه عرفات در تلاش برای جلب رضایت آمریکا و به رسمیت شناخته شدن از سوی دولت این کشور علنا مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت. آن تلاش عرفات در پایان به توافق اسلو انجامید.

از سال ها پیش نیاز به تغییر ساختار ساف از وضع فعلی به صورتی که با تحولات جدید همخوانی داشته باشد، احساس شده است تا به این ترتیب بتواند تنها نماینده واقعی و قانونی ملت فلسطین باشد.

زیرا این پرسش مطرح است که سازمان آزادیبخش چگونه می تواند این نام را بر خود بگذارد و حال آنکه جنبش حماس ـ بزرگ ترین گروه فلسطینی حال حاضر ـ در هیچ یک از ارکان این سازمان از جمله کمیته اجرایی و ریاست و کنگره و شورای مرکزی آن عضو نیست؟

آقای ابومازن که اکنون ریاست این سازمان را یدک می کشد و پیش از او یاسر عرفات آن را به تملک خود در آورده بود، مدام از دمکراسی دم می زند. برای آنکه این ادعا در عمل ثابت شود، او باید زمینه را برای بازسازی ساف با در نظر گرفتن نتایج انتخابات اخیر پارلمانی در فلسطین فراهم کند تا آنکه وزن هر حزب و گروه فلسطینی با میزان اعتماد فلسطینیان به آن در داخل این سازمان، متناسب باشد.

رهبران کنونی سازمان آزادیبخش در وضع فعلی، همان رهبران جنبش فتح هستند، اما نه در ساف و نه در فتح این افراد به محک انتخابات، آزموده نشده اند! و حتی برای عدم برگزاری چنین انتخاباتی تلاش فراوان می کنند.

بازسازی سازمان آزادیبخش فلسطین بر اساس اصول دمکراتیک باید پیش از بررسی مسأله تشکیل کابینه وحدت ملی، مورد توجه قرار گیرد و به اجرا در آید.


منابع : کتاب نبرد نابرابر نوشته ی دکتر حسن واعظی

سایت مرکز اطلاع رسانی فلسطین

2 نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 0:14  توسط الحديد 

انتفاضه اول

به بهانه ی سالروز انتفاضه اول در نهم دسامبر ۱۹۸۷
انتفاضه واژه اي است كه از سال 1987 (1366 ه.ش) وارد واژگان انقلابي، سياسي مصطلح روزمره شده است. تا پيش از اين زمان لفظ انتفاضه فقط در كتابهاي لغت مشهود بود ولي با خيزش توده هاي مسلمان فلسطين و استمرار آن، امروز شايد كمتر كسي باشد كه نسبت به انتفاضه (قيام اسلامي فلسطين) بي اطلاع باشد.

انتفاضه از نظر لغوي يعني جنبش و لرزش و حركتي كه همراه با نيرو و سرعت باشد. انتفاضه الشعب: يعني جنبش و قيام مردمي.
نظر سياسي و اجتماعي انتفاضه يا قيام عبارتست از رفتار و عملكرد معترضانه و شجاعانه مستمر مردم غير مسلح فلسطين در قبال رژيم اسراييل. بديهي است كه عامل تعيين كننده انتفاضه متكي به حضور آگاهانه و عملي مردم است و اگر نقش مردم را از قيام حذف نماييم، قيام عملا" مفهومي نداشته و در واقعيت به منصه ظهور نخواهد رسيد. قيام) انتفاضه) و انقلاب از نظر مفهومي دو واژه نزديك به هم هستند مقدمه هر انقلابي قيام مي باشد. فلسطينيان معترض و خشمگين نسبت به نيروهاي اشغالگر، در مقابله با صهيونيست ها از سنگ استفاده مي كردند و با پرتاب سنگ به طرف اشغالگران از خودشان دفاع مي كردند به اين جهت از انتفاضه به عنوان انقلاب سنگ نيز ياد شده است.
 انتفاضه داراي دو ويژگي اصلي است: مردمي بودن و اسلامي بودن
انتفاضه حركت مردمي بود كه مي خواستند هويت و شخصيت از دست رفته خود را باز يابند.

انتفاضه 


 
انتفاضه توانست چند محور اساسي را در تحولات فلسطين ايجاد كند:

1-      ميدان مبارزه با اشغالگران را پس از سالها بار ديگر به داخل سرزمينهاي اشغالي هدايت كند و اين درحالي بود كه تعيين سرنوشت مردم فلسطين در مذاكرات ديپلماتيك پشت درهاي بسته توسط ديپلمات هاي عربي و غربي خارج از اراضي اشغالي رقم مي خورد.
2-       انتفاضه سبب شد عنصر فلسطيني را در موضعي قرار دهد كه ديگر نه تنها حكم طرف مغلوب را نداشته باشد، بلكه در بسياري از مقاطع شرايط خاصي را به دشمن خود تحميل كند.
3-      انتفاضه همچنين به گروههاي فلسطيني خارج از سرزمينهاي اشغالي نيز اعتبار بخشيد. به عنوان مثال ساف را از بن بستي كه در آن درگير بود نجات بخشيد.

انتفاضه باعث شد كه صهيونيست ها در موضع دفاعي قرار بگيرند و براي خاموش كردن انتفاضه به سازمان آزاديبخش فلسطين امتياز بدهند. در واقع يكي از علل پيشرفت اوليه روند سازش در خاورميانه و امضاء توافق اوليه بين ساف و اسراييل، خطرات انتفاضه و گسترش قيام فلسطيني هاي مناطق اشغالي بود.


علل و پيش زمينه هاي انتفاضه:
1-  پيروزي انقلاب اسلامي ايران: وقوع انقلاب اسلامي ايران، نقش مهمي در تقويت و گسترش بيداري و خيزش اسلامي در كشورهاي اسلامي داشته و همواره انقلاب ايران به عنوان الگويي موفق از جنبش اسلامي مطرح بوده است.
رهبر جهاد اسلامي فلسطين در اين رابطه مي گويد: "هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خميني (ره) نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آنها را برانگيزد و اميد را در دلهايشان زنده كند. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران ما به خود آمديم و دريافتيم كه آمريكا و اسراييل نيز قابل شكست هستند. ما فهميديم كه با الهام از دين اسلام مي توانيم معجزه بسازيم و از اين رو ملت مجاهدمان در فلسطين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را به ديده تقدير مي نگرند و امام خميني را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي دانند."
 نقش امام خميني در نهضت فلسطين دو اثر مهم به همراه داشت: "اول هدايت قيام به سمت انگيزه هاي اسامي و ديگري حمايت مسلمانان انقلابي جهان از اين نهضت.
2-  دومين عامل كه در وقوع انتفاضه مؤثر بود، نااميدي مردم ساكن در مناطق اشغالي از اقدام سازمانها و گروههاي فلسطيني خارج از اين نقاط به ويژه نااميدي از سازمان آزاديبخش فلسطين به عنوان شاخص ترين نيروهاي مبارز فلسطيني تا اين زمان.
3-  نااميدي مردم فلسطين از دولتهاي عرب منطقه براي اقدام مستقيم: شكست اعراب در طول جنگ هاي اعراب و اسراييل از يك سو و تحولات سياسي از سال 1982، تا كنفرانس سران امان در نوامبر 1987، فلسطيني ها را بسوي نااميدي بيشتري سوق داد.

4- عمليات حزب الله در لبنان در سال 1982: حمله اسراييل در 6 ژوئن 1982 به جنوب لبنان موجب شكل گيري و بروز يك مقاومت مردمي در مقابل ارتش اسراييل شد و سازمانهاي اسلامي- مردمي از متن مردم جوشيد. اين سازمانها كه دست به عمليات شهادت طلبانه انفجار، عليه مقر تفنگداران آمريكا و فرانسه زده با تمسك به عمليات نامنظم چريكي براي ارتش اسراييل دردسر زيادي ايجاد كردند، به سرعت مورد توجه مسلمانان اراضي اشغالي فلسطين قرار گرفتند. عمليات مقاومت اسلامي در لبنان، موجب خروج آمريكا و نيروهاي چند مليتي از لبنان شد؛ از سوي ديگر ادامه عمليات مقاومت اسلامي در لبنان موجب شد نيروهاي صهيونيستي در سال 64 از بيروت به صيدا و از صيدا به نوار ساحلي عقب نشيني كنند. تمام اين عمليات به عنوان جرقه هاي اميدي بود كه در دل مردم فلسطيني ساكن در نقاط اشغالي دميد.

5- سياستهاي سركوبگرانه اسراييل: فشار رژيم صهيونيستي مبني بر تحقير فلسطيني ها به عنوان شهروندان درجه 2، تبعيد و اخراج آنها، ضرب و شتم و تخريب خانه ها و … جملگي نيروهاي متراكمي بود كه فلسطيني ها را به واكنش فرا مي خواند. سياستهاي اسراييل در از بين بردن هويت اسلامي – عربي فلسطين و تثبيت ماهيت صهيونيستي در اين سرزمين نيز يكي ديگر از عوامل مؤثر در شكل گيري انتفاضه بود.
 
 

انقلاب سنگ

يكي از ويژگيهاي اصلي اين حركت (انتفاضه) اسلامي بودن آن مي باشد به اين جهت تقويت و رشد جريان اسلام گرايي در مقابل افول جريانهاي چپ و ملي در دهه 70 و 80 را مورد بررسي قرار مي دهيم.

گسترش موج اسلام خواهي

در سالهاي قبل از شکل گیری انتفاضه شاهد پيدايش سازمانها و گروههاي متعددي بوديم كه شعار اسلام را در دست دارند كه دامنه فعاليت پاره اي از اين سازمانها و گروهها به كار تبليغ محدود مي شد مانند "جماعه التبليغ و الدعوه " اين گروه از انجام هر گونه فعاليت سياسي خودداري كرده و به تبليغ در مسجدها و مكانهاي عمومي بسنده مي كند. آنچه حائز اهميت است گسترش موج اسلامخواهي در دهه 1970 و 1980 مي باشد كه نمونه بارز آن چند برابر شدن مسجدها در سرزمين هاي اشغالي، پس از 1967، از پديدهاي اجتماعي اوج گيري جريان اسلامي است. براساس آمار موجود، در سالهاي اخير، تعداد مسجدها در كرانه باختري از 400 مسجد در سال 1967 به 750 مسجد در سال 1987 افزايش پيدا كرده است. همچنين در نوار غزه پيش از 600 مسجد وجود دارد در حالي كه 20 سال پيش تعداد آن از 200 مسجد تجاوز نمي كرد.
بسياري از تظاهرات سياسي از مسجدها آغاز گشت . افزايش تعداد مسجدها تنها پديده اجتماعي تغذيه كننده جو مذهبي نبود بلكه در سالهاي اخير همانطور كه گفته شد آنچه به نام "الروابط الاسلاميه" (جمعيتهاي اسلامي) خوانده مي شود رو به فزوني و گسترش نهاد.

سال 1986 و 1987 سال اسلام مجاهد در فلسطين بود؛ سالي كه با خون پاك و طاهر اسلامي زمينه را براي انتفاضه آماده ساخت. روز 1987.10.16 اولين شعله انتفاضه را برافروخت آن هنگام كه يك هسته از فداييان جهاد اسلامي با نيروهاي اطلاعاتي دشمن درگير شد و در خلال اين درگيري چهار نفر از بهترين جنگجويان جهاد اسلامي به شهادت رسيد و تعداد زيايد از افسران و سربازان دشمن كشته و مجروح شدند.
به اين ترتيب با شكست و ناكامي جريانهاي چپ و ملي و سرخوردگي ملت مظلوم فلسطين از اين سازمانها و همچنين دولتهاي عرب، راه را براي يك ايدئولوژي تازه تر همواره شد و اسلام سياسي مورد توجه و اقبال مبارزان و عموم مردم قرار گرفت.
به هر حال اگر چه قيام عمومي در مناطق اشغالي از 1987 تا 1993 (تشكيل حكومت خودگردان فلسطين) استمرار داشته است و پس از آن از شدت قيام عمومي تا حدودي كاسته شد اما انتفاضه ملت فلسطين هيچگاه خاموش نگشت و بدنبال آن بارها و بارها در مناطق اشغالي اعتصاب و شورش تظاهرات جهت مقابله با صهيونيست ها رخ داد. و سازمانهايي مثل جهاد اسلامي، حماس و … فلسطين ضمن دعوت مردم به ادامه انتفاضه، با عمليات شهادت طلبانه آتش مبارزه را گرم نگه مي دارند و گروهي از جهادگران فلسطيني را اميد بر آن است كه انتفاضه بتواند حقوق از دست رفته ملت فلسطين را به آنها بازگرداند.

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 19:48  توسط الحديد 

آیپاک

کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپاک)

جمعیت یهودیان آمریکا در حدود ۶ میلیون نفر برآورده شده که کمتر از دو درصد از کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد اما یهودیان آمریکا با ایجاد تشکل‌های مهم و ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم، به یکی از بانفوذترین گرو‌ه‌های تاثیرگذار در سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل شده‌اند. آن‌ها یکی از اهداف خود را نفوذ در کانون‌های قدرت ایالات متحده تعیین نموده‌اند. از میان ۲۸۱ سازمان یهودی و ۲۵۰ اتحادیه منطقه‌ای، یکی از مهم‌ترین لابی‌های یهودیان در آمریکا، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به «ایپاک» (ایپک)می‌باشد که از دهه ۱۹۵۰ شروع به فعالیت نموده و از همان بدو تاسیس، هدف خود را مبارزه برای تصویب قواینی در جهت حمایت از اسرائیل اعلام کرده است.

سازمان آیپاک (ایپک) مادر تمامی سازمان‌های یهودی آمریکا و در واقع بزرگ‌ترین آن‌هاست. این سازمان مسئول هماهنگی و برنامه‌ریزی جهت فعالیت تمامی سازمان‌های یهودی آمریکا و همچنین مسئول اصلی جمع‌آوری کمک و اعانه برای اسرائیل به‌شمار می‌رود که با ارتباط تنگاتنگ با بیش از ۶۰ اتحادیه دیگر، مسئول ایجاد کانال‌های جدید برای نفوذ رژیم صهیونیستی نیز می‌باشد.

این کمیته دارای دفاتر و مراکز منطقه‌ای در سراسر آمریکا و اروشلیم می‌باشد که هر یک تحت مدیریت یک نفر اداره می‌شود. هر کدام از این دفاتر دربرگیرنده چند شعبه می‌باشند که امور آن‌ها را با دفتر مرکزی هماهنگ می‌کند.

بخش‌های مهم این سازمان عبارت‌اند از: حوزه قانونگذاری، سیاست خارجی، امور سیاسی، بخش ارتباطات، بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)، رهبری سیاسی.

مقر اصلی آیپاک (ایپک) در کاپیتال هیل واشنگتن دی سی می‌باشد و این موقعیت، امتیاز ویژه‌ای را برای دستیابی و دسترسی سهل‌تر به هرم قدرت به این سازمان داده است. آیپاک اعضای خود را از بین صهیونیست‌ها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش می‌کند که همه آن‌ها در یک چیز اتفاق‌نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم می‌باشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان آیپاک سخن به میان می‌آید، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریکا به چشم می‌خورد.

روزنامه نیویورک تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کند. شیمون پرز وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن می‌گوید: «ما به آیپاک به‌عنوان بزرگ‌ترین پل ارتباطی بین مردم آمریکا و دولت اسرائیل نیازمندیم».

آیپاک یک کنفرانس سالانه برگزار می‌نماید و در آن به تعیین خط مشی کلی کمیته می‌پردازد که این خط مشی‌ها با جلسات و برنامه‌های آموزشی مختلفی همراه است که محیط مناسبی برای ‌آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابی‌گری می‌باشد     

 

                                             

                   

 

فعالیت‌های آیپاک در راستای اهداف صهیونیسم

شاید بتوان گفت سازمان آیپاک در حال حاضر بیشترین نقش را در راستای اصلی‌ترین هدف صهیونیسم بین‌الملل که همانان سلطه جهانی است عهده‌دار می‌باشد. تمام راهکارهایی که صهیونیست‌ها ارائه داده و به دنبال اجرای آن تلاش‌های فراوانی انجام نیز داده‌اند، در جهت دستیابی به نقطه‌ای بوده، که از آن بتوانند هر خواسته و مطالبه‌ای را استحصال نمایند.

این هدف با ایجاد نفوذی که سازمان‌های سیاسی صهیونیستی و در راس آن‌ها آیپاک ایجاد نموده و از آن نهایت استفاده را نیز می‌نمایند، تا اندازه‌ای محقق شده است و مقدمات سلطه همه‌جانبه را فراهم نموده است.

هر چند ممکن است این نظر که ایده دهکده جهانی از سوی صهیونیسم بین‌الملل طرح و یا تقویت می‌گردد، طرفدار چندانی نداشته باشد ولی با توجه به قرائن و شواهد موجود به جرات می‌توان گفت که پشت این طرح (هر چند به صورت القایی) سازمان‌های صهیونیستی قرار دارد که مجریان آن لابی‌های صهیونیستی و از جمله آیپاک خواهند بود، چرا که با محقق شدن این برنامه و تقویت ایالات متحده ـ به‌‌عنوان قدرتی صهیونیستی که می‌تواند نقش کدخدایی این دهکده را برعهده بگیرد ـ غایی‌ترین هدف صهیونیست‌ها به تحقق نزدیک خواهد گردید.

باید گفت بسیاری از فعالیت‌های این لابی صهیونیستی که در پوشش حمایت از اسرائیل صورت می‌پذیرد، اهداف والاتری را دنبال می‌نماید. از موارد این ادعا، مخالفت‌های شدید این لابی با ج.ا.ا و برخی کشورهای عربی می‌باشد که در ظاهر فقط به‌واسطه مخالفت این کشورها با اسرائیل صورت می‌پذیرد لکن در واقع هدفی دوسویه را دنبال می‌نماید که سوی دیگر آن عبارت است از ایستادگی در برابر اصل جریان صهیونیسم و افشاگری در خصوص آن، ضمن ضدیت با «ولد» و «ابزار» این جریان.

فعالیت‌های آیپاک در حمایت از اسرائیل

اهم فعالیت‌های آیپاک در قبال اسرائیل را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:

  1. کمک به بقاء اسرائیل با ادعای تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه.
  2. حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی.
  3. تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل.
  4. آموزش کنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریکا.
  5. تقویت اسرائیل از طریق کمک‌های نظامی.
  6. تشویق سیاستمداران آمریکا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروریسم در منطقه.
  7. توسعه روابط ایالات متحده و اسرائیل.
  8. حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل.
  9. تلاش برای پایان دادن به انزوای اسرائیل در سازمان ملل.
  10. حمایت از پروسه صلح خاورمیانه، با فشار بر دولت آمریکا به نحوی که منافع اسرائیل را تامین نماید.

لوایحی که تا کنون با تلاش این لابی قوی صهیونیستی و به نفع اسرائیل در کنگره به تصویب رسیده است، به صد مورد بالغ می‌شود که فقط یک مورد آن تصویب مبلغ سه میلیارد دلار برای امنیت اسرائیل و ایجاد یک سیستم تدافعی توسط این رژیم در برابر سلاح‌های غیرمتعارف می‌باشد.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 21:8  توسط الحديد