
|
آرشيو موضوعي هلوکاست امنيت اسرائيل تاریخ یهود حماس شارون رو بزن !!!! مقاومت تحریم مهدویت انتفاضه قدس یهودیان ایرانآرشيو ماهانه مطالب قبلي صهیون پژوهان -------
پیوندها مرکز عرضه محصولات فرهنگی ضد صهیونیستی
تعداد بينندگان هرگونه استفاده از مطالب اين پايگاه منوط به ذکر منبع و لينك مي باشد |
تعلیق داوطلبانه تعلیق داوطلبانه سلام خدمت تمامی دوستان . باید عرض کنم که به دلیل یه سری مسائل از همون تعلیق هایی که ایران برای فعالیت های هسته ای کرده بو و کاملا داوطلبانه بود !!!! منم کاملا داوطلبانه اس ولی حدودا ۱۰۰ درصد هم خب غیر داوطلبانه اس چون نیستم که بنویسم . برام دعا کنید زنده برگردم . خیلی دوست داشتم این مبحث رو تموم میکردم و بعد میرفتم . ولی انگار نشد که بشه . ان شاءلله توی این چند وقت یه خورده اطلاعات و معلومات بتونم کسب کنم که مفید باشه و بتونم برای شما بازتاب بدم . برای نمایش مطالب توی وبلاگ هم چون چند وقت نیستم . تنظیم میکنم که همه ی مطالبم از اول تا این آخریا رو نمایش بده . اگه صفحه سنگین شد ببخشید . شاید توی این مدتی که نیستم یکی از رفقا دستی به سر و گوش این وبلاگ خرابه بکشه . دعا کنید این رفیقمون هم یه گوشه چشمی به ما بکنه و این کار رو بکنه . تا ببینیم چی میشه . خلاصه اینکه محتاجم به دعا . یا علی !
2
نوشته شده در جمعه 18 شهریور1384ساعت 12:36 توسط الحديد
صاحبان اصلی فلسطین کیانند؟ سلام . براي اين دفعه تصميم گرفتم بنا به امر و نظرات دوستان بيشتر به تاريخچه ي فلسطين بپردازم . و اينكه ورود يهوديان به فلسطين چگونه بوده و... . چون اين بحث خيلي مهمه . و خيلي چيز ها هست كه ماها هنوز ازش مطلع نيستيم . خيلي از مردم هستند (وچه بسا ما ها) كه وقتي ميبينيم كه هي ميگن اسرائيليان جنايت كار فلسطيني ها رو كشتند زدند بردند و... ميگيم كه اي بابا . چي كار به كارشون داريم ؟ اينجا سرزمين اجداديشون بوده يه چند سالي آواره بودند بدبخت ها حالا اومدند توي سرزمين خودشون ! بذاريد باشن ديگه ! و...... در ضمن ادعاي صهيونيست ها اينه كه چون اينجا سرزمين تاريخي ماست بايد اينجا دولت يهودي درست كنيم ! پس براي همين هم ميپردازيم به اين مبحث . از دوستان هم تقاضا دارم كه اگه اشكالي ديدند حتما متذكر باشند ، اگه سوالي دارند بپرسند و اگه پيشنهادي دارند دريغ نكنند . قسمتي از بيانيه ي رسمي اعلام موجوديت دولت اسرائيل در 14 ماه مي 1948: « با توجه به حقوق طبيعي و تاريخي قوم يهود است كه اين دولت در فلسطين تاسيس شده » خب ميبينيم كه چگونه صهيوونيست ها با استفاده از مفاهيمي چون حق طبيعي ! تاريخي و وعده ي الهي مدعي تصاحب هستند . حالا بهتره قبل از اينكه ما بخواهيم بگيم كه كجاي كارشون ايراد داره و اين ادعا رو رد بكنيم بهتره خودمون از اين ادعا اطلاع دقيق داشته باشيم . و يه بار مرور كنيم اونها معتقدند كه : """وقتي حضرت ابراهيم از بابل بنا به امر و وحي الهي به سمت كنعان و مصر رفت و وقتي به كنعان رسيد خداوند به وي گفت كه اين ارض براي خاندان توست و من آن را به ذريه ي تو بخشيدم ، پس از آن اسحاق و يعقوب در كنعان (فلسطين ) زيستند . بعد از مهاجرتشان به مصر و گذراندن آن دوره به همراه حضرت موسي از مصر به سمت فلسطين مهاجرت كردند و از آن زمان پيامبران و پادشاهانشان در آنجا حكمراني كردند .داوود اورشليم را پايتخت خود قرار داد و سليمان معبدي بنا كردو..... و بني اسرائيل در آنجا ساكن بود تا بخت النصر پادشاه بابل آنها را تبعيد كرد و آواره كرد و اورشليم را ويران نمود . در سال 70 پس از ميلاد نيز تيتوس براي بار دو يهوديان را آواره كرد و شهرشان را تخريب كرد و از آن زمان يهوديان در سرتاسر جهان آواره و پراكنده شدند و در حال حاضر نيز بايد از تمامي نقاط زمين يهوديان جمع شوند و در ارض موعود كه خدا بهشان وعده داده است ساكن شوند و دولتي يهودي ايجاد كنند و ين است مشروعيت ايجاد اسرائيل !"""" خب ديديم ادعاي آنها را و اما پاسخ . براي اينكه بحث طولانيه و اون رو نميشه تو يه مطلب خلاصه كرد بالاجبار تو چند قسمت مي نويسم . و اما پاسخ : پاسخم را با چند سوال شروع ميكنم ! آيا سرزمين فلسطين خالي از سكنه بوده و اين منطقه منتظر بوده تا بني اسرائيل از راه برسد و مدعي تصاجب آنجا شوند ؟ آيا تمدن هاي بزرگي كه در اطراف اين منطقه وجود داشته است (ايران در شرق . مصر در غرب و يونان در شمال ) چنين اجازه اي ميداده كه سرزميني با اين امكانات و حاصلخيزي بي سكنه باقي بماند كه فقط بني اسرائيل از راه برسند و داعيه ي تملك آن را بكنند ؟ يعني در آن دوراني كه هر تمدن و كشوري با لشكر كشي سعي در وسعت قلمرو خود را داشته ، فلسطين بدون سكنه بوده و در اين حالت بدون دسترسي بوده ؟ و فقط بني اسرائيل توانستند به آنجا بيايند ؟ مطمئنا اينگونه نبوده است . زيرا ساكنان اصلي و قديمي ترين اهالي فلسطين ، يبوسي ها بوده اند كه در اورشليم ميزيستند . حتي نام اورشليم نيز در قديم يبوس نام داشته است . و خود كتاب مقدس نيز اعتراف كرده است . (سفر يوشع باب 18 . آيات 16 و 28) و اما يبوسي ها چه كساني بودند ؟ يبوسي ها قبيله اي از كنعانيان بودند كه در يبوس ميزيستند . در قبل هم گفته بوديم و دليل آورديم كه مسجدالاقصي از ابتداي خلقت زمين بنا شد در حدود 5000 سال قبل . يبوسيان شهر خودشون رو به موازات مسجد و. دور بخش جنوبي كوهي بنا كردند . ديوارهاي عظيمي هم دورتادور شهرشان كشيدند و آب را از چشمه ها به سمت شهر روانه كردند . اين تاريخي كه ذكر كردم يعني 5000 سال قبل . يعني 1000 سال قبل از اينكه حضرت ابراهيم از بابل به مصر بره و از كنعان عبور بكنه . اگر هم به سفر آفرينش رجوع بكنيد در باب 12 . از آيه ي 4 به بعد . كه به طور خلاصه براتون ميگم گفته شده كه خداوند حضرت ابراهيم را امر كرد كه به همراه همسر خود سارا و لوط(برادر زاده ي ابراهيم . پسر هاران) به سمتي كه تو را هدايت خواهم نمود برو ! و ابراهيم نيز در سن 75 سالگي چنين كرد . وقتي به كنعان رسيد ، كنعاني ها در آن ساكن بودند (!!!) خداوند بر ابراهيم ظاهر شد و به او گفت كه من اين سرزمين را به نسل تو خواهم بخشيد (!) سپس به جنوب كنعان رفت و از آنجا به مصر روانه شد و .... خب توي همين جا كلي مطلب هست كه قابل ذكر هست . و اينكه خود تورات هم براي چندمين بار اعتراف كرد كه از قبل ساكناني در كنعان ميزيستند ! پس نميتوان اين را گفت كه اونجا سرزميني بي ملت بوده و بني اسرائيل بعد از خروج از مصر آنجا را تصاحب كردند . كنعان نه تنها در زمان خروج بني اسرائيل از مصر كه 3200سال پيش بوده ، بلكه از 5000 سال پيش در اونجا تمدن بوده و كنعانيان زندگي ميكردن و يبوسيان هم در اورشليم يا يبوس ميزيستند . پس اين داعيه اي كه آنجا بي ملت بوده كاملا پوچ است . نكته اي ديگر اين است كه گفته شده كه به سمتي كه تو را هدايت خواهم كرد حركت بكن ! پس حضرت ابراهيم به سمت مصر رفته نه به سمت كنعان و اگر هم به كنعان رفته براي عبور بوده است و فقط براي رسيدن به مصر خواسته از آنجا بگذرد پس اين دليل بر اين نيست كه كنعان براي بني اسرائيل است ! نكته اي ديگر اين است كه گفته شده كه خدا اين سرزمين را به نسل ابراهيم خواهد بخشيد . چگونه ميتوان بر صحت يا سقم اين مطلب حرفي زد ؟ اگر يهوديان در طي اين دوراني كه هزاران بار متن كتاب مقدس را دستخوش تغييرات خود كردندبه جاي اين جمله مينوشتند كه من نيمي از كره ي زمين را به تو بخشيدم اي ابراهيم . ما مسلمين و يا ما مردم جهان بايست اين را صحه بگذاريم و بگوييم چون در كتاب يهوديان كه صحت آن مورد شك است اينگونه گفته شده پس بفرماييد اين هم نيمي از كره ي زمين بگيريد و صفا كنيد ؟ ان شاءلله در قسمت هاي بعد بيشتر به موضوع ساكنان اصلي كنعان و چگونگي اوضاع آن منطقه و همينطور سير حركت ابراهيم و خاندانش از بابل به مصر و از مصر به نقاط ديگر ميپردازم . اين پست ه خيلي طولاني شد ببخشيد ولي كمتر اين ديگه جا نداشت . حتما نظراتتون رو بگيد . سوالي داشتيد بپرسيد نهايتش بلد نيستم و ميگم نميدونم ديگه ! چيزي از هيچ كدوممون كم نميشه ! به خاطر غلط هاي تايپي كه مشاهده ميكنيد هم پوزش ميخوام . اينها از نتايج وقت كمه . يا علي !
2
نوشته شده در دوشنبه 14 شهریور1384ساعت 11:58 توسط الحديد
قتل عام يهوديان توسط هيتلر ، از گفتار تا واقعيت قسمت چهارم -سلام . بدون معطلي بريم سراغ قسمت چهارم از بحث "قتل عام يهوديان توسط هيتلر ، از گفتار تا واقعيت" و ان شاءلله اگه بشه ديگه اين مبحث رو تموم كنيم . و حرف و حديثي ديگه نمونه . شايدم نشه و يه تيكه هايي بمونه . طبق قول و قرارهايي كه بود . ميخواستم در اين قسمت در مورد شباهت ها و يكساني هاي نازيسم و صهيونيسم حرف بزنم پس بسم الله : نژاد پرستي : صهيونيسم و نازيسم دو ايدئولوژي مبتني بر نژادپرستي است ؛ براي نازي ها و پيروان هيتلر ، نژاد آريايي و به خصوص "ژرمن ها" پاك ترين و اصيل ترين نژادي هستند كه بايد بر همه ي نژاد ها غالب بشند و براي صهيونيست ها هم نژاد "يهود" اين چنين است . در كتاب "نبرد من" كه به هيتلر نسبتش داده اند (كه هيچ دليل مستدلي هم وجود نداره در موردش) هيتلر مي گويد كه : من قوانين حفظ خلوص نژاد را از مقررات "نحميا" و "عزرا" الهام گرفته ام . (عزرا نحميا كه دو سِفر از اسفار كتاب مدس به نام اين دوست . جزء پيامبران بني اسرائيل بوده اند !) آنگونه كه توجه كرديم نه تنها هيتلر ضد يهود نبوده بلكه از تعاليم كتاب مقدس و يهوديت نيز سود مي برده . اين خودبرتربيني ميان دو جنبش صهيون و نازي ، آنقدر به هم نزديك است كه صهيونيست ها نه تنها از افسانه ي هالوكاست احساس ناراحتي نمي كنند بلكه اون رو مظهر غرور خود و و حتي اين جريان رو بزرگترين فرصت تاريخي خود مي دانند . جعل تاريخي : همانگونه كه صهيونيست ها فجبع ترين تحاريف رو در كتب ديني و تاريخي خودشون و نه تنها خودشون بلكه در تاريخ ديگر كشور ها دست زدند (واجب شد چند جلسه مفصل در مورد همين مسئله حرف بزنم و دليل بيارم) ، نازي ها هم همين گونه كارها رو در طول مدت زماني كه بر راس قدرت بودند انجام ميدادند . و همانطور كه هيتلر بدون توجه به تمدن ديگر كشورها و ملل و اديان مختلف در جهان ، فقط به نژاد ژرمن ها در 6 قرن قبل از خودش و مواجهه ي اونها با اسلاوها توجه مي كرد و اون رو دليلي براي سلطه به جهان و اشاعه ي نژاد ژرمن ها مي دونست . يهوديان هم با دست بردن در تاريخ ، وجود حكومت داوود و سليمان در اورشليم رو بهانه ي تشكيل اسرائيل در فلسطين مي كنند . حق خواهي غير حق : هر دو جريان سياسي حمله به ديگر كشور ها و توسعه ي مرز ها سياسي خود و اشغال اونها رو حق تاريخي خودشان مي دانند . براي ايجاد فضاي حياتي دست به استثمار همسايگان ميزنند و صد البته كه قبل از هر گونه حمله و حضور فيزيكي در كشور هاي همسايه با استقاده از غفلت ، درگيري هاي داخلي و هرج و مرج هايي در انها ايجاد ميكرده و سپس بعد از سرگرم كردن آنها به راحتي آنها را اشغال ميكنند .و براي توجيه عملكرد خود نيز از تعابير ديني و يا ناسيوناليستي و جعل هاي تاريخي استفاده ميكنند تا بر اعمال زشت خود صحه اي بگذارند . اهداف در هر دو جريان ميبينيم كه اهدافي كه دنيال ميكنند (يا ميكردند ) تشابه بسياري دارد و برنامه ريزي هايشان همينطور راهبردهاي آنها براي نيل به اهداف از جهاتي آنقدر متشابه است كه انسان را متحير ميكند . هيتلر در سال 1925 در كتابش طرح هايي را مطرح ميكند كه تمامي آنها را در سالهاي پس از آن انجام داد و هر تكه از پروژه را مو به مو انجام داد . و افكار توسعه طلبانه ي خودش رو جامه ي عمل پوشوند . صهيونيسم نيز همينطور . وقتي هرتزل و يارانشان در كنگره ي بال سوئيس در 1898 اعلام كردند كه در 50 سال بعد دولت يهود تشكيل ميشود . به راستي ديديم كه سال 1948 و دقيقا در 50 سال بعد (نه يه سال بيشتر و نه يه سال كمتر) اسرائيل توسط سازمان ملل به رسميت شناخته شد . و يا پروتكل علماي صهيون كه بسيار هم تكان دهنده است و توسط زعماي يهودي نگارش شده و راهكارهاي سلطه بر جهان را در آن نوشته است آنطور است كه پس از ده ها سال از گذشت نوشته شدن آنها ميبينيم كه مو به موي آنها عمل شده است و دقيقا همان شده كه مي خواسته اند . (مثال يزاده . ميخام زياد طولاني نشه ولي خب راي جا افتادن مطلب به درد ميخوره كه بگم ولي خب بعدا بايد در مورد تك تكشون كلي حرف بزنم براتون ) . يك مورد ديگه هم بگم و بسنده كنم كه بن گوريون (نخست وزير اسبق اسرائيل ) سال 1948 گفته بود كه در لبنان بايد دولتي مسيحي دست نشانده تشكل بشود و برتري مسلمانان از بين برود و... دقيقا مشاهده شد كه در سال 1982 (همزمان با حمله ي اسرايئل به لبنان ، فالانژ هاي وابسته به صهونيست ها كه لبناني الاصل و مسيحي بودند بر راس دولت قرار گرفتند و بشير جميل رئيس جمهور شد . و حتي قبل از اين هم در همان لبنان افرادي چون وليد جنبلاط و ... بودند كه چنين پيش بيني رو عملي كنند . (ديديد گفتم تخصصي ميشه و بايد در مود بيشتر بگم . پس ديگه مثال نميزنم .) خب اين هم از اين پست . گمونم طولاني شد . ولي خب برا 5-6 روز بسه . چون وقت نمي كنم مطلب جديد بنويسم براي اين چند روز .فجيعا مشغولم . برام دعا كنيد .5.
2
نوشته شده در چهارشنبه 9 شهریور1384ساعت 2:1 توسط الحديد
قتل عام یهودیان توسط هیتلر . از گفتار تا واقعیت (قسمت سوم) سلام . ميپردازيم به سومين قسمت از " قتل عام يهوديان توسط هيتلر از گفتار تا واقعيت " در دو قسمت قبل مطالبي عرض شد كه در طي اون گفتيم كه واقعه ي هالوكاست وجود نداشته است . يعني هيچ طرح و برنامه اي براي سوزاندن و يا قتل عام يهوديان در نظر نازي ها نبوده است و صرفا اين يك انحراف بزرگ تاريخي است كه ساخته ي دست خود يهوديان است . و چرا يهوديان ؟ چون واقعه ي هالوكاست نماد مظلوميت يهودي در سطح جهان شناخته شده است . و اساسا برخي از صاحب نظران واقعه ي هالوكاست را پايه و اساس تشكيل رژيم صهيونيستي و بنيان قوي اي براي به رسميت شناخته شدن اين رژيم بوده . هيچ كس جزء يهوديان و صهيونيست ها از هالوكاست سود نبردند . زيرا نه تنها در اين افسانه ي تاريخي خسارتي متحمل نشده اند و كشته اي ندادند ، بلكه سود سرشاري از اين جعل تاريخي به حساب خود ريختند . خود را مظلوم جهان شمردند و ديگر در هر نقطه اي از جهان احساس ميكردند كه ممكن است منافعشان در خطر باشد فرياد انا الظلوم سر ميدادند و جهانيان نيز به خاطر اينكه خودشان مورد اتهام قرار نگيرند نه تنها هيچ خطي بر يهوديان روا نداشتند بلكه آنان را عزيز و سرور خود قرار ميداند تا خدايي ناكرده آنان را فاشيست و آنتي سميتيست نخوانند . خيلي متنش سنگين و ادبي بود ؟ ببخشيد جو منو گرفت. بذاريد ساده تر براتون بگم . تنها قشري كه از مطرح كردن اين افسانه تونست قدرت به دست بگيره همين يهوديان بودند . واژه ي آنتي سميتيم رو مختص خودشون كردند و هر كجاي دنيا كه يك يهودي مورد اتهامي قرار ميگفت سريعا فريا مظلوميت سر ميدادند و پتك آنتي سميتيسم رو بر سر اونها ميكوبيدند . مردم هم به اين خاطر كه نكنه يك وقت آنها هم در رديف نازي ها و هيتلر و... شناخته بشند سعي ميكردند حتي اگر يهوديان در سطح دنيا مرتكب خلافي ميشدند هم كاري به كارشون نداشته باشند . و اما سميتيسم چيه و آنتي سميتيسم . سميتيسم برگرفته از كلمه ي "سام " و سام يكي از پسران حضرت نوح عليه السلام بوده . حضرت نوح پعد از آن طوفان معروف و اسكان در زمين داراي سه پسر شد به نام هاي : يافث ، حام ، سام . نسل سام در بابل مستقر شد و سلسله اي ترتيب داد كه عبارتند از : ارفكشاد=> شالح => عابر => فالج(فالح)=> رعو=> سروج=> ناحور=> تارح => ابرام . (سفر آفرينش باب 10) كه ابرام همان حضرت ابراهيم است . و اگر مطالب قبل من رو مطالعه كرده باشيد در مورد كلمه ي عبري هم گفته بودم كه بنا بر نظر برخي صاحب نظران كلمه ي عبري و عبراني از "عابر" كه جد حضرت ابراهيم بوده گرته شده است كه در اينجا مشاهده ميكنيم عابر جد حضرت ابراهيم بوده و چون نسل حضرت ابراهيم به سام ميرسد و از طرفي نيز يهوديان معتقدند كه نسل بني اسرائيل از حضرت ابراهيم و اسحاق( پسرش )است و خودشان را از سام ميدانند . و اگر كسي افكار و اعتقادات ضد يهودي داشته باشد آنها را آنتي سميتيسم . (يعني ضد سامي) مينامند ! در صورتي كه همانطور كه حضرت ابراهيم جد بني اسرائيل بوده است (كه ناخالصي هم وسطش خيلي زياده) . همانطور هم نسل اعراب و مسلمانان و ... هم از همان حضرت و از سام بوده است . وقتي سلسله ي حضرت محمد(ص) را نگاه بكنيم ميبينيم كه نسل ايشان هم به حضرت اسماعيل ميرسد . و اسماعيل هم پسر ابراهيم بوده است . پس در واقع سميتيسم مختص به يهوديان نيست . ولي آنها سميتيسم را به خود نسبت دادند و هر كسي مخالف آنان باشد را آنتي سميتيسم مينامند . اين هم از تعريف سميتيسم و آنتي سميتيسم . (كه متاسفانه بد جا افتاده تو جهان) براي امروز زياد صحبت كردم . ميخواستم بيشتر به رابطه ي هيتلر ، نازيسم ، فاشيسم و صهيونيسم بپردازم ولي خب نشد و كشيده شديم به بحث هاي ديگه اي كه بد هم نشد . و اطلاعات خوبي رو تونستم بنويسم . ان شاءلله كه بتونيم ازش به خوبي استفاده كنيم و سطح آگاهي هامون بيشتر بشه . به اميد آزادي قدس شريف . يا علي !
2
نوشته شده در یکشنبه 6 شهریور1384ساعت 12:43 توسط الحديد
قتل عام یهودیان توسط هیتلر . از گفتار تا واقعیت 2 سلام
.میپردازیم به دومین قسمت از بررسی واقعه ی هالوکاست . اگر دوستان قسمت قبل رو نخونده اند توصیه میشه حتما اونو بخونند .
اولا لازم به ذکر است که آشويتس و... اردوگاه بوده اند و نه کشتارگاه یا کوره و اتاق گاز . و در آنجا آوارگان جنگ نگهداری میشده اند . که این افراد هم مسیحی بوده اند هم یهودی و هم مذاهب و ادیان و فرقه های مختلف . (پس فقط یهودی نبوده اند ) . در ثانی یهودیان معتقدند که گازی که در این اتاق ها استفاده میشده گاز "زیکلون ب" بو.ده است ==>"Zyclon-B" . در مطالب بعدی به رابطه ی نازیسم و صهیونیم می پردازم و این بجث را خاتمه می دهم . منتظر باشید . نظر هم بدید راهنماییم کنید . یا علی!
2
نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور1384ساعت 23:59 توسط الحديد
قتل عام یهودیان توسط هیتلر . از گفتار تا واقعیت سلام . ببخشید به خاطر اینکه مدتی در مثنوی تاخیر شد .
این عکس خیلی مشکوک است و همینطور عمل موسس این کلوب .واقعا این به چه معناست ؟ آیا هیتلر نماد و سمبل ضد یهودیت است ؟ ضد صهیونیسم است ؟ . تعداد قربانیان جنگ جهانی دوم 50 ملیون نفر بوده است . اگر ما فرض محال نیز بگیریم که 6 ملیون یهودی نیز جزء همین قربانیان باشند . آیا 44 ملیون قربانی دیگر انسان نبوده اند ؟ چرا نباید در مورد آنان حرفی زده شود ؟ برای آنها یادبود گرفت ؟ برای مظلومیت آنها کتاب و مقاله و سخنرانی و... تهیه کرد ؟ آنطور که یهودیان میخواهند ، اگر ما 50 ملیون کشته ی این جنگ را فراوش کردیم مشکلی نیست ولی نباید رقم 6 ملیون یهودی را فراموش کنیم ! 6 میلون . 6 ملیون .6 ملیون ! چه مصیبت عظیمی !
2
نوشته شده در چهارشنبه 2 شهریور1384ساعت 10:16 توسط الحديد
|