تبليغاتX
صهيونيسم و جهان اسلام



مطالب قبلي


وبلاگ الحديد از نگاه غرب

بركناري اولمرت و اشتباه اعتماد ملي

مدينه شهر پيغمبر

لينك باكس كتاب

مقاومت تنها راه حل ممكن !

لحظات آخر شيخ احمد ياسين

اسلام پيروز است

اسرائيل به خدمت شما هم مي آيد

حمام خون

ذبيح الله كه بود ؟اسحاق يا اسماعيل

انتفاضه و بحران مهاجرت يهوديان

یهود و ایران

کنفرانس صلح پاییز

جنگ رمضان

قدس؛ نگین جهان اسلام

جدايي حق از باطل

جنگ جمعیت

آتش در نگین

دو مرد احمق

به فلسطين خوش آمديد!

آيا اسرائيل به 100 سالگي خواهد رسيد؟

جنگ نرم افزاري

منابعي بر مسجدالاقصي

آتش سوزي مسجدالاقصي

وضعيت بناي مسجد الاقصي

ساحتمان مسجدالاقصي

وجه تسميه ي مسجدالاقصي

قبةالقضاء ) قبة السلسله)

قبةالصخره

حرم الشریف

باب المغاربه

ديوار براق ،بمب ساعتي

فساد اخلاقي در يهود

اسحاق ذبيح الله يا ..

شهید عزالدین قسام

نماينده مردم فلسيطن

انتفاضه اول

آيپاك

شهید عزالدین قسام

اعلامیه بالفور

سرود ملی اسرائیل

روز قدس

انتفاضه الاقصي

سال 5767 یهودی

صبرا و شتيلا

آقاي خاتمي متأسفم

نجيب محفوظ كه بود ؟

نوبت ابراهيم است

تصاويري زيبا

يهود و آخرالزمان2

يهود و آخرالزمان1

خائنين به اسلام كيانند

خطر بزرگ

دمّر دمّر تل ابيب

اين قلم امشب كفن پوشيده است

ليس عاقبة لنا إلا انتصار

لزوم حمایت از مقاومت اسلامی

جنبش جوانان جهان اسلام

همه با هم سکوت !

جلعاد آخرین گروگان نیست

جام جهاني ،خواب جهاني

كوكا مي خوري يا پپسي؟

يهود=صهيونيسم؟

عيد پسح

بيداري اسلامي

*بازي *جنگ*مقاومت*

حاج احمد متوسليان

تحريم اسرائيل

انقلاب اسرائيل در امور امنيتي

حماسه حماس2

**شارون رو بزن**

حماسه حماس1

جنايت احمدي نژاد

صاحبان اصلي فلسطين3

صاحبان اصلي فلسطين2

صاحبان اصلي فلسطين1

اوضاع خاورميانه

روز قدس

هلوكاست از گفتار تا واقعيت

خروج صهيونيست ها از غزه

سليمان در يمن،نه اورشليم

سليمان در چه قرني مي زيسته

موسسات يهودي در صدد تخريب مسجدالاقصي

3 تخريب مسجدالاقصي

تخريب مسجدالاقصي 2

تخريب مسجدالاقصي 1

معبد سليمان

مسجدالاقصي اصلي

سيد حسن در تهران

طومار محكوميت اسرائيل

اصطلاحات

شروع به کار

انتفاضه سياسي

مطلب نخست



كتاب و مقالات







تعداد بينندگان





هرگونه استفاده از مطالب اين پايگاه منوط به ذکر منبع و لينك مي باشد

جشنواره وبلاگ نویسی تبیان
نسبت به شارون چقدر نفرت دارید؟

 
سلام .
به مناسبت زمین گیر شدن و افلیج و بدبخت شدن قصاب صبرا و شتیلا بازی کنید
ببینید چقدر میتونید بزنیدش :
 
 
 
 
 
بزرگترش رو اینجا ببینید و بازی کنید
http://www.alhadid.com/weblog/sharon.swf 
 
 
ولی نکشیدش چون شارون نباید بمیره !
شارون باید زنده بمونه و با عجز و ناتوانی با بدبختی ادامه ی حیات بده .
شارون باید زجر بکشه عذاب بکشه .ولی بدونه که اینی که این دنیا داره میبینه فقط گوشه ای از عذاب اون دنیاست پس بزنیدش!
ساخته ی رفیقمونه ! جناب Crash
 
يا علي!
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 19:31  توسط الحديد 

حماسه ي حماس

13 دي 84

 

به مناسبت شكسته شدن پيمان آتش بس بين جنبش هاي جهادي علي الخصوص حماس با رژيم صهيونيستي !

 

سلام .

طي تماسهايي كه دوستان عزيز باهام داشتند و اينكه چرا آپ ديت نميكنم و همچنين سوالاتي كه در مورد اتفاقات اخير فلسطين بوده ، تصميم گرفتم اين دفعه رو به حماس بپردازم .

 

 

            hamas

 

 

 حماس !

همونطور كه در عكس بالا ميبينيد حماس مخفف "حركة المقاومة الاسلامية" ميباشد .

حماس يك حزب ، گروه يا تشكل تنها نيست . حماس همانطور كه در نامش پيداست يك حركت ، يك جريان و ي جنبش است . يك بسيج !

حماس در 18 سال پيش در سال 1987 ميلادي اعلام موجوديت كرد . و نام خود را در صحنه ي تاريخ ثبت كرد . ولي نميتوانيم حماس را به 18 سال محدود كرد .

همانطور كه همه ميدانيم اصولا اينگونه جريانات به گونه اي نيستند كه در يك روز تشكيل شوند و اعلام موجوديت كنند .بلكه سالهاي سال به صورت آرام و دروني تشكيل ميشوند و هنگامي كه شرايط اجازه دهد رسميت خود را اعلام كند . حماس نيز از اين دسته مجزا نيست . ريشه هاي حماس قدمتي حدودا 60 ساله دارد .

 

پس از اينكه يهوديان در سال 48 حملات وحشيانه ي خود را با پشتوانه ي انگليس به فلسطين آغاز كردند و بعد از شكست اعراب در جنگ هاي سال 67 مسأله ي فلسطين موجب شد تا بيداري در ميان فلسطينيان شكل بگيرد .اين رشد وبيداري توانست در دهه ي 80 و 90 به صورت فعالانه اي بروز پيدا كرده و چرخ هاي مقاومت اسلامي فلسطين را به حركت در بياورد .

 

بروز اين جنبش از درون فلسطين باعث افتخار و سرافرازي فلسطينياني شد كه تا قبل از آن مورد حقارت ، شكست ، تلفات و خسارت زيادي شده بودند كه همگي ناشي از دلبستن به مجامع جهاني ، حمايت هاي شوروي و ديگر كشورها  بود .اما با ظهور مقاومت اسلامي اميدي پيروزي و استقامت در دل مردم جوانه زد . اينكه جنبشي دروني و تفكرات اسلامي و جدا از ايدئولوژي هاي ناسيوناليستي توانسته بود اينگونه مسير رشد خود را هموار كند مايه ي اميدواري بود .

 

همانگونه كه در نام اين جنبش نيز ديده ميشود مقاومت حرف اول را ميزند .

مقاومت و جهاد عليه دشمن اصلي ترين گزينه اي بود كه حماس آن را مورد توجه قرار داد و همين آيتم موجب پيروزي هاي اين جريان شد .

اين بدين معني نيست كه حماس مخالف صلح و گفتگو باشد . ولي كدام صلح ؟ حماس هيچگاه زير بار صلحي كه در آن منافع مسلمين ناديده گرفته شود ، براي

مسلمين چيزي جز خواري و ذلت به بار نياورد ، نميرود .

قبول كردن صلحي كه در آن حق و حقوق ملت مظلوم فلسطين ناديده گرفته شود . نه تنها صلح طلبي نيست بلكه به نوعي طرفداري از بي عدالتي است و جان مايه ي حرف حماس اين است كه سر به دار ميدهيم ولي تن به ذلت نميدهيم .

.

اين جريان  خط مشي هايي دارد كه اين تفكرات و استراتژي ها اساسي ترين و بنياني ترين اصول آن به شمار مي رود .

1-  سرزمين فلسطين از آن اسلام است . هيچ كشوري اعم از عرب و عجم و هيچ سازمان و گروهي حق معامله ي اين سرزمين را ندارد و مالك آن اسلام است .

2-  رژيم غاصب صهيونيستي دشمن درجه يك اسلام و تفكر صهيونيستي خطرناك ترين تفكري است كه نه تها در يهوديان بلكه در ديگر اديان و مذاهب نيز ميتوانند شكل بگيرد.

3-  طرح هاي صلح كه به نام راه حلهاي مسالمت آميز از سوي كنفرانس هاي جهاني و مجامع جهاني مطرح شده اند ناعادلانه است و سازش با اسرائيل نتيجه اي جز حذف اسلام و سپردن قدرت يه يهود و تثبيت صهيونيسم در پي ندارد .

4-  مبارزه ، مقابله و جهاد زير پرچم اسلام تنها راه موفقيت و آزادي سرزمين فلسطين از دست اشغالگران است .

5-  نيروهاي غربي سرمايه مدار كه تمام حم و غم خود را در حمايت از اسرائيل خرج مي كنند نه تنها نمي توانند داوراني براي حل مسئله فلسطين باشند ، بلكه دشمنان آنها بعد از صهيونيست ها هستند .

6-     گرامي داشتن اصل شهادت ، اعتقاد به اسلام و توكل به خدا و واجب دانستن دفاع و جهاد .

7-     حفظ وحدت ميان ملت و اجازه ندادن به دشمنان براي ايجاد تشتت و تفرقه

8-     حفظ هويت هاي فلسطيني ، عربي و اسلامي ، تحت عقائد اسلامي

 

پس ديديم كه اصول اين جنبش ها بر چه چيزهايي مبتني است .

 

در طول اين چند سال نيز حماس و همچنين جنبش هايي مانند جهاد اسلامي و فتح كه با حماس در يك راستا و با اهداف مشترك شكل گرفته اند توانسته اند در قلوب مردم فلسطين را تسخير كرده و در خط اول مقاومت و جهاد عليه اسرائيل جاي بگيرند .

 

و اما حماس در حال حاضر .

هم اكنون بيشتر اختلافات و مخالفت هاي درون فلسطين ميان تشكيلات خودگردان و حماس است . حماس معتقد است كه تشكيلات خودگردان به نوعي بازيچه و ملعبه ي دست صهيونيست هاست كه عروسك گردان هرگاه بخواد دست و پاي اين عروسك را به حركت در مياورد . مقيد شدن تشكيلات خود گردان به قراردادهاي بين المللي ، قبول كردن خلع سلاح شدن ، نشستن سر ميز مذاكره و محكوم كردن جنبش هاي جهادي در عمليات ها از جمله مواردي است كه حماس آنها را مايه ي ننگ مي داند .

جريان هايي چون حزب الله در لبنان و شكل گيري انقلاب اسلامي در ايران سرلوحه ي مناسبي براي حماس بودند .

عمليات هاي استشهادي نمونه اي از اين اقدامات بود كه يكي از مواضع مورد اختلاف حماس و ديگر گروه ها و تشكيلات هاست .

حماس از عمليات هاي استشهادي عاقلانه به شدت استقبال ميكند . البته قابل توجه ي عزيزان باشد كه عمليات استشهادي با عمليات هاي انتحاري تفاوت بسيار دارد . شايد از ديدگاه برخي مخالفان اين دو تفاوتي نداشته باشند اما اينگونه نيست . شهادت طلبي پيشينه ي عميقي در دين اسلام دارد كه هميشه دين يهود اندامش بر اثر اين به لرزه در آمده . و يك روي اين شهادت طلبي يا يهوديان بوده اند و يا افرادي كه توسط آنها تحريك شده بودند .

نمونه ي بارز اين صحبت من در ليلة المبيت اتفاق افتاد . شبي كه رسول اكرم از مكه به مدينه هجرت نمودند و حضرت علي (ع) طي يك حركت استشهادي حاضر شد جان خويش را در طق اخلاص بگذارد و بر تخت پيامبر دراز بكشد تا مانع از كشته شدن پيامبر توسط كساني كه تصميم به قتل رسول اكرم گرفته بودند بشود . اين عملياتي آگاهانه بود كه از افتخاراتي است كه در تاريخ اسلام چون ستاره مي درخشد !

حسين (ع) و يارانش در صحنه ي حماسي عاشورا با وجود سپاهيان كم ، ادوات جنگي ناكافي به مقابله با دشمني رفتند كه آماده ي كارزار بود . آيا اين چيزي جز صيانت از اسلام و امام خويش است كه انسان با آنچه دارد و ندارد به مقابله با كفر ميرود ؟ از تمامي وجودخود مايه بگذارد تا بتواند به هدف متعالي خود برسد .

ان شاءلله در آينده در مورد عمليات هاي استشهادي چه در لبنان و چه در فلسطي خواهم پرداخت .

و اما جايگاه امروز حماس در عرصه ي سياسي فلسطين .

در انتخاباتي كه فلسطينيان در پيش دارند حماس خود را مورد استقبال بيش از پيش مردم ديده است .

رقابت اصلي را ميتوان بين حماس و فتح خلاصه كرد . آمار و ارقام پيش بيني ها آنچنان مستند و واقعي نيست و داراي نوسانات زيادي است . ولي كمي ميتواند بيانگر چگونگي بازتاب آرا مردم باشد .

جنبش فتح قبلا داراي استقبال بيشتري ميان فلسطينيان بوده ولي با فساد مالي و اجتماعي برخي از سياست مداران اين جنبش و شكست هاي اخير آن ، استقبال مردم نسبت به آنها رو به كاهش رفته در مقابل با پيروزهايي كه جنبش حماس در صحنه هاي نظامي و سياسي عليه اسرائيل داشته و پيروزي اين جنبش در انتخابات شهرداري ها باعث شده تا اقبال حماس بيشتر شده باشد حدودا 40 تا 50درصد از مردم فلسطين حماس را برگزيده اند و روز به روز محبوبيت اين جنبش ميان مردم بيشتر ميشود . و اما واكنش رژيم صهيونيستي نسبت به اين مسئله !

رژيم صهيونيستي به صورت كاملا واضح و آشكار مخالفت خود را عليه پيروزي و به دست گرفتن پارلمان فلسطين توسط حماس ابراز نگراني ميكند ! اين خود يكي از دلايلي است كه مي توانيم بفهميم چرا اينگونه است . طي سالهاي اخير بيشترين ضرباتي كه اسرائيل طي انتفاضه ي الاقصي خورده است توسط گردان هاي عزالدين قسام  شاخه نظامي قدس و جهاد اسلامي بوده .

رژيم صهيونيستي از اين هراسناك است كه مبادا لجام امور فلسطين به دست جرياني بيفتد كه ديگر نتواند آن را بر سر ميز مذاكره بنشاند و با دادن وعده و وعيد آنها را سركوب كند .

تاكيد حماس بر خروج كامل صهيونيست ها از بيت المقدس ، كرانه ي باختري و نوار غزه و شكسته شدن آتش بس ميان اسرائيل و گروه هاي فلسطيني دوره ي جديد را در وضعيت اراضي اشغالي و منطقه بوجود آورده است .

مقاومت تنها گزينه ي راهبردي براي حماس و ديگر گروه هاي فلسطيني است كه تا به حال توانسته تنها اهرم فشار بر صهيونيست ها باشد . در طول دوران اخير تنها عاملي كه باعث شكست صهيونيست ها شده مقاومت است .

آنچه كه اسرائيل در لبنان متحمل شد ناشي از مقاومت بود . 

آنچه كه باعث عقب نشيني فضاحت بار اسرائيل از جنوب لبنان بود ناشي از مقاومت بود

آنچه كه باعث عدم تخريب مسجدالاقصي توسط صهيونيست ها بوده ترس از مقاومت بوده

آنچه كه باعث شكست اسرائيل و عقب نشيني از غزه بوده نتيجه ي مقاومت بوده

هيچ يك از اين موارد نتيجه ي ميزهاي مذاكره نبوده . و اما در مقابل :

محاصره ي مردم فلسطين نتيجه ي ميز هاي مذاكره بوده .

ديوار حائل نتيجه ي ميزهاي مذاكره بود .

يهودي سازي مسجدالاقصي و پاك سازي بيت الممقدس از اعراب و اسلام نتيجه ي ميزهاي مذاكره بوده .

كشتارهاي غزه ، رفح ، خان يونس و... نتيجه ي مذاكرات بوده و اينها لكه ي ننگي است بر دامان مذاكره كنندگان و معتقدان به مذاكره با اسرائيل .

 

                  

دوستان عزيز طي نامه ها و نظراتي كه مبذول داشتند خواستار معرفي منابع براي نوشته هايم بودند .

قابل ذكر است كه براي هر مطلبي كه مي نويسم از منبع و مرجع مستقيمي استفاده نميكنم . بسياري از اين اطلاعات را طي مطالعات و تحقيقاتي كه قبلا انجام داده ام ذكر مي كنم . ولي چشم . پيرو دستور برخي دوستان برخي منابع را نيز ذكر مي كنم. براي همين مطلب بنده علاوه بر دانسته هاي اندك قبلي خود از اينها سود بردم :

كتاب از مقاومت تا پيروزي.....مسعوداسداللهي

كتاب نبرد نابرابر..................حسن واعظي

كتاب زبر الحديد (پاره هاي پولاد) ..حميد داوود آبادي

روزنامه ي جوان

سايت مركز اطلاع رساني فلسطين

سايت جنبش حماس

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 23:15  توسط الحديد 

صاحبان اصلي فلسطين كيانند قسمت 3

 

 سلام همسنگر ها . از دير آپ ديت شدن معذرت مي خوام . اخيرا اصلا وقت نمي كنم به كارهام برسم . ۲۴ سات شبانه روزم اگه بشه ۳۰ ساعت بازم وقت كم ميارم ! ولي دليل نميشه سنگر رو ترك كنم.

 

در قسمت هاي قبل چند مورد از ادعاهاي صهيونيست ها رو گفتيم و رد اونها رو هم آورديم كه ان شاءلله مقبول بيفته .

و اما براهين ديگري !

قبل از اينكه اين موارد را بررسي كنيم يك داستان كوچك تعريف كنم .

حكايت شده كه در زمان قديم دو زن به نزد يك قاضي رفتند و نوزادي را عرضه داشته و هر يك ادعاي مادري اين كودك را ميكردند . هر دو گريه ميكردند و ميگفتند كه اين فرزند از آن من است . هر يك قسم خوردند ، عجز و لابه كردند و از ادعاي خود دفاع ميكردند . قاضي مستاصل مانده بود كه چگونه گره از كار بگشايد تا بتواند مادر اصلي اين فرزند را از ميان اين دو زن بيابد . پس از قدري تامل طرحي را ارائه كرد .

به آن دو زن گفت كه يكي از آنها دو دست كودك را بگيرد و ديگري نيز پاهاي كودك را . سپس كودك را به ست خويش بكشند . هر يك از اين دو زن كه بتواند قدرت بيشتري را خرج كند و كودك را به سمت خويش بكشد و از چنگ ديگري در بياورد مادر اين كودك است .

اين مسابقه شروع شد ولي در همان لحظه ي اول يكي از آن دو زن دست از كار كشيد و گفت حاضر به انجام چنين كاري نست . زن ديگر سريعا نوزاد را گرفت و گفت كه برايتان اثبات شد كه مادر اصلي منم ؟

ولي قاضي در اين لحظه حكم كرد كه مادر اصلي كودك آن زني است كه حاضر به كشيدن فرزند نشده است . چونكه مهر مادري او موجب شده است تا به فرزند خويش لطمه وارد نشازد و به وي فشاري وارد نكند . ! در اين لحظه بود كه مشخص شد مادر اصلي اين نوزاد كيست !

 

حال فلسطين نيز كودكيست بي زبان كه مادر هاي مختلفي ادعاي آن را دارند . و چگونه ما گره از اين مسئله باز كنيم !

بهتر است برگرديم به حدودا 37 قرن پيش .  يعني زماني كه حضرت يعقوب به همراه فرزندان خود (بني اسرائيل ) ارض كنعان را ترك كرد و به مصر رفت . به جايي كه يوسف (فرزند يازدهم يعقوب ) عزيز مصر بود .

مسئله اينجاست كه چرا پس از اينكه يعقوب و فرزندانش كنعان را به قصد ديدن يوسف ترك كردند . دوباره به آنجا بازنگشتند تا چهارصد و سي سال بعد ؟

اگر واقعا فلسطين براي آنها بوده به هيچ وجه آنجا را ترك نميكردند و يا اگر ترك كردند به زودي به آنجا باز ميگشتند !

اگر واقعا مادر اين كودك بودند آن را تنها نميگذاشتند ! حاضر به دوري از فرزند خود نبودند ! ولي اين فقط تنها باري نبود كه اين مادر دروغين فرزند خود را رها كرد !

 

حدودا 600 سال قبل از ميلاد .بخت النصر (پادشاه بابِل) به اورشليم لشكر كشي كرد و حكومت يهودياني كه در راس آنها "يهوياكين " كه پادشاه يهود بود را براندازي كرد و جانشيني براي وي در فلسطين انتخاب كرد و سردمداران حكومت براندازي شده را به بابل برد تا دست به شورش نزنند . ولي "صدقيا" كه جانشين بود نيز دست به شورش زد و باعث شد كه چند سال بعد بخت النصر دوباره به اورشليم حمله كرده و زيارتگاه ها و معابد اورشليم را تخريب كند و سقوط حكومت بيت المقدس را رقم بزند .و اشراف ، كاهنان ، درباريان و بزرگ زادگان يهودي را به بابل تبعيد كرد .

 

البته در تاريخ ، يهوديان چون چيره دستان عرصه ي تحريف هستند ، تحريف هاي بسيار كذبي را در تاريخ به كار برده اند كه يكي از نمونه هاي آن همين تبعيد يهوديان توسط بخت النصر است كه آن را به صورتي ديگر جلوه دادند . بخت النصر را جنايتكاري خونخوار كه اورشليم را با خاك يكسان كرده و زن و بچه ها را به خاك و خون كشانده ترسيم كرده اند . در صورتي كه اينطور نبوده . هيچ كشتار وسيعي در سقوط بيت المقدس صورت نگرفته و عذابي شامل حال تبعيد شدگان نشده است . بلكه در بابل به خوبي با آنها رفتار شد .

حدودا 50-60 سال پس از آن يعني در سال 539 قبل از ميلاد كوروش پادشاه ايران به بابل حمله كرده و "نبونيدوس" جانشين بخت النصر را شكست داد و حكومت بابل را به زير آورد .

پس از سقوط امپراطوري بابل، كوروش اجازه ي بازگشت شاه و درباريان و اشراف و كاهنان يهود را به بيت المقدس صادر كرد . اما ...... .

اما باز هم اين مادر حاضر نشد فرزند خويش را در آغوش بگيرد . آن را با تهديدات فراوان تنها گذاشت !(زيرا مادر واقعي اين فرزند نبوده ) .

در تاريخ نگاري ها به صورتي تداعي شده كه كوروش يهوديان را از رنج و عذاب نجات داد! انها را از زير يوغ ستم بخت النصر نجات داد و به آنها ناز و نعمت داد . در صورتي كه اينطور نبوده . چون اصلا يهوديان در بابل تحت ظلم و ستم نبوده اند !!

از ميان آن تعداد از يهوديان مستقر در بابل ، فقط فقط يكي از قبائل حاضر شد به اورشليم بازگردد كه پس از بازگشت معابد اورشليم را بازسازي كردند . آن هم  61 هزار درهم طلا ، 5 هزار مناي نقره و... به آن معابد هديه كردند اين خود نشان ميدهد كه نه تنها اينان در بابل تحت آزار و اذيت نبوده اند بلكه در كمال ناز و نعمت بوده اند و توانستند ثروت زيادي را نيز به همراه خود بياورند كه قسمتي از آن را گفتم به معابد هديه دهند !

همين كه قبائل و افراد ديگر يهودي به بيت المقدس بازنگشتند خود نيز مويّد اين نكته است كه از زندگي در بابل و مستحيل شدن در آنجا احساس رضايت ميكردند . علاوه بر آن وابستگي زيادي هم به بيت المقدس نداشتند كه بخواهند بازگردند . در تلمود آمده كه تعدادي از يهودياني كه در بابل بودند وقتي به شهر شوش رسيدند گفتند كه اينجا بهتر از اسرائيل است ! و وقتي به شهر شوشتر رسيدند گفتند اينجا دوچندان بهتر است !!!

جالب تر اينجاست كه آن دسته از يهودياني كه به اورشليم رفتند تا به مرمت معابد بپردازند پس از انجام كار خود به بابل و ايران بازگشتند و ديگران را نيز با خود آوردند !!!

و دسته اي از آنان نيز در دربار ايران نفوذ كردند  و چون بنده قرار است در اينجا به اثبات اينكه فلسطين ملك يهود نبوده بحث كنم وارد اين مبحث نميشوم كه يهوديان با نفوذ در دربار ايران چه ها كردند و نكردند دست به چه جناياتي كه نزدند كه كشتار 75 هزار ايراني فقط در يك روز يكي از آن جنايات است كه خود يهوديان به آن اعتراف دارند و در سِفر استر از كتاب مقدس در باب 9 . آيات 1 تا 17 به صراحت ذكر شده است كه تاكيد ميكنم بخوانيدش . كه ان شاءلله اگر وقت شد بعدا در اين مورد و نفوذ يهوديان در حكومت هاي جهان و سلطه ي آنها بر قدرت و ثروت خواهم نوشت .  

و اما بحث اصلي خودمان ! در سال 66 تا 70 بعد از ميلاد كه تيتوس پادشاه روم (پسر نرون ) به اورشليم حمله كرد و معابد و شهر را تخريب كرد و يهودياني را كه بازمانده ي آنچه كه از قبل در آنجا بودند را نيز از آنجا راند . پس از آن نيز يهوديان به سرتاسر جهان پراكنده شدند و اينگونه شد كه ميبينيم كه برخي در انگليس برخي در لهستان . دسته اي در كانادا  فرقه اي در روسيه و.... و هر قوم و قبيله به گوشه اي از جهان رفت و از 2000 سال پيش كه اين اتفاق افتاد به اين فكر نبودند كه به فلسطين بازگردند و اين مادر باز هم فرزند خود را رها كرد ! چرا كه يهود مادر اين فرزند نبوده و نيست !

شايد در محدوده هاي زماني كوتاهي توانسته اين كودك را در آغوش بگيرد ولي صاحبان اصلي فلسطين كساني ديگرند .

هنوز هم مهاجرت هاي معكوس يهوديان از فلسطين به نيويورك و قسمت هاي ديگر جهان تاييد كننده ي اين موضوع ميباشد .

بحمدلله اين قسمت هم به پايان رسيد . با نظرات خودتون من رو راهنماي و كمك بكنيد . تا شايد بهتر بتونيم در راستاي اهداف خودمون به موفقيت هاي روز افزوني برسيم .

يا علي !

2 نوشته شده در  شنبه 3 دی1384ساعت 23:16  توسط الحديد